اجتماعی
در انتهای شرقی استان هرمزگان هم مرز با استان سیستان و بلوچستان، جایی که زمین با آرامش و طمأنینه به استقبال دریای عمان میرود، خبرهایی از جنس «آهن و آرزو» به گوش میرسد. تصویب ساخت شهر «مکران مرکزی» در پهنه لیردف جاسک، تنها یک مصوبه اداری در پایتخت نیست؛ بلکه تولدِ یک موجود جدید در جغرافیایی است که قرنهاست با لالایی موج و سکوت ساحل و صخره، خو گرفته است. اما این نوزاد توسعه، با خود دو سایه به همراه آورده است: یکی سایه بلند و درخشان پیشرفت به سبک دولتهای مدرن خلیج فارس، و دیگری سایه کبود و سنگینِ «عسلویه» که همچون بختکی بر حافظه جمعی ایرانیان سنگینی میکند.
خور کرتی؛ ریهای که نباید بتونریزی شود
در قلب این جغرافیا، «خور کرتی» قرار دارد؛ رگ حیاتی و بزرگترین خور خاورمیانه که چون ماری زمردین در دل خاک نفوذ کرده است. لیردف امروز در وضعیتی است که گویی در میانه جادوی طبیعت ایستاده است؛ جایی که ریشههای درختان حرا در جزر و مد، با زبان آب سخن میگویند و صیادان بلوچ، قرنهاست رزق خود را از این معجزه سبزآبی صید میکنند.
بیم آن میرود که هجوم ماشینآلات بخش خصوصی، این سکوت باستانی را با غرش بولدوزرها در هم بشکند و جرثقیلهای غولپیکر[که در افق شبیه فلامینگوهای فلزی برای نوشیدن آب به ساحل آمدهاند] جایگزین پرندگان مهاجر شوند. فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، با درک این حساسیت در جلسه اخیر شورایعالی شهرسازی تأکید کرد: «در نقشه مقیاس یکبیستهزارم ما مشاهده میکنیم که سازمان فضایی انتخابشده چیست و چه فعالیتهایی قرار است در آن منطقه مستقر شود.» اما واقعیت مشاهدات میدانی ما در جاسک و لیردف، حکم میکند که بپرسیم: آیا این «سازمان فضایی»، حرمت اکوسیستم حساس خور کرتی را حفظ خواهد کرد یا آن را در محاصره اسکلههای صنعتی خفه میکند؟
عبرت عسلویه؛ هیولایی که فرزندانش را بلعید
تجربه عسلویه در همسایگی خلیج نایبند برای توسعه ایران، حکم زخمی را دارد که هنوز پانسمان نشده است. در عسلویه، صنعت نه به عنوان یک همسایه، بلکه به عنوان یک «فاتح» وارد شد. آنجا «توسعه» همچون غولی سنگی بود که خانههای گلی را زیر پا له کرد و به جای آن، جنگلی از مشعلهای همیشه روشن (فلر) کاشت که شب را از مردم محلی دزدیدند. آنچه برای بومیان ماند، آلودگی، هوای طعمدار و شکاف طبقاتی عمیقی بود که میان «کارکنان پروازی» و «ماهیگیران بیدریا» فاصله انداخت.
خانم فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی با هوشمندی از این فاجعه یاد کرده و میگوید: «در موضوع صنعت و شکلگیری فعالیتهای صنعتی، پیش از ایجاد اشتغال، لازم است مطالعات جامع در حوزه سکونت و اشتغال بهصورت توأمان انجام شود تا شرایطی فراهم شود که بومیان منطقه با مشکلات اجتماعی و معیشتی مواجه نشوند.» این اعتراف به خطاهای گذشته، زمانی از «کلام» به «کمال» میرسد که در لیردف، «انسان ایرانی بلوچ» نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان ستون اصلی توسعه دیده شود.
پارادوکس توسعه میان سفره بلوچ و اشتهای کنسرسیوم
جامعه محلی بلوچ در لیردف، هویت خود را با نبض دریا گره زدهاند. توسعهای که بوی «غریبه» بدهد، یک کوچ اجباری مدرن است. وزیر راه تأکید دارد که: «نخستین افرادی که باید از این توسعه منتفع شوند، بومیان، روستاییان و فعالانی هستند که در اسکله محلی اشتغال دارند.» اما تفاوت مکران با مدلهای موفقی چون سنگاپور، دبی یا دوحه در یک کلمه نهفته است: «پیوند انسان و بوم». در شرق دور، توسعه پایدار در جزیره سنگاپور نشان داد که میتوان بزرگترین بندر جهان بود و در عین حال، ریههای سبز شهر را حفظ کرد. در الگوهای موفق، شهر ساحلی بخشی از زیست بوم محلی است، نه یک وصله ناجور. اگر «مکران مرکزی» بخواهد موفق شود، نباید به یک «شهرِ پادگانی-صنعتی» تبدیل شود. باید بند ناف این شهر به بازارهای سنتی و به نبض زندگی بلوچی متصل بماند.
واگذاری فاز به فاز؛ جراحی بر پیکر نحیف طبیعت
تصمیم برای واگذاری مرحلهای اراضی و دخیل کردن بخش خصوصی، تیغی دو لبه است. فرزانه صادق از لزوم «اعتماد به بخش خصوصی و کنسرسیوم شکلگرفته» سخن میگوید، اما بخش خصوصی به دنبال «سود حداکثری در کمترین زمان» است، در حالی که توسعه پایدار نیازمند «صبر استراتژیک» است. وزارت راه باید نقش آن جادوگری را ایفا کند که تعادل را میان «اشتهای سرمایهگذار» و «حق زمین» برقرار میکند. نباید اجازه داد اراضی منابع طبیعی، صرفاً به کالایی برای سوداگری زمین تبدیل شوند.
فرزانه صادق با اشاره به فرآیند انتقال اراضی میگوید: «اراضی باید از سازمان منابع طبیعی تحویل گرفته شود و در مراحل مختلف به بخش خصوصی و کنسرسیوم واگذار شود.» این استراتژی، اگر با نظارت سختگیرانه نهادهای مدنی و پایش مداوم زیستمحیطی همراه نباشد، میتواند به «تکهتکه شدن» پیکر نحیف طبیعت منجر شود. خور کرتی و سواحل لیردف، یک کلِ واحد هستند؛ نمیتوان بخشی را برای توسعه برید و انتظار داشت بخش دیگر به حیات خود ادامه دهد. توسعهی فازبندیشده نباید به معنای «تخریبِ تدریجی» باشد.
فراتر از مرزها؛ مکران بر سر دوراهی هویت
در حالی که ما در بیم و امیدِ مکران ایستادهایم، نگاهی به آن سوی آبها، تصویری از رقابت و رفاقت با طبیعت را نشان میدهد. دبی و دوحه با همین جادوی «بخش خصوصی» بیابان را به قطب تجارت جهانی تبدیل کردند، اما سنگاپور در شرق دور، درس بزرگتری به ما داد؛ اینکه میتوان بزرگترین بندر جهان بود و در عین حال، ریههای سبز شهر را به عنوان گرانقیمتترین دارایی حفظ کرد. مکران مرکزی نباید به یک «جزیره ایزوله» برای ثروتمندان یا یک «اردوگاه صنعتی» برای کارگران تبدیل شود. این شهر باید با معماری متناسب با اقلیم و بوم منطقه، با ارج نهادن به زبان و لباس و سنت بلوچ، و با درگاههایی باز به سمت دریا، خود را در دلِ فرهنگِ محلی تعریف کند. اگر صدای اذان از گلدستههای مساجد لیردف با تکنولوژی روز جهان همنوا نشود، توسعه تنها در حد جابجایی تودههای بتن باقی خواهد ماند.
«مکران مرکزی» آزمونی محلی برای بلوغ ملی
ساخت شهر جدید مکران مرکزی، آخرین سنگرِ ما برای اثبات این مدعاست که آموختهایم چگونه توسعه پیدا کنیم بدون آنکه «روحِ مکان» را به قربانگاه ببریم. وزیر راه و شهرسازی اکنون قلمی در دست دارد که میتواند تاریخ جنوب را به گونهای دیگر بنویسد؛ داستانی که در آن، ماهیها از سایه شکارگر صنعت نمیگریزند و دریاورزان و صیادان بلوچ در امواج توسعه القایی، گم نمیشوند. تأکید فرزانه صادق بر اینکه «نخستین انتفاع باید به بومیان برسد»، نباید در لایههای سنگین بروکراسی و قراردادهای کنسرسیوم گم شود. ما به یک «عدالت فضایی» نیازمندیم؛ عدالتی که در آن حقِ جزر و مدِ خور کرتی به رسمیت شناخته شود و سفره بومیان لیردف، بزرگتر از سفره سهامداران ایرانی و بینالمللی باشد.
مکران در انتظار است؛ نه فقط در انتظار سرمایه، بلکه در انتظار شعوری که توسعه را با زندگی آشتی دهد. اگر در لیردف، توسعه به معنای ارتقای زندگی صیادان بلوچ و حفاظت از سبزآبی خور کرتی از آبکوهی تا کلیرک باشد، ما پیروز شدهایم. اما اگر چند سال بعد، این منطقه به موزهای از بتنهای سرد و ساحلهای آلوده تبدیل شود، یعنی جادوی توسعه، چیزی جز یک سراب تلخ نبوده است. این بار، بگذارید جادوی مکران، واقعیت زندگی بومیان را زیباتر کند، نه آنکه آن را نابود سازد. بگذارید این بار، دریا واقعاً به ساحل اعتماد کند.
جدیدترین اخبار
آغاز انتخاب واحد نیمسال دوم دانشگاه الزهرا (س) از ۲۱ بهمن
نیروی دریایی هند سه نفتکش ایرانی را توقیف کرد
کارت آزمون دکتری منتشر شد
تماشاخانه سیار کانون پرورش فکری هرمزگان به کار خود پایان داد
تداوم فعالیت سامانه بارشی و ناپایداری جوی و دریایی در هرمزگان
بررسی شرایط و الزامات استفاده از نظارت الکترونیک
کالابرگ دهکهای ۴ تا ۷ از فردا شارژ میشود
اینفوگرافی
مجلس درباره نحوه رسیدگی به لایحه بودجه ۱۴۰۵ جلسه غیرعلنی تشکیل داد
خودروهای برقی و هیبریدی مشمول آزمون ایمنی هستند
قاچاق خاک، جرم امنیتی با برخورد حداقلی
مزایده فروش مجتمع هشت واحدی
آگهی فراخوان عمومی با ارزیابی کیفی نوبت اول
تغییر سبک زندگی و روابط خانوادگی در دوران گرانی
آگهی دعوت مجمع عمومی فوق العاده نوبت اول