19

بهمن

1404


اقتصادی

19 بهمن 1404 08:53 0 کامنت

میراث نرخ بهره پایین و سرمایه‌های مهاجر

ژاپن دهه‌ها با نرخ‌های بهره نزدیک به صفر زندگی کرد؛ سیاستی که در کوتاه‌مدت ثبات می‌آورد، اما در بلندمدت سرمایه را به کوچ تشویق می‌کند. سرمایه‌گذاران ژاپنی در جست‌وجوی بازده، دارایی‌های خود را روانه بازارهای خارجی کردند و نتیجه آن انباشت بیش از ۱۰ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری خارجی شد، رقمی بیش از دو برابر تولید ناخالص داخلی این کشور. این مدل تا زمانی کار می‌کرد که نرخ‌ها پایین و اعتماد بالا بود. اما اکنون، با تغییر چرخه نرخ بهره جهانی، همان سرمایه‌های مهاجر به عاملی برای بی‌ثباتی بدل شده‌اند. افزایش نرخ‌ها مانند عقب‌کشیدن ناگهانی جزر است، ناگهان مشخص می‌شود چه کسی بدون لباس شنا وارد دریا شده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا حتی بخشی از نوسانات اخیر بازدهی اوراق خزانه‌داری را به آشفتگی بازار بدهی ژاپن نسبت داده است. این پیوند نشان می‌دهد که اقتصادهای بزرگ، بیش از آن‌چه در ظاهر به‌نظر می‌رسد، به هم متصل‌اند، لرزش در توکیو می‌تواند در واشنگتن پژواک داشته باشد.

مداخله ارزی، مُسکنِ پرهزینه

سقوط ین به ضعیف‌ترین سطوح سه دهه اخیر، زمزمه مداخله ارزی را در توکیو و واشنگتن بلند کرده است. اما تاریخ اقتصاد بین‌الملل صریح است: مداخله ارزی درمان نیست، مُسکن است. خرید ین می‌تواند چند هفته‌ای بازار را آرام کند، اما ریشه اضطراب را از بین نمی‌برد. بازاری که نسبت به پایداری سیاست مالی و پولی بدبین است، با تزریق مقطعی ارز قانع نمی‌شود. قاعده سه‌گانه اقتصاد باز بار دیگر خودنمایی می‌کند: کشوری که جریان آزاد سرمایه دارد و سیاست پولی مستقل اعمال می‌کند، نمی‌تواند هم‌زمان نرخ ارز را هم کنترل کند. ژاپن اکنون هزینه انتخاب‌های گذشته خود را می‌پردازد، انتخاب‌هایی که زمانی فضیلت به‌نظر می‌رسیدند.

تورمِ جدید، بدهی قدیمی

در نگاه اول، افزایش تورم ژاپن به محدوده ۲ درصد باید به تقویت ین می‌انجامید. اما بازار روایت متفاوتی دارد. بر اساس شاخص بیگ‌مک، ین حدود ۵۰ درصد کمتر از ارزش واقعی خود قیمت‌گذاری شده است. این شکاف بزرگ، نه نتیجه تورم، بلکه بازتاب تردید عمیق سرمایه‌گذاران نسبت به آینده مالی ژاپن است. بدهی خالصی معادل ۱۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی، ژاپن را در صدر بدهکارترین اقتصادهای پیشرفته نشانده است. در چنین فضایی، وعده‌های انبساط مالی و کاهش مالیات، آن هم بدون برنامه تأمین مالی، بیش از آن‌که محرک رشد باشد، زنگ خطر است. بازارها به‌خوبی می‌دانند سیاست‌های آسان امروز، معمولاً به تصمیم‌های سخت فردا منتهی می‌شوند.

دلار ضعیف، شمشیری دولبه برای آمریکا

در آن سوی اقیانوس آرام، تضعیف دلار نیز پیامدهای ساده‌ای ندارد. درست است که دلار ضعیف می‌تواند کسری تجاری را در کوتاه‌مدت کاهش دهد، اما هم‌زمان هزینه سرمایه را برای دولت، شرکت‌ها و خانوارهای آمریکایی افزایش می‌دهد. به همین دلیل، آمریکا دهه‌ها از دلار قوی دفاع کرده است؛ نه از سر غرور، بلکه به‌عنوان ستون نظم مالی خود. دست‌کاری نرخ ارز برای اهداف سیاسی کوتاه‌مدت، می‌تواند این ستون را سست کند. بازاری که احساس کند دلار نیز به ابزار سیاست داخلی بدل شده، دیر یا زود واکنش نشان خواهد داد.

جمع‌بندی:

رأی بی‌رحمانه بازار برای فعالان اقتصادی و بیزینسمن‌های ایرانی که تحولات جهانی را با دقت دنبال می‌کنند، پیام روشن است: نرخ ارز فقط عددی روی تابلو نیست، بلکه رأی اعتماد بازار به سیاست‌گذار است. ینِ ارزان و دلارِ لرزان، بیش از هر چیز از بحران اعتماد سخن می‌گویند، نه صرفاً از اختلاف نرخ بهره یا تورم. دولت‌ها می‌توانند برای مدتی تصویر را با مداخله روتوش کنند، اما آینه بازار در نهایت واقعیت را بی‌پرده نشان می‌دهد. آینده ارزها نه در اتاق‌های مداخله، بلکه در کیفیت سیاست‌گذاری امروز شکل می‌گیرد؛ قاعده‌ای که مرز نمی‌شناسد و دیر یا زود، همه را به یک اندازه داوری می‌کند. ‎

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تاریخ مشخصی برای دور دوم مذاکرات تعیین نشده است