اقتصادی
در واپسین روزهای سالی که گذشت، آمارهای رسمی ثبت احوال کشور، زنگ خطری بلندتر از همیشه به صدا درآوردند؛ زنگ خطری که نه از جنس نوسانات اقتصادی زودگذر یا چالشهای سیاسی مقطعی، بلکه از جنس تحولی بنیادین در هرم سنی و آیندهی زیستی ایران است. بر اساس این گزارشها، نرخ خام ولادت در ایران برای نخستین بار در حدود هفتاد سال گذشته به مرز ۱۰ تولد به ازای هر هزار نفر جمعیت سقوط کرده است. همزمان، تعداد کل موالید در سال ۱۴۰۴ به رقم ۸۹۲ هزار و ۲۸۰ تولد رسیده که پایینترین میزان ثبت شده در دهههای اخیر محسوب میشود و رسماً سد روانی یک میلیون تولد را در هم شکسته است.
به گزارش صبح ساحل، این رکوردشکنی منفی، پایان یک دورهی تاریخی و ورود به فاز جدیدی از تحولات جمعیتی را رقم میزند. برای درک عمق این فاجعهی آماری، کافی است نگاهی به گذشته بیندازیم؛ دورانی نه چندان دور که ایران در دههی شصت، اوج انفجار جمعیتی خود را با بیش از دو میلیون تولد سالانه و نرخ باروری بالای ۶ فرزند به ازای هر زن تجربه میکرد. امروز اما، نه تنها خبری از آن رونق جمعیتی نیست، بلکه نرخ باروری کل کشور به سطوحی نزدیک به ۱.۳۵ فرزند به ازای هر زن کاهش یافته که به مراتب پایینتر از نرخ جایگزینی جمعیت (۲.۱ فرزند) قرار دارد و ما را در کنار کشورهای سالخورده و پیشرفتهای نظیر ژاپن و کرهجنوبی قرار میدهد که سالهاست با معضل پیری جمعیت دست و پنجه نرم میکنند.عوامل متعددی در شکلگیری این زمستان جمعیتی دخیل بودهاند که بیتردید مهمترین آنها، معضلات اقتصادی و ناامیدی از آینده است. تورمهای پیدرپی، بحران مسکن، هزینههای سرسامآور تحصیل و درمان، و نااطمینانی شغلی، جوانان را به سمت افزایش سن ازدواج و اتخاذ سیاستهای «فرزند کمتر، زندگی بهتر» سوق داده است. آمارها نشان میدهد که در یک دههی گذشته، تعداد ازدواجها در کشور تقریباً نصف شده و به حدود ۴۳۱ هزار مورد در سال ۱۴۰۴ رسیده است، موضوعی که زنگ خطری برای آیندهی تشکیل خانواده در ایران محسوب میشود. در این میان، میراث تبلیغاتی و سیاستگذاریهای کنترل جمعیت در دهههای هفتاد و هشتاد نیز که بر دو فرزند کافی است تأکید داشتند، امروز بهعنوان بخشی از باورهای عمیقاً ریشهدار در سبک زندگی ایرانی، مانعی جدی بر سر راه فرزندآوری تبدیل شده است.
با این حال، سؤال اساسی اینجاست که آیا صرفاً با مشوقهای مالی و وامهای چندمیلیونی میتوان این روند نزولی را معکوس کرد؟ بررسی تجربهی چهارسالهی اجرای قانون «جوانی جمعیت» نشان داده است که رویکردهای صرفاً انگیزشی و بعضاً محدودکننده، بدون توجه به زیرساختهای اقتصادی و رفاهی و همچنین تغییر نگرشهای عمیق اجتماعی، نه تنها نتوانسته نرخ باروری را به سطح مطلوب ۲.۵ برساند، بلکه هزینههای قابلتوجهی بر نظام سلامت و بودجهی کشور تحمیل کرده است. ایجاد اشتغال پایدار، تأمین مسکن ارزان و در دسترس، فراهم کردن مهدکودکهای رایگان و ارتقای امنیت شغلی زنان، از جمله اقداماتی است که در کشورهای موفق نظیر فرانسه و سوئد نتیجهبخش بوده و ضرورت دارد در ایران نیز با نگاهی جامع و فرابخشی به آن توجه شود.سقوط نرخ ولادت به کانال ۸۰۰ هزار تولد، هشداری فراتر از یک آمار ساده است؛ این پدیده به معنای کاهش نیروی کار جوان در دهههای آینده، افزایش شدید نسبت وابستگی سالمندان به جمعیت فعال، ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی و توقف رشد اقتصادی است. پیشبینیها حاکی از آن است که اگر همین روند ادامه یابد، تا پانزده سال آینده، رشد جمعیت ایران به صفر رسیده و به دنبال آن، وارد فاز کاهش جمعیت خواهیم شد؛ دورانی که در آن به ازای هر فوت، حتی یک تولد نیز ثبت نخواهد شد. این زنگ خطر، دیگر صدای یک نگرانی کارشناسی نیست؛ بلکه واقعیتی انکارناپذیر است که آحاد جامعه، از سیاستگذار تا شهروند عادی، را ملزم به بازنگری در نگاه به خانواده، فرزند و آیندهی این سرزمین میکند.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
خاطرات مبتلا به روایت
زمستان جمعیتی ایران
آمار غمانگیز نقدینگی
قهرمانی تیم تکواندو میکس ایران در جهان
آموزش و پرورش: تعویق امتحانات نهایی بدون تاثیر منفی بر تراز نمرات و کنکور
شبکهسازی قدرت
عادیانگاری ناامنی در جنوب
۹ هزار و ۳۴۷ داوطلب هرمزگانی در آزمون کارشناسی ارشد ۱۴۰۵ شرکت کردند
۲۰ هزار ماینر غیرمجاز و ۶۴۰۰ انشعاب غیرقانونی
قرارگاه خاتم الانبیا: زیرساخت بزنید تمام زیرساختهای منطقه را میزنیم
دربی هرمزگان در هفته اول برگزار خواهد شد
شهرداری بندرعباس با بهترین عملکرد فصل را به پایان برد
آگهی مناقصه عمومی
سند مالکیت آپارتمان
سند مالکیت تک برگی ششدانگ یکباب خانه