فرهنگی و هنری
جامعۀ ایران، با میراث تاریخی و تنوع قومی و نسلی خود، همواره عرصهای برای تکثر آرا و سلایق بوده است. با این حال، آنچه در سالهای اخیر به عنوان چالش جدی مطرح شده، پدیدهای است که می توان آن را «شکاف میان مطالبه و پاسخگویی» نامید. به بیان دقیقتر، بخشهایی از جامعه که سرمایههای انسانی و اجتماعی ارزشمندی به شمار میروند، به این باور رسیدهاند که مکانیسمهای ارتباطی با نهادهای قدرت، کارایی لازم را ندارد.
این ناکارآمدی، از سویی ناشی از مقاومت در برابر بازنگری در برخی سیاستهای به جا مانده از دوران پیشین است و از سوی دیگر به تغییرات بنیادین در سبک زندگی و نظام نیازهای نسل جدید باز می گردد. البته مجموعه اقدامات صورت گرفته تا به الان را نمی توان یکسره نادرست شمرد، اما بسیاری از آنها که در زمان خود پاسخگو بودند، امروز دیگر با نیازهای روز جامعه همخوانی ندارند و اصلاح آنها نه یک انتخاب که یک ضرورت انکارناپذیر است.
نکته قابل تأمل، تأکید بر «ظرفیت همکاری ملی» در بحرانهای بزرگ است. تجربۀ دو جنگ اخیر، که به عنوان آزمونی بزرگ در اتحاد ملی از آنها یاد میشود، نشان داد علیرغم وجود تفاوتهای دیدگاهی عمیق در لایههای مختلف اجتماعی، میتوان بر سر مؤلفههای اساسی هویت ملی به وفاق رسید. این همگرایی، که در عمل به اثبات رسید، پتانسیل عظیمی برای توسعۀ یک گفت و گوی ملی فراگیر را داراست.
با این حال، اگر این سرمایه در مسیر درست هدایت نشود و صدای بخشهای مشارکتکننده در این اتحاد، پس از بحران نادیده گرفته شود، زخمهای تازهای بر پیکرۀ اعتماد ملی وارد خواهد آمد. سرمایه اجتماعی، بر اساس یافتههای پژوهشی، نه یک پدیدۀ دائمی که مقولهای سیال و نیازمند مراقبت است؛ فرسایش آن میتواند به انزوای سیاسی و کاهش مشارکت بینجامد، موضوعی که برای کشوری با جمعیت عظیم جوان بیش از هر چیز هشداردهنده است.
در چنین بافتی، ضرورت شکلگیری یک «گفت و گوی راهبردی» در سطح ملی بیش از پیش نمایان می شود. این فرایند، هدفی فراتر از گفت و گوهای تشریفاتی دارد و در پی آن است که برای درمان این حس بیصدایی، به بازتعریف نقش هر یک از کنشگران اجتماعی بپردازد. در ضمن، نمیتوان تمام فشارهای موجود را به عوامل برونزاد نسبت داد و دشواریهای امروز، تا حد زیادی به نحوۀ تعامل با نسلی بر میگردد که با مختصات فکری و فرهنگی خاص خود، زبان و رویکردی متفاوت میطلبد. در واقع، اگر ساختارهای رسمی از پذیرش این تغییرات زبانی سر باز زنند، نه تنها فرایند همکاری ملی که امکان «همزیستی مسالمتآمیز» آرا و سلایق در چارچوب نظام نیز به مخاطره خواهد افتاد.
از دید جامعهشناسی سیاسی، آنچه امروز به عنوان «احساس بیصدایی» بروز میکند، بیش از آنکه ناشی از یک تصمیم یا کنش خاص باشد، حاصل انباشت کالایی به نام «نابرابری در دسترسی به عرصههای مشارکت» است. به گونهای که گروههای محدودی با برخورداری از امکانات رسانهای و حاشیۀ امنیت بیشتر، خود را به عنوان صدای بلند اکثریت جا میزنند و عملاً انعکاس آرای خفته در کوچه پس کوچههای جامعه را مختل میکنند. برای گسستن از این چرخه، لازم است نهادهای مدنی و اجتماعی، مجال بیشتری برای تنفس یابند و کانالهای ارتباطی چندان تنگ نباشند که صدای کسانی که در کنار دشمن قرار نگرفتند و برای این سرزمین هزینه کردند، در ناخودآگاه تاریخی فراموشی سپرده شود. «گفت و گوی ملی»، به عنوان یک ضرورت انکارناپذیر، مسیری است که از رهگذر آن میتوان به بازسازی اعتماد و ترمیم پلهای ویرانشدۀ میان دولت و ملت امید بست.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
سلیمیپور به عنوان سرپرست دبیری هیئت موتورسواری و اتومبیلرانی منصوب شد
همایش ورزشی روانشناسان و مشاوران بندرعباس
واریز مستمری تیر ماه مددجویان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی(ره)
90 درصد صاحبان کسبوکار از مالیات معاف شدند
نقشه راه حقوقی در اماکن تجاری
3000 موکب ایرانی در اربعین به زائران خدماترسانی میکنند
فرایند ثبتنام حج تمتع سال 1406 اعلام شد
حق اعتراض شهروندان در برابر عملکرد ادارات
آغاز امتحانات نهایی دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم از امروز
معامله خودرو؛ اشتباهاتی که پای مردم را به دادگاه باز میکند
انعطاف سیاسی؟
برقراری مجدد پروازهای فرودگاه شهدای سیرجان
شنیدن آرای خاموش
توزیع کارت آزمون ارشد از فردا
هدیه ارزشمند«عادت کتابخوانی» به کودکان
فرودگاههای هرمزگان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد