اقتصادی
ظهر داغ و شرجیزده هفتم تیرماه ۱۴۰۵، سرانجام یکی از مطالبات دیرینه مردم هرمزگان به نتیجه رسید. امکان تردد خودروهای پلاک مناطق آزاد در سرزمین اصلی، مطالبهای بود که نزدیک به ۲۰ سال میان بخشنامهها، اختلاف برداشت دستگاههای اجرایی و پیچوخمهای اداری معطل مانده بود. طبیعی است که تحقق چنین مطالبهای، خبری امیدوارکننده برای صدهاهزار شهروند قشم، کیش و دیگر ذینفعان این طرح در جغرافیای هرمزگان و پسکرانه نشینان خلیج فارس در سایر استانها باشد.
اما گاهی در حکمرانی، اصل یک تصمیم ممکن است «درست» باشد، اما نحوه «اجرای نادرست» آن، بخش مهمی از دستاورد را تحتالشعاع قرار میدهد. اتفاقی که در آیین رونمایی این طرح به میزبانی جزیره کیش رخ داد، از همین جنس بود؛ رویدادی که میتوانست نمادی از همدلی و مشارکت دو منطقه آزاد قدیمی ایران باشد، اما در روایت رسانهای و ذهن بخشی از افکار عمومی، به پرسشهایی درباره عدالت، مشارکت و شیوه حکمرانی انجامید. برای توصیف این وضعیت، شاید استعاره «آفساید» در فوتبال بهترین تمثیل باشد. در فوتبال، بازیکنی که در موقعیت آفساید قرار میگیرد، حتی اگر بهترین فرصت گلزنی را داشته باشد، پیش از آنکه بازی به ثمر برسد، با سوت داور جریان مسابقه متوقف میشود. در عرصه مدیریت نیز گاهی عدالت، عقلانیت اجرایی و حتی سرمایه اجتماعی، پیش از آنکه فرصت اثرگذاری و برکتآفرینی پیدا کنند، در موقعیت آفساید قرار میگیرند؛ نه به دلیل نبود قانون یا اراده، بلکه به واسطه ضعف در طراحی، اجرا و روایت یک تصمیم.
محمد آشوری استاندار هرمزگان در مراسم آغاز اجرای این طرح، آن را جلوهای از «حکمرانی مطلوب»، «همدلی» و «تحقق عدالت» توصیف کرد. اصل این نگاه، قابل دفاع است؛ اما پرسش اینجاست که آیا عدالت تنها در نتیجه یک تصمیم معنا پیدا میکند یا شیوه اجرای آن نیز بخشی از عدالت است؟ همین پرسش، نقطه آغاز نقدهای مطرحشده درباره محل برگزاری این مراسم است.
طرح تردد خودروهای مناطق آزاد، طرحی مشترک برای قشموندان و کیشوندان در وهله نخست بود؛ اما بنا به دلایلی که بر نگارنده این نوشتار نامعلوم است، مراسم رونمایی در جزیره کیش برگزار شد؛ جزیرهای که بیش از ۳۰۰ کیلومتر با مرکز استان فاصله دارد. این در حالی است که قشم، بهعنوان بزرگترین جزیره خلیج فارس و یکی از اصلیترین ذینفعان این طرح، تنها ۳۰ کیلومتر با بندرعباس فاصله دارد و از ابتدای دهه ۱۳۹۰ هجری خورشیدی نیز یکی از کانونهای اصلی شکلگیری این مطالبه محسوب میشد. همین انتخاب مکان برگزاری رویداد، از همان ساعات نخست، این پرسش را در فضای رسانهای ایجاد کرد که آیا نمیشد برای چنین طرح مشترکی، سازوکاری طراحی کرد که هر دو منطقه آزاد سهمی عادلانه و برابر در روایت این موفقیت داشته باشند؟ تناقض اصلی، نه در اصل طرح، بلکه در نحوه برگزاری مراسم آشکار شد. در حالی که عنوان برنامه، رونمایی از «طرح مشترک قشم و کیش» بود، تقریباً تمام روایت مراسم و حتی ویدئوهای تبلیغاتی و نماهنگهای پخش شده در رویداد، بر ظرفیتها و دستاوردهای منطقه آزاد کیش متمرکز شد. در مقابل، سالن خلیج فارس سازمان منطقه آزاد قشم با حضور مسئولان شهرستان، مدیران منطقه آزاد، فرماندهان انتظامی و اصحاب رسانه آماده برگزاری بخش مشترک برنامه بود و زیرساخت ارتباط برخط (ویدئوکنفرانس) نیز از قبل، فراهم شده بود؛ اما این ارتباط هرگز برقرار نشد تا به فرصتی برای ارائه روایت قشم در طرح تردد خودروها هم پرداخته شود و حدود شصت هفتاد نفر در سالن رویداد جزیره قشم مثل مسابقات فوتبال جام جهانی فقط تماشاگر روی سکو، بودند! نه سخنرانی مستقلی از چند مسئول یا چهرههای جامعه محلی حاضر در رویداد همزمان جزیره قشم انجام شد، نه سهمی عادلانه در روایتگری متناسب با جایگاه این جزیره در شکلگیری و اجرای این مطالبه به آن اختصاص یافت و نه تصویری از مشارکت برابر دو منطقه آزاد در ذهن مخاطب شکل گرفت. همین مسئله باعث شد بخشی از افکار عمومی، بهویژه در قشم، احساس کند در رویدادی که قرار بود متعلق به هر دو منطقه باشد، نقش بزرگترین جزیره خلیج فارس که ۱۶برابر کیش وسعت جغرافیایی، چهار برابر آن جمعیت شهروندی دارد و با ۲۰هزار خودروی پلاک منطقه تقریبا حدود دوبرابر تعداد خودروی بیشتر دارد، نادیده گرفته شده است. شاید برگزارکنندگان رویداد کیش، چنین استنباط یا برداشتی نداشته باشند، اما در حکمرانی مطلوب مدنظر جناب استاندار، آنچه مردم «احساس عدالت» میکنند، گاهی به اندازه خود «واقعیت عدالت» اهمیت پیدا میکند. سرمایه اجتماعی، بیش از آنکه محصول تصمیمها باشد، نتیجه «ادراک عمومی» از نحوه اجرای آنهاست. از همین منظر، پرسش اصلی این نیست که چرا مراسم در کیش برگزار شد؛ بلکه این است که چرا طراحی برنامه به گونهای نبود که قشم نیز به همان اندازه در متن روایت قرار گیرد؟ اگر عدالت، ستون حکمرانی مطلوب است، این عدالت باید در توزیع فرصتهای روایت، مشارکت در صحنه رویداد و دیده شدن حق و سهم مردمان یک سرزمین نیز خود را نشان دهد، نه فقط در «متن مصوبه» یا «نتیجه یک تصمیم اجرایی».
وقتی رسانهنگاران هم گرفتار «خطای آفساید» میشوند
شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که پس از برگزاری این مراسم در فضای رسانهای استان شکل گرفت، نه به محل برگزاری آن، بلکه به شیوه مدیریت اطلاعرسانی و مشارکت رسانهها مربوط بود. در سالهای اخیر، مدیران کشور به ویژه رییس جمهور پزشکیان بارها بر نقش رسانهها در افزایش سرمایه اجتماعی، شفافیت و تقویت حکمرانی مطلوب تأکید کردهاند. رسانه، در این نگاه، صرفاً ابزار اطلاعرسانی یا پروپاگاندای عملکرد دولتمردان نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند حکمرانی است که آقای استاندار با عنوان «حکمرانی مطلوب» درباره آن، روایتپردازی و سخنسرایی میکند؛ پلی میان تصمیمگیران و افکار عمومی. با این حال، آنچه در مراسم رونمایی طرح تردد خودروهای مناطق آزاد به میزبانی جزیره کیش رخ داد، تصویری متفاوت را به نمایش گذاشت. بر اساس اطلاعات دریافتی از همکاران رسانهای اعزامی به جزیره کیش، یک پرسش ساده در ذهن کنشگران حوزه افکار عمومی و ناظران توسعه مطرح میشود؛ چه ضرورتی وجود دارد که بیش از ۴۰ خبرنگار از بندرعباس، آنهم از ساعت چهار تا پنج صبح یکشنبه هفتم تیرماه، خانههای خود را ترک کنند و پس از سفری نزدیک به پنج شش ساعت با اتوبوس در مسیری بیش از ۳۰۰ کیلومتری، در گرمای طاقتفرسا و شرجی کرانههای خلیج فارس، به جزیره کیش اعزام شوند؛ آن هم در شرایطی که فضای منطقه، هنوز تحت تأثیر تنشهای امنیتی، پیامدهای تجاوز نظامی اخیر دشمن و نقض مکرر آتشبس از سوی آمریکا قرار دارد؟ بخش بدتر ماجرا اینکه، این هیات مطبوعاتی و رسانهای اعزامی در جهنم گرمای تابستانی جنوب و تردد در مسیر زمینی- دریایی، تا حوالی ساعت یک بامداد روز بعد (دوشنبه هشتم تیرماه) موفق میشوند به خانههای خود در بندرعباس بازگردند؛ یعنی رسانهنگاری و روایتگری توسعه با اعمال شاقه! این بخش از نقد نگارنده را تنها نباید به یک مسئله رفاهی یا صنفی جامعه رسانهای تقلیل داد؛ بلکه پرسشی درباره منطق تصمیمگیری در حوزه تدبیر امور است. در ادبیات حکمرانی، هر تصمیم اجرایی باید بر مبنای نسبت «هزینه به منفعت» سنجیده شود. آیا منافع رسانهای این مراسم، ارزش تحمیل حدود ۲۰ ساعت فرسایش جسمی و روانی به دهها خبرنگار، تصویربردار و عوامل رسانهای مرکز استان را داشت؟ تناقض ماجرا آنجاست که سکانداران دولت محلی (به ویژه استانداری) و برگزارکنندگان این رویداد در جزیره کیش، از «دولت هوشمند»، «حکمرانی مطلوب» و «عدالت» سخن میگویند، اما در عمل، ابتداییترین اصل مدیریت رویدادهای عمومی یعنی احترام به وقت، امنیت، سلامت و بهرهوری انسانها و اهالی رسانه را نادیده میگیرند. رسانه، یکی از ذینفعان حکمرانی است و همان اندازه که انتظار میرود «روایتگر توسعه» باشد، حق دارد خود نیز «موضوع احترام» در فرآیند توسعه قرار گیرد. از منظر اقتصاد حکمرانی نیز این تصمیم محل تأمل بسیار است. دهها خودرو، چندین شناور، پذیرایی، هماهنگیهای اجرایی، ساعتهای کاری غیرمفید مدیران و خبرنگاران و هزینه فرصت از دسترفته آنان، همگی بخشی از بهای برگزاری مراسمی بود که میتوانست با طراحی متفاوت، کمهزینهتر، ایمنتر و اثربخشتر در خود بندرعباس برگزار شود. حکمرانی مطلوب تنها در اجرای یک سیاست خلاصه نمیشود؛ در نحوه مصرف منابع عمومی نیز معنا پیدا میکند. شاید برگزارکنندگان تصور میکردند که انتخاب «جزیره زیبای کیش»، بر شکوه مراسم میافزاید؛ اما در عصر ارتباطات، اعتبار یک رویداد نه از لوکیشن برگزاری، بلکه از کیفیت تصمیمسازی، احترام به ذینفعان و عقلانیت در مدیریت آن حاصل میشود. هرچه مراسم پرزرقوبرقتر باشد، اگر منطق اجرایی آن قابل دفاع نباشد، بیش از آنکه به تقویت سرمایه اجتماعی بینجامد، پرسشهای تازهای درباره اولویتهای مدیریتی ایجاد خواهد کرد. در مقابل، اگر بخشی از برنامه بهصورت همزمان در قشم یا بندرعباس طراحی میشد، امکان حضور محترمانهتر رسانهها، خبرنگاران و حتی شهروندان جزایر مرکز استان هم فراهم بود؛ اقدامی که میتوانست احساس مشارکت را تقویت کرده و روایت این موفقیت را به روایتی فراگیرتر تبدیل کند. این موضوع، البته صرفاً یک نقد رسانهای نیست؛ بلکه به یکی از اصول بنیادین «حکمرانی مطلوب» بازمیگردد. حکمرانی مطلوب، تنها در تصویب سیاستهای درست خلاصه نمیشود؛ بلکه در کیفیت اجرا، نحوه مشارکت ذینفعان، توزیع فرصتهای دیده شدن و احترام به سرمایه اجتماعی نیز معنا پیدا میکند. اگر هدف از برگزاری چنین مراسمی، تقویت همبستگی و نمایش موفقیت مشترک دو منطقه آزاد بود، شاید میشد با طراحی متفاوت، هم قشم و کیش را به یک اندازه در قاب این موفقیت نشاند و هم بخش وسیعتری از رسانههای مرکز هرمزگان را به شریک روایت این دستاورد تبدیل کرد؛ زیرا در عصر ارتباطات، موفقیت یک تصمیم، تنها به اجرای آن وابسته نیست، بلکه به «کیفیت» روایتی بستگی دارد که از آن در ذهن افکار عمومی شکل میگیرد.
درسها و عبرتهای رویداد پرحاشیه کیش
آنچه درباره آیین رونمایی طرح تردد خودروهای پلاک مناطق آزاد مطرح شد، نافی اهمیت اصل این دستاورد نیست. برعکس، اجرای این طرح را باید یکی از اتفاقات مثبت سالهای اخیر در هرمزگان دانست؛ مطالبهای که پس از سالها پیگیری، سرانجام به نتیجه رسید و میتواند بخشی از مشکلات شهروندان و فعالان اقتصادی مناطق آزاد را برطرف کند. اما تجربه این مراسم، یک درس مهم برای نظام حکمرانی محلی نیز در خود دارد؛ اینکه موفقیت یک سیاست، تنها به تصویب و اجرای آن وابسته نیست، بلکه نحوه اجرای مراسم، مدیریت روایت، احترام به همه ذینفعان و چگونگی مشارکت دادن بازیگران مختلف نیز بخشی از همان موفقیت است. اگر قرار است از «حکمرانی مطلوب» سخن گفته شود، این مفهوم نباید تنها در متن سخنرانیها یا ادبیات رسمی باقی بماند. حکمرانی مطلوب زمانی معنا پیدا میکند که عدالت، نه فقط در توزیع منافع، بلکه در توزیع فرصتهای مشارکت، دیدهشدن و شنیدهشدن نیز رعایت شود؛ از مدیران دو منطقه آزاد گرفته تا رسانهها، نخبگان و مردمی که سالها این مطالبه را دنبال کردهاند. شاید برگزارکنندگان مراسم هرگز قصد نادیده گرفتن قشموندان یا کم توجهی به احترام و کرامت رسانههای مرکز هرمزگان را نداشتهاند؛ اما در حکمرانی، «ادراک عمومی» گاه به اندازه واقعیت اهمیت دارد. آنچه در ذهن مردم باقی میماند، صرفاً متن مصوبه یا جزئیات فنی یک تصمیم نیست، بلکه احساس رضایتمندی یا تصویری خوشایند است که از نحوه اجرای آن شکل میگیرد. سرمایه اجتماعی نیز دقیقاً از همین تصویر و حساس رضایت تغذیه میکند. امروز بیش از هر زمان دیگری، هرمزگان به همافزایی میان همه ظرفیتهای خود نیاز دارد؛ استانی که توسعه آن بدون همدلی میان قشم، کیش، بندرعباس و دیگر جزایر و شهرستانهای سیزدهگانه، ممکن نیست. هر تصمیمی که بتواند این حس مشارکت را تقویت کند، به انسجام اجتماعی کمک خواهد کرد و هر اقدامی که ناخواسته احساس نادیده گرفته شدن بخشی از ذینفعان را ایجاد کند، بخشی از این سرمایه را فرسوده خواهد ساخت. شاید به همین دلیل، مهمترین پیام این رویداد، نه درباره خودروهای پلاک مناطق آزاد، بلکه درباره شیوه حکمرانی باشد؛ اینکه عدالت، تنها در مقصد معنا پیدا نمیکند، بلکه در تمام مسیر نیز باید دیده شود. در فوتبال، آفساید با یک سوت پایان مییابد و بازی از نو آغاز میشود؛ اما در عرصه حکمرانی، هرگاه عدالت، مشارکت و سرمایه اجتماعی در آفساید قرار گیرند، بازگرداندن اعتماد عمومی به مراتب دشوارتر خواهد بود. هنر حکمرانی مطلوب آن است که پیش از آنکه سوت آفساید به صدا درآید، زمین بازی را چنان طراحی کند که همه بازیگران، خود را بخشی از یک پیروزی مشترک بدانند، نه تماشاگر موفقیتی که میتوانست روایت آن نیز به همان اندازه عادلانه باشد.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
فروش بلیت قطار مراسم تشییع رهبر شهید از ساعت ۱۴ امروز آغاز میشود
دسترسی به بلیت اتوبوس مراسم تشییع از سامانههای آنلاین اعلام شد
افزایش ظرفیت قطارها از هرمزگان برای بدرقه رهبر شهید
کمکهزینه آموزشی و رفاهی برای ۲ میلیون دانشآموز با «کارت نشاط»
حضور رییسجمهور و رئیس مجلس عراق در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب
صادرات ۵۰ میلیون بشکه نفت ایران پس از رفع محاصره آمریکا
محدودیتهای ترافیکی مراسم تشییع رهبر شهید در جادهها
قیمت جهانی طلا کاهشی شد
افزایش نرخ دلار و یورو در معاملات حواله مرکز مبادله
تخلیه ۴۴۰۰ تن بلوک آند برای اولین بار در بندر منطقه ویژه اقتصادی پارسیان
دستگیری شکارچی متخلف در حاجیآباد
سرمربی اکوادور استعفا کرد
افتخارآفرینی در ژاپن تا میزبانی مسابقات کشوری
۸ نکته و توصیه برای پیشگیری از گرمازدگی
پیش بینی برداشت ۲۰۰ هزار تن محصول خرما در هرمزگان