22

تیر

1405


اقتصادی

22 تیر 1405 09:56 0 کامنت

بررسی تغییر در الگوهای کنترل تا پیش از سال ۲۰۲۶، تسلط بر مسیرهای دریایی کلیدی و مدیریت سیستم‌های پرداخت بین‌المللی دلاری، دو رکن اصلی استراتژی مدیریت لجستیک جهانی را تشکیل می‌دادند. ابزارهایی مانند سوئیفت و تحریم‌های مالی، امکان دسترسی به بازارهای جهانی را برای برخی اقتصادها محدود می‌کرد و زنجیره تأمین آن‌ها را به شدت تحت تأثیر تصمیمات سیاسی مراکز قدرت غربی قرار می‌داد. چنین سازوکاری منجر شد تا جریان کالا و انرژی در بسیاری از نقاط جهان، به جای پیروی از نیازهای اقتصادی خالص، براساس معیارهای دسترسی به ارزهای سخت و تأییدیه مسیرهای ترانزیتی مدیریت شود. در واقع، کنترل بر گذرگاه‌های آبی و سیستم‌های بانکی، ابزار اصلی برای هدایت یا محدود کردن جریان تجارت در سطح بین‌المللی بود.

بررسی نقش عملیاتی کریدورهای شمال-جنوب و شرق، جابه‌جایی کالاهای استراتژیک و منابع انرژی در سال ۲۰۲۶، از مسیرهای سنتی دریایی به سمت شبکه‌های ترکیبی زمینی-دریایی در محورهای شرقی متمایل شد. در این الگو، کریدور شمال-جنوب با بهره‌گیری از زیرساخت‌های ریلی و بنادر ایران، مسیری مستقیم برای اتصال روسیه و آسیای مرکزی به بازارهای جهانی ایجاد کرد. همزمان، کریدورهای شرقی با تمرکز بر محور پاکستان، دسترسی کشورهای محصور در خشکی را به آب‌های آزاد تسهیل کرد. این تغییر در مسیرها، باعث شد تا انتقال نفت، گاز و قطعات صنعتی، به جای عبور از نقاط حساس و تحت نظارت قدرت‌های غربی، از طریق شبکه‌ای از ایستگاه‌های ترانزیتی در ایران و پاکستان صورت پذیرد. در واقع، این زیرساخت‌ها به عنوان نقاط اتصال جدید، جریان تجاری شرق را از وابستگی به تنگه‌های آبی تحت کنترل کشورهای متحد استراتژيک ایالات متحده آمریکا رها کردند.

تحلیل این تغییر در الگوهای لجستیکی نشان می‌دهد که هدف اصلی، ایجاد یک امنیت ترانزیتی برای کشورهای محور شرق بوده است. با انتقال مرکز ثقل جابجایی کالا از دریا به خشکی، ریسک محاصره در نقاط اصطلاحاً تنگ به شدت کاهش یافت و استقلال لجستیکی این کشورها تقویت شد. نقش ایران و پاکستان در این معادله، از حالت کشورهای ترانزیتی ساده به تأمین‌کنندگان امنیت مسیر تغییر کرد. این تحول به این معناست که در نظم جدید لجستیکی، کنترل بر زمین و ریل، به اندازه کنترل بر دریاها اهمیت یافته است و این موضوع، توازن قدرت در زنجیره تأمین جهانی را به نفع محورهای شرقی تغییر داد. گرچه هرگز نمی‌توان ظرفیت و نقش مهم باربری دریایی را نادیده گرفت و از آن غافل شد.

مکانیسم‌های مالی جایگزین در زنجیره تأمین

زیرساخت‌های مالی پشتیبان لجستیک در محورهای شرقی، از اتکا به ارزهای ذخیره سنتی به سمت مکانیسم‌های مبادلاتی دوجانبه تغییر مسیر داد. این تحول از طریق فعال‌سازی سیستم‌های تهاتر پیشرفته، استفاده از ارزهای محلی در قراردادهای بلندمدت و به‌کارگیری ارزهای دیجیتال ملی محقق شد. در این مدل، جریان مالی به جای عبور از مراکز تسویه جهانی تحت نظارت غرب، از طریق حساب‌های متقابل در بانک‌های مرکزی کشورهای عضو محور شرق مدیریت شد. در واقع، جداسازی جریان پرداخت از سیستم‌های مالی متمرکز، امکان جابجایی حجم عظیمی از کالا و انرژی را فراهم آورد، بدون آنکه نیاز به تبدیل ارز به دلار یا عبور از شبکه‌های نظارتی سنتی احساس شود. استقلال در لجستیک، بدون استقلال در مکانیسم‌های پرداخت، کامل نمی‌شد. ایجاد یک «حلقه بسته» مالی در شرق، باعث شد تا ریسک‌های مربوط به مسدود شدن دارایی‌ها یا توقف تراکنش‌ها در سیستم‌های بین‌المللی به حداقل برسد. این رویکرد، مفهوم امنیت اقتصادی را از تعریف قدیمی (ذخیره ارزی) به تعریف جدید (دسترسی به مسیرهای پرداخت جایگزین) تغییر داد. در نتیجه، پیوند میان مسیرهای فیزیکی ترانزیت و سیستم‌های مالی غیر-دلاری، منجر به شکل‌گیری یک اکوسیستم اقتصادی موازی شد که در آن، ارزش کالاها بر اساس توافقات دوجانبه و نیازهای استراتژیک تعریف می‌شود، نه بر اساس نوسانات ارزی یا سیاست‌های نظارتی مراکز مالی سنتی.

جایگزینی کامل یا شکل‌گیری یک نظام موازی؟

بررسی داده‌های لجستیکی و جریان‌های تجاری در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که ما با یک «جایگزینی کامل» روبرو نیستیم، بلکه شاهد شکل‌گیری یک نظام لجستیکی دوگانه و موازی هستیم. در حالی که کریدورهای شرقی و سیستم‌های پرداخت غیردلاری، بخش قابل‌توجهی از جابجایی کالاهای استراتژیک و انرژی را به خود جذب کرده‌اند؛ مسیرهای سنتی و ساختارهای مالی قدیمی همچنان در بخش‌های متفاوتی از تجارت جهانی حضور دارند. این وضعیت منجر به پدیده‌ای به نام تکه تکه شدن زنجیره تأمین جهانی شده است؛ جایی که جریان کالا بر اساس نزدیکی‌های سیاسی و تضمین‌های امنیتی در دو شبکه مجزا مدیریت می‌شود. در واقع، جهان اکنون با دو مدل توزیع منابع روبروست؛ یکی مبتنی بر نظم سنتی و متمرکز، و دیگری مبتنی بر شبکه‌های توزیع‌شده و محورهای شرقی.

اهمیت این تحول، در پایان دادن به «انحصار» سیستم قدیمی نهفته است و لزوماً به معنای حذف کامل آن نیست. دستیابی به استقلال لجستیکی در محور شرق، به این معناست که ابزارهای فشار متمرکز دیگر نمی‌توانند منجر به فلج کامل یک اقتصاد شوند. گذار از یک نظام «تک‌قطبی» به یک شبکه «چندقطبی» در مسیرهای حمل و نقل کالاها، ریسک‌های سیستمیک را کاهش داده و توانایی مانور کشورهای محور شرق در مدیریت منابعشان را افزایش بخشیده است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

اصابت چهار پرتابه به محدوده روستای مسن قشم؛ فرماندار: ابعاد حادثه در دست بررسی است