اقتصادی
خلیج فارس منطقه ژئوپولتیکی است که از زمانهای گذشته در کشورهای جهان جایگاه والایی داشته است. تراکم کشورهای نفتخیز در این منطقه، اوضاع متشنج و ضعف داخلی اکثر کشورهای منطقه و متکی بودن به قدرتهای خارجی بهویژه در میان عرب زبانها، مجاورت ژئوپولتیکی با شبه قاره هند و نیز تمایز عمده در بافت و ساختار سیاسی-اقتصادی خلیج فارس از ویژگیهای متمایز این منطقه در مقایسه با سایر مناطق ژئوپلتیکی جهان است. منطقه خلیج فارس از زمان کشف و صدور نفت و هم چنین تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی در کانون توجه قدرتهای جهان بوده است. موقعیت حساس و استراتژیک ایران در منطقه خاورمیانه و وجود بحران و عدم ثبات سیاسی در کشورهای مجاور باعث به وجود آمدن تهدیدهای امنیتی برای ایران شده است. بهویژه ایالات متحده آمریکا که بزرگترین تهدید فرامنطقهای است و از 9 اسفند سال گذشته، نفوذ آن به این منطقه حساس و استراتژیک گسترده شده است. در این مقاله قصد داریم به بررسی منافع اقتصادی آمریکا از حضور استرتژیک در منطقه خلیج فارس بپردازیم و تحلیل کنیم که چرا منافع اقتصادی آمریکا بیشتر در مذاکره با ایران است تا ادامه این جنگ فرسایشی.
چرا آمریکا دست روی خلیج فارس گذاشته است؟
بر کسی پوشیده نیست که یکی از اهداف و منافع آمریکا در خلیج فارس، نفت است. در واقع نفت، اصلیترین دلیل آمریکاییها در منطقه است. چرا که در روزگار امروز، هنوز استفاده از انرژیهای پاک چندان گسترده نشده است و از طرفی چنانچه هوش مصنوعی بخواهد با شتاب فعلی به توسعه خود ادامه دهد؛ تمامی دیتا سنترهای آن به سوختی به نام نفت احتیاج دارند. گذشته از آن، نفت همچنان مهمترین عنصر حرکت صنایع مدرن غرب و به ویژه آمریکا است و بیراه نیست اگر بگوییم آمریکا با کمک همین ماده حیاتی به این سطح از شکوفایی اقتصادی دست یافته است. از سویی دیگر، اقتصاد کشورهای خلیج فارس، بر صادرات نفت متکی است و درآمد آن دوباره به کشورهای غربی باز میگردد. بدین ترتیب خلیج فارس را میتوان از جمله مناطقی دانست که کشورهای غربی از آن به عنوان ابزاری برای متعادل کردن میزان پرداختهای خارجی خود استفاده میکنند.
برآوردها نشان میدهد که بازار منطقه خلیج فارس بالغ بر 150 تا 200 میلیارد دلار ارزش دارد و همین بازار که عمده آن کشورهای عربی منطقه هستند نقش مهمی در شکوفایی اقتصاد غرب و بهویژه آمریکا داشته است. همچنین باید در نظر داشت که غیر از دو مورد فوق، آمریکا مایل است در دلارهای مازاد نفتی کشورهای عرب در کشور خودش و سپس بلوک غرب سرمایهگذاری شود. با این توضیحات شاید حالا قدری بهتر علت رفتارهای اقتصادی کشورهای عربی و حضور استراتژیک آمریکا در منطقه خلیج فارس را درک کنید. آمریکا از جهان عرب چیزی به جز یک گاو شیرده بودن نمیخواهد و اعراب سالهاست که در زمین او بازی میکنند و حالا آمریکا به دنبال تسلیم کردن ایران و تصاحب نفت کشور ما نیز هست تا آنچه که با جهان عرب کرده است را بر سر ایران بیاورد.چیزی که ایران سالها برای حفظ آن جنگیده است دقیقا حفظ همین استقلال از بلوک غرب و جلوگیری از سلطهجویی آنها بر سرزمین آبا و اجدادیمان است. اما از این موضوعات که بگذریم؛ به یکی دیگر از اهداف آمریکا در منطقه میرسیم و آن چیزی نیست جز امکانات اقتصادی و تجاری خلیج فارس. چرا که همه کشورهای منطقه تولیدکننده نفت هستند و اقتصادشان بر پایه درآمدهای نفتی است. این امر انگیزه خوبی برای نزدیکی روابط امریکا با کشورهای منطقه به منظور بهرهبرداری هر چه بیشتر از امکانات اقتصادی و تجاری آن فراهم کرده است.
چرا که اعراب قبل از توسعه پیدا کردن، از اقتصاد مطلوبی برخوردار نبودند و اقتصاد کشورشان به شدت به نوسانات قیمت نفت وابسته بود و این آسیبپذیری راه را برای ورود و جولان آمریکاییها در اقتصاد کشورهای منطقه باز کرد و حالا که این کشورها توسعه یافتهاند بیش از هر کشور دیگری، آمریکا از آن نفع میبرد. این عقبماندگی ساختاری در دیگر کشورهای منطقه نیز وجود دارد و همین موضوع آمریکا را بیشتر وسوسه میکند که منطقه را به حیات خلوت خود تبدیل کند و بیش از پیش نفع ببرد. آمریکا خوب میداند که به این هدف نخواهد رسید تا بر منابع و خطوط انرژی کل منطقه خلیج فارس دسترسی کامل پیدا نکند.
پشت پرده اقتصادی چرخش آمریکا از جنگ به مذاکره
بیشک ایران پیروز این نبرد خواهد بود و برای دنیا بسیار بهتر است که ایران پیروز این میدان باشد. آمریکاییها نیز این را خوب میدانند و برای همین است که تا این اندازه به دنبال اتمام جنگ و رسیدن به توافق با ایران هستند چرا که اگر به اسراییل بیش از حد میدان بدهند؛ رژیم صهیونیستی پس از این جنگ به سراغ ترکیه خواهد رفت و از آنجا که ترکیه عضو ناتو است؛ اگر اسراییل بخواهد با ترکیه بجنگد آمریکا مجبور خواهد شد تا از ناتو خارج شود. از آنجا که ترکیه توان نظامی ایران را ندارد؛ پس قطعا به اندازه ایران نیز نمیتواند مقاومت کند و این موضوع به ناتو ضربه خواهد زد و به معنای آن است که اتحاد اروپا، آمریکا و ناتو دچار فروپاشی خواهند شد.
از طرفی با حمله اسراییل به ترکیه، اروپا در فشار مضاعفی فرو خواهد رفت چراکه در حال حاضر به دلیل جنگ اوکراین و روسیه تحت فشار است و اگر اسراییل، اروپا را نیز درگیر این جنگ کند؛ اروپا از چند جبهه تحت فشار قرار خواهد گرفت. این سناریو اقتصاد آمریکا را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد و به هژمونی دلار نیز آسیب خواهد زد لذا آمریکا ترجیح میدهد قبل از اینکه این سناریو قوت بگیرد با ایران مذاکره کند و اقتصاد کشورش را نجات دهد.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
نیروهای مسلح برای تقویت امنیت پایدار کاملا آماده هستند
تیم منتخب کشتی فرنگی فردا راهی ایروان میشود
بیش از ۱۰ میلیون نفر بازی ایران و مصر را از پلتفرمهای آنلاین دیدند
ماموریت دشوار بهبودیافتگان از اعتیاد
صدور هشدار تخلیه برای یک میلیون نفر در ژاپن
محمد طیب انصاری؛ ۳۷ سال خدمت در اتاق بازرگانی بندرعباس
مسئولان کمیته آمادگی جسمانی هرمزگان منصوب شدند
آن سوی آسیبدیدگی
واردات ملوانی از کیش مجاز شد
بندر کنگ، قلب تپنده دریانوردی هرمزگان
آن سوی آسیبدیدگی
« مدرسه دانشمند»، خاستگاه علم و فرهنگ
روایت یک نبرد دیپلماتیک برای حفظ نام خلیج فارس
سه ستون نامدار در تاریخ فوتبال هرمزگان
تیم ملی دوباره از استادیوم به فرودگاه میرود!
زمان رفع مشکل همچنان نامشخص است