31

تیر

1405


حوادث

31 تیر 1405 09:56 0 کامنت

آخرین ساعات پیش از حمله

عصر پنج‌شنبه گذشته، “عیسی جمعی زاده” به دعوت چند نفر از دوستان دوران کودکی‌اش از شهر فین راهی بندرعباس شد تا ساعاتی را در کنار آن‌ها بگذراند. همسرش، “سمیرا متشرعی” می‌گوید از همان لحظه دل‌شوره عجیبی داشت و چند بار از او خواست این دیدار را به زمان دیگری موکول کند.

«به او گفتم دلم شور می‌زند، امشب بیرون نرود، اوضاع جنگی است و می‌ترسم اتفاقی برایت بیفتد، وقتی دیدم دلخور شده است، گفتم برو، فقط زود برگرد.»

پیش از خروج از خانه، عیسی درحالی‌که کفش‌هایش را واکس می‌زد، با لبخند و لحنی شوخ گفت: «شاید رفتم و شهید شدم...»، جمله‌ای که حالا برای همسرش به تلخ‌ترین خاطره زندگی تبدیل‌شده است.

دیدار دوستانه ساعتی بعد به پایان رسید. حوالی ساعت ۱۲ شب، عیسی در آخرین تماس تلفنی با همسرش گفت: «الآن حرکت می‌کنم، تا ساعتی دیگر خانه هستم.» اما این آخرین گفت‌وگوی آن‌ها بود.باگذشت زمان و بی‌پاسخ ماندن تماس‌های تلفنی، نگرانی خانواده بیشتر شد. حوالی ساعت سه بامداد و هم ‌زمان با انتشار خبر حمله به تونل شهید میرزایی، به دلیل اختلال در شبکه ارتباطی، سمیرا برای برقراری تماس و یافتن آنتن تلفن همراه، از خانه خارج شد و به نقطه‌ای رفت که امکان برقراری ارتباط وجود داشت. همان زمان، برادرش که بارها با عیسی تماس گرفته و پاسخی نگرفته بود، راهی محل حادثه شد. دقایقی بعد، تلفن سمیرا به صدا درآمد و برادرش تنها یک سؤال پرسید: «انگشتر دست عیسی چه رنگی است؟»

سمیرا می‌گوید همان لحظه دلش فروریخت و فهمید حادثه‌ای تلخ رخ‌داده است. وی همراه خانواده خود را به محل حادثه رساند، جایی که خودروی مرد جوان، چند متر پس از خروج از تونل، براثر موج انفجار به توده‌ای از آهن تبدیل‌شده بود.

این زن جوان با بغض می‌گوید: «ماشین پژو پارس به‌شدت مچاله شده بود، فقط قسمت کنار راننده سالم‌ مانده بود. امدادگران با دستگاه برش، پیکر بی‌جان عیسی را از داخل خودرو بیرون آورده بودند، او از تونل عبور کرده بود، اما موج انفجار جانش را گرفت.»به گفته همسر این شهید، پیکر عیسی سالم‌ مانده بود و تنها بخشی از سر او آسیب‌دیده بود.وی می‌گوید همسرش بارها از آرزوی شهادت سخن گفته بود.

«همیشه می‌گفت دوست دارم باشرافت شهید شوم، حتی درباره وصیتش هم با من حرف زده بود.»

عیسی جمعی‌زاده حدود پنج سال در دادگستری هرمزگان و در سمت مسئول دفتر اجرای احکام فعالیت می‌کرد.همکارانش او را فردی متعهد، خوش‌اخلاق، مسئولیت‌پذیر و گره‌گشای مشکلات مردم می‌دانستند.وی به‌تازگی مدرک کارشناسی ارشد حقوق خود را دریافت کرده و برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری ثبت‌نام کرده بود و در انتظار اعلام نتیجه پذیرش بود. حدود دو سال و نیم از زندگی مشترکش می‌گذشت و همراه همسرش در شهر فین زندگی می‌کرد.پیکر این شهید روز یکشنبه در زادگاهش روستای باغ نرگس از توابع بخش زیارتعلی، در میان اندوه خانواده، دوستان، همکاران و مردم منطقه به خاک سپرده شد.

روایت امدادگرانی که میان آتش و آوار دویدند

اما روایت همسر "جمعی‌زاده"، تنها یکی از چندین روایت تلخ آن شب است. در سوی دیگر حادثه، امدادگرانی که نخستین دقایق پس از حمله وارد تونل شدند، از شبی می‌گویند که میان دود، آتش و آوار، برای نجات جان مصدومان و انتقال پیکر شهدا جنگیدند.

فرهاد اباذری، عضو تیم واکنش سریع و سرپرست یکی از تیم‌های واکنش سریع هلال‌احمر هرمزگان در این عملیات، از نخستین نیروهایی بود که پس از اعلام حادثه به محل اعزام شد. وی می‌گوید: «ساعت یک و ۱۰ دقیقه بامداد 27 تیرماه جاری خبر حمله اعلام شد، بلافاصله به همراه نیروهای دو تیم واکنش سریع از مرکز استان، نیروهای پایگاه حقانی و پایگاه جاده‌ای دوراهی فین به محل حادثه اعزام شدیم».

اما رسیدن به محل حادثه آسان نبود. به گفته اباذری، پل رودخانه شور نیز هدف حمله قرارگرفته و مسیر اصلی مسدود شده بود، به همین دلیل نیروهای امدادی پس از عبور از مسیرهای خاکی، خودروهای خود را در نقطه‌ای امن متوقف کرده و ادامه مسیر را پیاده طی کردند. وی می‌گوید: «در مسیر حادثه، همه در حال فرار بودند. خودروها پس از اصابت موشک به پل، خلاف جهت حرکت می‌کردند تا از منطقه دور شوند، اما ما تنها خودروهایی بودیم که به سمت خطر می‌رفتیم.

می‌دانستیم هر لحظه ممکن است حمله دوباره تکرار شود، اما داخل تونل افرادی بودند که چشم‌انتظار کمک بودند و نمی‌شد حتی یک لحظه درنگ کرد، ورودی تونل براثر انفجار به گودالی بزرگ تبدیل‌شده بود و هرلحظه احتمال ریزش دوباره وجود داشت، اما فرصت درنگ نداشتیم. باید هرچه زودتر خودمان را به مصدومان می‌رساندیم.»

امدادگران پس از ورود به تونل، با صحنه‌ای روبه‌رو شدند که به گفته اباذری هرگز از ذهنشان پاک نخواهد شد.

«اولین خانواده‌ای که دیدیم، پدر خانواده جان‌باخته بود و مادر و دخترش به‌شدت مجروح شده بودند. همان لحظه پسر خانواده خودش را از بندرعباس به محل رساند و می‌گفت خواهرم تماس گرفته و گفته ما مجروح شده‌ایم، سریع خودت را برسان.»

به دلیل تخریب مسیر، آمبولانس‌ها امکان ورود به محل حادثه را نداشتند و امدادگران ناچار بودند مجروحان را با برانکارد از میان خودروهای مچاله‌شده، آوار و قطعات بتن عبور دهند و به آمبولانس‌های مستقر در سوی دیگر تونل برسانند.

اباذری ادامه می‌دهد: «تمام شهدا و مصدومان در سمت مقابل ما بودند، مجبور شدیم با رعایت نکات ایمنی، خطر را به جان بخریم و پیاده از داخل تونل عبور کنیم. هیچ راهی برای ورود خودروهای امدادی وجود نداشت.»

در جریان این عملیات، چهار پیکر شهدا از خودروهای آسیب‌دیده خارج شد و چندین مصدوم نیز برای ادامه درمان به بیمارستان‌های شهید محمدی و خلیج‌فارس بندرعباس انتقال یافتند. اما مأموریت امدادگران به همین‌جا ختم نشد. هنگام بازگشت از محل حادثه، حوالی پل رودخانه شور، سروصدای مردم توجه آن‌ها را جلب کرد.

اباذری می‌گوید: «خودرویی براثر شدت انفجار از مسیر منحرف‌شده و زیر پل سقوط کرده بود. بلافاصله خودمان را به محل رساندیم، مصدوم را به آمبولانس واکنش سریع منتقل کردیم و برای ادامه درمان به بیمارستان شهید محمدی اعزام شد.»وی می‌گوید آن شب، هر خودرو روایت یک خانواده بود، خانواده‌هایی که برخی چشم‌انتظار بازگشت عزیزانشان ماندند و برخی دیگر، داغدار شدند.

«برای ما آن شب فقط یک عملیات امدادی نبود. در میان دود، آتش و خودروهای مچاله‌شده، هرلحظه با امید پیدا کردن یک مجروح زنده پیش می‌رفتیم، اما گاهی تنها کاری که از دستمان برمی‌آمد، بیرون آوردن پیکر شهدا بود. صحنه‌هایی که هیچ‌وقت از ذهن هیچ‌کدام از نیروهای امدادی پاک نخواهد شد.»

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تنها مسیر تردد اضطراری جاده تازیان به کهورستان است