31

تیر

1405


31 تیر 1405 10:10 0 کامنت

برای بسیاری از بزرگسالان، این رفتار ممکن است نشانه بی‌تفاوتی یا کاهش حساسیت اخلاقی باشد، اما پژوهش‌های تازه روانشناسی رسانه تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند. طنز دیجیتال در بسیاری از موارد نه نشانه بی‌اعتنایی، که راهبردی برای مهار اضطراب و بازپس‌گیری احساس کنترل در برابر رویدادهایی است که فرد هیچ نقشی در تغییر آن‌ها ندارد. بر پایه گزارش موسسه پژوهشی «پیو» در سال ۲۰۲۵، بیش از هفتاد درصد نوجوانان اخبار رویدادهای مهم جهانی را نخستین بار از شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنند و نه از رسانه‌‌های رسمی. هم‌زمان گزارش موسسه «رویترز» درباره اخبار دیجیتال در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد اعتماد نسل جوان به روایت‌های رسمی کاهش یافته و آنان بیش از گذشته از روایت‌های تولیدشده توسط کاربران هم‌سال خود تاثیر می‌پذیرند. در چنین فضایی، شوخی، تصویر و روایت کوتاه به زبان اصلی نسل جدید برای فهم بحران تبدیل شده است.
در جامعه‌ای که تجربه نااطمینانی اقتصادی، محدودیت‌های ارتباطی و فشارهای روانی روزمره با اخبار جنگ و تنش‌های سیاسی درهم می‌آمیزد، نمی‌توان رفتار نوجوانان را تنها با معیارهای اخلاقی یا رسانه‌ای سنجید. آنچه در ظاهر یک شوخی ساده به نظر می‌رسد، در لایه‌های عمیق‌تر می‌تواند بازتاب سازوکارهای دفاعی ذهن، شیوه‌های جدید همبستگی اجتماعی و حتی واکنشی به احساس نابرابری در دسترسی به امنیت، اطلاعات و آینده باشد. از همین رو، فهم زبان طنز نسل جدید بیش از آنکه یک مسئله فرهنگی باشد، به مسئله‌ای روان‌شناختی و اجتماعی تبدیل شده است.

آخرین سپر روان در برابر احساس ناتوانی

روانشناسان سال‌هاست میان خندیدن به بحران و بی‌اهمیت دانستن بحران تفاوت قائل می‌شوند. پژوهش‌های منتشرشده در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که طنز، یکی از کارآمدترین سازوکارهای دفاعی ذهن برای کاهش فشار روانی است. هنگامی که انسان احساس می‌کند بر رویدادهای بیرونی هیچ کنترلی ندارد، ذهن تلاش می‌کند دست ‌کم شیوه روایت آن رویداد را در اختیار بگیرد. نوجوانان امروز نیز دقیقا همین کار را انجام می‌دهند. آنان تصاویر مربوط به حملات نظامی یا تهدیدهای سیاسی را به قالب شوخی، تصویرهای طنز و روایت‌های کوتاه تبدیل می‌کنند تا از شدت هراس بکاهند. بررسی‌های دانشگاه آکسفورد درباره رفتار کاربران جوان در بحران‌های جهانی نشان می‌دهد استفاده از طنز در شبکه‌های اجتماعی پس از رخدادهای پرتنش به طور محسوسی افزایش می‌یابد و این افزایش بیش از همه در گروه سنی پانزده تا بیست ‌و چهار سال دیده می‌شود. از سوی دیگر، گزارش سال ۲۰۲۵ صندوق کودکان سازمان ملل نشان می‌دهد حدود شصت درصد نوجوانان جهان پس از دنبال کردن اخبار جنگ یا فجایع انسانی، احساس اضطراب یا درماندگی را تجربه می‌کنند. بنابراین، شوخی دیجیتال را نمی‌توان صرفا یک سرگرمی دانست بلکه باید آن را نوعی مدیریت هیجان در نسلی تلقی کرد که هم‌زمان با انبوهی از بحران‌های اقتصادی، زیست ‌محیطی، سیاسی و ارتباطی رشد کرده است. در این میان، تفاوت مهمی میان نسل‌های مختلف دیده می‌شود.

نسل‌های پیشین اضطراب را در سکوت یا گفت‌وگوهای خانوادگی تخلیه می‌کردند، اما نسل جدید آن را به یک تجربه جمعی در فضای مجازی تبدیل می‌کند. این فرایند باعث می‌شود احساس تنهایی کاهش یابد و افراد دریابند که دیگران نیز همان نگرانی‌ها را تجربه می‌کنند. از این منظر، طنز نه فرار از واقعیت، بلکه شیوه‌ای برای تاب آوردن در برابر واقعیتی است که امکان تغییر فوری آن وجود ندارد.

از روایت رسمی تا روایت همسالان

اگر نسل‌های گذشته هنگام وقوع یک بحران سیاسی یا نظامی، نخست به رادیو، تلویزیون یا روزنامه مراجعه می‌کردند، نوجوانان امروز اغلب مسیر دیگری را طی می‌کنند. آنان پیش از آنکه روایت رسمی را بشنوند، با ده‌ها روایت شخصی، تصویر کوتاه، شوخی، بازسازی و برداشت کاربران هم‌سن‌وسال خود مواجه می‌شوند. این تغییر تنها حاصل پیشرفت فناوری نیست، بلکه بیانگر دگرگونی در شیوه شکل‌ گیری اعتماد اجتماعی است. در جهان امروز، اعتبار یک پیام برای بسیاری از نوجوانان نه از جایگاه گوینده، بلکه از میزان شباهت او به تجربه زیسته خود ناشی می‌شود. گزارش موسسه رویترز درباره اخبار دیجیتال در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد بیش از نیمی از افراد هجده تا بیست ‌و چهار سال اخبار روزانه را عمدتا از شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنند، در حالی که سهم رسانه‌های سنتی در این گروه سنی به طور پیوسته کاهش یافته است.

هم‌زمان پژوهش‌های «پیو» نشان می‌دهد کاربران جوان بیش از نسل‌های پیشین به توصیه‌ها و روایت‌های همسالان خود اعتماد می‌کنند؛ حتی زمانی که آن روایت‌ها از نظر دقت اطلاعاتی کامل نباشند.

از دید جامعه ‌شناسی، این دگرگونی تنها یک تغییر رسانه‌ای نیست و جابه‌جایی مرجع اقتدار در تولید معناست. نوجوان امروز در محیطی رشد کرده که اطلاعات از بالا به پایین جریان نمی‌یابد، بلکه میان هزاران کاربر بازتولید و بازتفسیر می‌شود. در چنین فضایی، هر رویداد سیاسی پیش از آنکه به یک خبر تبدیل شود، به موضوع گفتگو، شوخی، بازآفرینی و گاه رقابت برای تولید محتوای خلاقانه بدل می‌شود. در نتیجه حتی تهدیدهای امنیتی نیز وارد چرخه مصرف روزمره رسانه‌ای می‌شوند و در کنار محتوای سرگرمی، موسیقی و زندگی روزانه قرار می‌گیرند. این هم‌نشینی ممکن است برای نسل‌های پیشین نامتعارف باشد، اما برای نوجوانان امروز بخشی از منطق زندگی دیجیتال است؛ جهانی که در آن مرز میان خبر، سرگرمی و تجربه شخصی هر روز کمرنگ‌تر می‌شود. در این میان، نباید از زمینه‌های اجتماعی این تحول غافل شد. هنگامی که گروه‌های مختلف جامعه احساس می‌کنند در تصمیم‌های کلان سهم اندکی دارند و امکان اثرگذاری مستقیم بر روند رویدادها محدود است، نیاز به بازآفرینی نمادین واقعیت افزایش می‌یابد. بازنشر طنز، ساختن روایت‌های کوتاه و مشارکت در موج‌های جمعی شبکه‌های اجتماعی را می‌توان تلاشی برای بازپس‌گیری سهمی از قدرت تفسیر جهان دانست؛ سهمی که هرچند واقعیت بیرونی را تغییر نمی‌دهد، اما احساس انفعال را تا اندازه‌ای کاهش می‌دهد. از این منظر، میم‌واره‌های مرتبط با جنگ تنها ابزار سرگرمی نیستند، بلکه نشانه‌ای از تغییر مناسبات میان قدرت، رسانه و تجربه روزمره نسلی هستند که بیش از هر نسل دیگری در دل شبکه‌های ارتباطی رشد کرده است.

اقتصاد توجه و بازتولید طنز در زمان تهدید

برای فهم اینکه چرا شوخی‌های مرتبط با حملات نظامی در مدت کوتاهی میلیون‌ها بار دیده و بازنشر می‌شوند، نباید تنها به ویژگی‌های روانشناختی نوجوانان توجه کرد؛ بلکه باید به سازوکار شبکه‌های اجتماعی نیز نگریست. این شبکه‌ها بر پایه رقابت برای جلب توجه طراحی شده‌اند و هر محتوایی که واکنش هیجانی شدیدتری برانگیزد، شانس بیشتری برای دیده شدن پیدا می‌کند. پژوهش‌های منتشرشده در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ از سوی دانشگاه‌های استنفورد، آکسفورد و گزارش‌های مؤسسه رویترز نشان می‌دهد محتوایی که هم‌زمان عنصر غافلگیری، هیجان و طنز را در خود دارد، به‌مراتب سریع‌تر از محتوای صرفا خبری در میان کاربران جوان دست ‌به ‌دست می‌شود. به همین دلیل، یک تصویر طنز درباره یک بحران سیاسی گاه در چند ساعت به میلیون‌ها کاربر می‌رسد، در حالی که گزارش‌های تحلیلی همان رویداد تنها بخش کوچکی از مخاطبان را جذب می‌کنند. در چنین فضایی، مسئله فقط سلیقه کاربران نیست و معماری رسانه‌های دیجیتال نیز به گونه‌ای عمل می‌کند که احساسات فوری را بر تامل عمیق ترجیح می‌دهد.

این روند پیامدهای اجتماعی مهمی دارد. هنگامی که هر رویداد ناگوار ناچار است برای دیده شدن در قالبی کوتاه، هیجان ‌برانگیز یا طنزآلود عرضه شود، تجربه جمعی از بحران نیز دگرگون می‌شود. نوجوانی که هر روز با صدها تصویر و ویدئوی کوتاه مواجه است، فرصت چندانی برای مکث و تحلیل پیدا نمی‌کند. ذهن او از یک بحران به بحران دیگر حرکت می‌کند و هر خبر، پیش از آنکه به حافظه تاریخی تبدیل شود، جای خود را به موج بعدی می‌دهد. جامعه‌شناسان رسانه این وضعیت را چرخه فرسایش توجه توصیف کرده‌اند؛ وضعیتی که در آن، نه شدت یک رویداد، بلکه توانایی آن در جلب توجه، میزان دیده شدنش را تعیین می‌کند. در نتیجه، حتی تهدیدهای جدی نیز ممکن است در میان انبوهی از شوخی‌ها، تصاویر و واکنش‌های لحظه‌ای، بخشی از جریان عادی مصرف روزانه محتوا شوند. اما در پس این سازوکار رسانه‌ای، مسئله‌ای عمیق‌تر نیز نهفته است.

هنگامی که روابط اجتماعی بیش از پیش در بستر سکوهای دیجیتال شکل می‌گیرد، تجربه انسان نیز تا اندازه‌ای تابع منطق بازار توجه می‌شود بازاری که در آن، هر احساس، هر نگرانی و حتی هر فاجعه می‌تواند به محتوایی برای رقابت بر سر دیده شدن تبدیل شود. از این منظر، نوجوانانی که با طنز به استقبال اخبار تهدید می‌روند، الزاما واقعیت را انکار نمی‌کنند آنان در محیطی زندگی می‌کنند که ارزش هر روایت، بیش از هر چیز با میزان بازدید و بازنشر آن سنجیده می‌شود. بنابراین، میم‌واره های جنگ را نمی‌توان صرفا محصول ذوق نسل جدید دانست. این پدیده بازتاب ساختاری است که در آن فناوری، اقتصاد رسانه و مناسبات نابرابر دسترسی به صدا و دیده‌شدن، در کنار یکدیگر شیوه فهم و بیان واقعیت را بازتعریف کرده ‌اند.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

اصابت پرتابه‌های دشمن آمریکایی در حوالی قشم