اقتصادی
بررسی آخرین گزارش مرکز آمار از شاخصهای کلان اقتصادی و اجتماعی کشور نشان میدهد که نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۱۴۰۴ به ۴.۸ درصد رسیده است. در حالی که این رقم در سال ۱۳۹۵ معادل ۵.۲ درصد گزارش شده است. یعنی در یک بازه ۹ ساله، نه تنها این نسبت افزایش نیافته، بلکه ۰.۴ واحد درصد کاهش یافته است. اگرچه که در ظاهر مالیات دریافتی سال 95 از 835,248 به 16,911,107میلیارد ریال افزایش پیدا کرده است اما نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی ایران نشان میدهد که این رشد متاثر از رشد تورم بوده است یعنی اگر سال 1404 قرار بود متناسب با سال ۱۳۹۵ مالیات دریافت میشد؛ باید حدود 18,509,255 میلیارد ریال که 1,600 میلیارد ریال بیشتر از رقم فعلی است؛ مالیات گرفته میشد. شاید در ظاهر عدم دریافت مالیات را مثبت ارزیابی کنید اما واقعیت چیز دیگری است. برای فهم بهتر این دادهها بد نیست بدانید نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) حدود ۳۴ درصد و در کشورهای منطقه همچون ترکیه حدود ۲۴ درصد است. متاسفانه ایران در این شاخص در زمره پایینترین رتبههای جهان قرار دارد. همچنین دادهها نشان میدهد که بدهی خارجی ایران از ۱۰,۱۵۵ میلیون دلار در سال ۱۳۹۵ به ۵,۰۴۲ میلیون دلار در دیماه ۱۴۰۴ کاهش یافته است. که به معنای کاهش حدود ۵۰.۳ درصدی در یک بازه ۹ ساله است. این عدد نیز در نگاه اول مثبت ارزیابی میشود چون دولت حجم تعهدات ارزی خود را به نصف رسانده و وابستگی خود به منابع مالی خارجی را کاهش داده است. اما سوال اساسی اینجاست که این موفقیت ظاهری با چه هزینهای به دست آمده است؟
منابع تأمین مالی دولت
دولت برای تأمین هزینههای جاری و عمرانی خود سه منبع اصلی در اختیار دارد: درآمدهای مالیاتی، فروش نفت و استقراض خارجی یا داخلی. اگر نگاه کنیم به مسیر نه ساله ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴بیندازیم؛ متوجه یک تغییر اساسی در ساختار تأمین مالی دولت میشویم. از یک سو، نسبت مالیات به GDP کاهش یافته؛ یعنی سهم مالیات از تأمین هزینههای دولت کمتر شده است.
از سوی دیگر، بدهی خارجی به نصف کاهش یافته یعنی استقراض خارجی نیز مسیر تأمین مالی نبوده است. حتی درآمدهای نفتی در این دوره به دلیل تحریمهای گسترده با نوسانات شدید و محدودیتهای فروش مواجه بوده است. پس دولت هزینههای خود را از کجا تأمین کرده است؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: پایه پولی.
سازوکار مخرب جایگزینی مالیات با تورم
دولت برای جبران کسری بودجه خود که ناشی از عدم وصول مالیات کافی و کاهش درآمدهای نفتی است؛ به استقراض از بانک مرکزی روی میآورد.
این استقراض باعث افزایش پایه پولی میشود. در نظام بانکی ایران با ضریب فزاینده حدود ۷ تا ۸، هر ۱۰۰ همت افزایش در پایه پولی میتواند تا ۸۰۰ همت به نقدینگی اضافه کند.
دادهها نشان میدهد که در اسفندماه سال گذشته ضریب فزاینده معادل 7.095 بوده است. افزایش نقدینگی بدون رشد متناسب تولید، مستقیماً به تورم منجر میشود. این زنجیره مدام به چاپ پول بیشتر ختم میشود.
تورم یا همان مالیات بر فقرا
مهمترین نکته در این میان، اثر توزیعی تورم است. تورم ناشی از رشد پایه پولی یک مالیات تصاعدی معکوس است.
یعنی برعکس مالیات بر درآمد که با افزایش درآمد، نرخ آن افزایش مییابد؛ تورم بیشترین فشار را بر کمدرآمدترین اقشار جامعه وارد میکند. طبقات کمدرآمد عمدتاً دستمزد ثابت دارند؛ پسانداز نقدی آنها به سرعت ارزش خود را از دست میدهد و توانایی آنها برای محافظت از داراییهایشان از طریق خرید طلا، ارز یا مسکن بسیار محدود است.
در مقابل، طبقات بالای درآمدی با انتقال داراییهای خود به سمت داراییهای فیزیکی و ارز، نه تنها خود را در برابر تورم حفظ میکنند؛ بلکه در بسیاری موارد از آن سود هم میبرند. این یعنی دولت عملاً بار تأمین هزینههای خود را از دوش کسانی که توانایی مالیاتی دارند؛ برداشته و بر دوش کسانی که کمترین توان را دارند قرار داده است.
همچنین معافیتهای مالیاتی گسترده برای بخشهای مختلف کشاورزی، مناطق آزاد، برخی صنایع، نهادهای عمومی غیردولتی و ... عملا پایه مالیاتی را محدود کرده و باعث شده که مالیات بر درآمد و اشخاص حقوقی سهم محدودتری داشته باشد که نشاندهنده ضعف در شناسایی و وصول از منابع درآمدی بالا است.
اقتصاددانان معتقدند که تکیه بر تورم، قدرت خرید مردم را تخریب میکند و در بلندمدت پایه مالیاتی را فرسایشی میکند و این موضوع منجر به پدیده financial repression یا سرکوب مالی ختم خواهد شد.
یعنی سپردههای بانکی با نرخ سود اسمی ثابت، ارزش واقعی خود را از دست میدهند و به بیان بهتر، انتقال ثروت از سپردهگذاران (عموم مردم) به دولت و بانکها اتفاق خواهد افتاد. از سویی دیگر، مردم برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت داراییهای فیزیکی مثل مسکن، خودرو، طلا، ارز و ... میروند که خودش تورم داراییها را تشدید میکند.
پس عملا کاهش بدهی خارجی از ۱۰ به ۵ میلیارد دلار در کنار تورم بالا، یک موفقیت واقعی نیست بلکه تغییر شکل بدهی از حالت خارجی به داخلی یا همان پایه پولی است که عملا مردم بهای آن را میپردازند.
چطور اقتصاد ایران از سهگانه مالیات، بدهی خارجی و تورم رها میشود؟
اقتصاد ایران در یک مثلث ناکارآمد گرفتار شده که سه ضلع آن مالیاتستانی ناقص، دسترسی محدود به بدهی خارجی و چاپ پول است.
به عبارتی تحریمهای مالی و عدم دسترسی به بازارهای بدهی بینالمللی باعث شده تا ایران عملاً از گزینه استقراض خارجی محروم شود. از طرفی دولت در مالیاتستانی از ثروتمندان موفق عمل نکرده است و به جای آن به چاپ پول روی آورده است که نوعی مالیات پنهان بر فقرا است.
لذا دولت برای برون رفت از این مشکل باید با اصلاح نظام مالیاتی، مدرنسازی نظام تشخیص و وصول مالیات و افزایش تولید، بتواند نسبت مالیات به GDP را از ۴.۸ به حداقل ۱۲-۱۵ درصد برساند.
همچنین مازاد درآمدهای نفتی خود را در دورههای رونق به جای ورود به بودجه جاری، در صندوق توسعه ملی ذخیره کند تا در دورههای تحریم یا کاهش قیمت نفت، به عنوان جایگزین چاپ پول از آن استفاده کند.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
تجدید مناقصه عمومی همزمان با ارزیابی یکپارچه
آگهی دعوت سهامداران
نتایج آزمون جذب ۵۰۰ مدیر جوان در دولت، اعلام شد
آگهی دعوت به جلسه مجمع عمومی عادی
آگهی دعوت
آگهی دعوت به مجمع عمومی
آگهی مناقصه عمومی نوبت دوم
رمزگشایی از تابآوری اقتصاد سعودی
آگهی مناقصه عمومی نوبت دوم
تیم ملی تیراندازی کشورمان راهی چین شد
چهار شناگر ایران فینالیست شدند
معاون حج و عمره سازمان حج و زیارت: ۳۴ هزار متقاضی برای حج تمتع ۱۴۰۶ اعلام آمادگی کردند
تماشای فینال جام جهانی روی پرده سینماها؛ بلیتفروشی آغاز شد
کارهایی که بعد از تزریق ژل لب باید انجام داد.
نیروی دریایی سپاه مراکز پشتیبانی آمریکا در کویت و بحرین را منهدم کرد