اجتماعی
در سالهای اخیر، گفتگو درباره سلامت روان کودکان بیش از هر زمان دیگری وارد زندگی روزمره خانوادهها شده است. والدین امروز بیش از نسلهای گذشته درباره اضطراب، اعتماد به نفس، تابآوری و رشد هیجانی مطالعه میکنند، کتاب میخرند، به توصیه متخصصان گوش میدهند و تلاش میکنند فرزندانی سالمتر پرورش دهند. این تغییر، در نگاه نخست نشانهای امیدوارکننده از افزایش آگاهی عمومی به نظر میرسد اما همزمان پدیدهای متناقض نیز در حال شکلگیری است. هرچه والدین برای حذف اضطراب از زندگی کودکان بیشتر تلاش میکنند، گزارشهای علمی از افزایش اختلالات اضطرابی در میان نوجوانان و کودکان خبر میدهند.
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، حدود یک کودک یا نوجوان از هر هفت نفر در جهان با نوعی اختلال روانی زندگی میکند و اختلالات اضطرابی سهم قابل توجهی از این آمار را تشکیل میدهند. همزمان، صندوق کودکان سازمان ملل هشدار داده است که پیامدهای همهگیری کرونا، ناامنیهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی، گسترش جنگها و افزایش فشارهای آموزشی، تجربه زیستن کودکان را نسبت به یک دهه پیش به طور محسوسی دشوارتر کرده است. در بسیاری از کشورها نیز مراجعه کودکان به خدمات سلامت روان پس از سال ۲۰۲۰ روندی صعودی داشته است. در چنین شرایطی، بسیاری از والدین میکوشند هر موقعیت اضطرابآور را از مسیر زندگی فرزند خود حذف کنند؛ از حل کردن اختلاف های کوچک میان کودکان گرفته تا جلوگیری از هرگونه شکست، ناکامی یا تجربه دشوار. اما یافتههای جدید روانشناسی رشد نشان میدهد مشکل اصلی خود اضطراب نیست که ناتوانی کودک در تجربه، تحمل و مدیریت آن است. اضطراب، اگر در حد طبیعی و در محیطی امن تجربه شود، بخشی ضروری از رشد مغز، شکلگیری مهارت حل مسئله و افزایش احساس شایستگی است.
نخستین درس رشد
یکی از مهمترین تغییرات در روانشناسی کودک طی سالهای اخیر، بازنگری در نگاه سنتی به اضطراب است. برای سالها، بسیاری از والدین تصور میکردند هر نشانهای از ترس یا نگرانی باید فورا از بین برود اما اکنون پژوهشهای متعدد نشان میدهد اضطراب طبیعی، همانند درد جسمانی، نوعی سامانه هشدار است که مغز برای سازگاری با محیط از آن استفاده میکند. کودکی که پیش از نخستین روز مدرسه، اجرای برنامهای در جمع یا امتحان احساس نگرانی میکند، الزاما دچار مشکل روانی نیست که مغز او در حال آماده شدن برای مواجهه با موقعیتی تازه است. روانشناسان رشد تاکید میکنند زمانی که والدین پیش از کودک وارد عمل میشوند و همه دشواریها را برای او حل میکنند، فرصت یادگیری از بین میرود. کودکی که هرگز شکست را تجربه نمیکند، موفقیت را نیز به توانایی خود نسبت نخواهد داد. احساس شایستگی زمانی شکل میگیرد که فرد موقعیتی دشوار را پشت سر بگذارد و دریابد از عهده آن برآمده است. حذف اضطراب، در عمل، حذف همین تجربه است. در مقابل، حمایت هیجانی با محافظت افراطی تفاوت دارد. کودک باید بداند هنگام ترسیدن تنها نیست اما همزمان بیاموزد که بسیاری از موقعیتهای نگرانکننده را میتواند با تواناییهای خود مدیریت کند. چنین تجربهای، پایه شکلگیری تابآوری در سالهای بعد زندگی خواهد بود مهارتی که نه در کلاس درس که در مواجهه تدریجی با واقعیتهای زندگی ساخته میشود.
آیا اضطراب زبان تربیت شماست؟
اضطراب کودکان همیشه از درون خود آنان آغاز نمیشود. بسیاری از پژوهشهای جدید نشان میدهد بخش قابل توجهی از نگرانیهای کودکان، بازتاب فضای روانی خانواده است. مغز کودک، بهویژه در سالهای نخست زندگی، به شدت نسبت به هیجانهای والدین حساس است و حتی زمانی که درباره مشکلات اقتصادی، ناامنی شغلی یا نگرانیهای آینده توضیح مستقیمی داده نمیشود، کودک تنش را از لحن صدا، رفتار، چهره و روابط خانوادگی دریافت میکند.
در دهه گذشته، فشارهای اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی، نااطمینانی نسبت به آینده شغلی، گسترش اخبار بحران و حضور دائمی شبکههای اجتماعی، سطح اضطراب بزرگسالان را در بسیاری از کشورها افزایش داده است. نتیجه آن، شکلگیری نسلی از والدین است که بیش از آنکه به توانایی کودک اعتماد داشته باشند، از احتمال آسیب دیدن او میترسند. این ترس، بهتدریج به شیوه تربیت تبدیل میشود شیوهای که در آن هر خطر احتمالی باید حذف شود، هر شکست باید پیشگیری شود و هر ناکامی باید جبران شود. اما این چرخه پیامد معکوس دارد. کودکی که همواره پیام "دنیا جای خطرناکی است" را دریافت میکند، فرصت شکل دادن به احساس امنیت درونی را از دست میدهد. امنیت روانی حاصل تجربه موفق عبور از خطرهای قابل مدیریت است. هنگامی که این تجربه از کودک گرفته شود هر موقعیت تازه به تهدیدی بزرگ تبدیل خواهد شد.
اضطراب و جامعه
در سالهای اخیر، بحث سلامت روان اغلب به سطح انتخابهای فردی محدود شده است گویی اگر والدین کتابهای بیشتری بخوانند، کلاسهای فرزندپروری بروند یا تکنیکهای آرامسازی را بهتر اجرا کنند، مسئله اضطراب کودکان حل خواهد شد. این نگاه، اگرچه بخشی از واقعیت را بیان میکند، اما بخش مهمتری را نادیده میگیرد؛ اینکه خانوادهها در خلا زندگی نمیکنند. وقتی از افزایش اضطراب کودکان سخن میگوییم، معمولا نگاهها به رفتار والدین یا ویژگیهای شخصیتی کودک معطوف میشود؛ اما روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی سالهاست نشان دادهاند که هیجانهای فردی، تنها در درون افراد شکل نمیگیرند، بلکه بازتاب شرایطی هستند که انسانها در آن زندگی میکنند. کودکی که در خانهای با دغدغه دائمی هزینههای زندگی، بیثباتی شغلی، رقابت آموزشی، اخبار مداوم بحران، کاهش امنیت اجتماعی و محدود شدن فرصتهای بازی و تعامل آزاد رشد میکند، صرفا با اضطراب شخصی روبهرو نیست؛ او در فضایی بزرگ میشود که نااطمینانی به ویژگی ثابت آن تبدیل شده است. در چنین فضایی، حتی آرامترین والدین نیز ناخواسته بخشی از این تنش را به فرزند خود منتقل میکنند. آمارهای بینالمللی این تصویر را تایید میکنند. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ صندوق کودکان سازمان ملل، نزدیک به یک میلیارد کودک در جهان در معرض دستکم یکی از عوامل پرتنش مانند فقر، درگیریهای نظامی، تغییرات اقلیمی یا نابرابریهای شدید اجتماعی قرار دارند. از سوی دیگر، گزارش سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد که اختلالات اضطرابی و افسردگی از مهمترین علل ناتوانی در نوجوانان هستند و روند مراجعه برای دریافت خدمات سلامت روان در بسیاری از کشورها همچنان رو به افزایش است. این ارقام یادآور میشوند که اضطراب واکنشی طبیعی به شرایطی است که احساس امنیت را در سطوح مختلف زندگی تضعیف کردهاند.
در چنین بستری، توصیههایی مانند نگران نباش، مثبت فکر کن یا به کودک اعتمادبهنفس بده اگرچه مفیدند، اما کافی نیستند. کودکی که هر روز با فشار رقابت، مقایسه، آیندهای نامطمئن و والدینی فرسوده از فشارهای اقتصادی روبهروست، تنها با تغییر چند تکنیک تربیتی آرام نخواهد شد. سلامت روان، همان اندازه که به روابط خانوادگی وابسته است، به کیفیت محیط اجتماعی نیز وابسته است؛ محیطی که میتواند فرصت تجربه، امنیت، بازی، تعلق و امید را برای کودکان فراهم کند یا برعکس، آنها را به منابعی کمیاب تبدیل سازد.
مدرسه و القا اضطراب
یکی از کمتر بررسیشدهترین سرچشمههای اضطراب کودکان، شیوهای است که نظامهای آموزشی در بسیاری از جوامع بر اساس آن سازمان یافتهاند. در ظاهر، مدرسه قرار است محلی برای رشد شناختی، اجتماعی و هیجانی باشد اما در عمل، برای بسیاری از کودکان به فضایی تبدیل شده است که ارزش فرد را با نمره، رتبه، آزمون و مقایسه تعریف میکند. از سالهای نخست تحصیل، کودک میآموزد که اشتباه کردن مساوی با عقب ماندن است و موفقیت، تنها زمانی ارزشمند است که از دیگران پیشی بگیرد. پژوهشهای روانشناسی تربیتی نشان میدهند که این الگوی رقابت دائمی، اضطراب عملکرد را افزایش میدهد اضطرابی که بهتدریج از محیط مدرسه فراتر میرود و به بخشی از هویت فرد تبدیل میشود. کودک دیگر فقط از امتحان نمیترسد و از ناکافی بودن، پذیرفته نشدن و شکست خوردن هراس دارد. این ترس، بعدها در انتخاب شغل، روابط عاطفی و حتی تصمیمهای ساده زندگی نیز خود را نشان میدهد. در این میان، والدین نیز اغلب ناخواسته به بازتولید همین منطق کمک میکنند. نگرانی درباره آینده فرزند، آنها را به سمت کلاسهای بیشتر، برنامههای فشردهتر و کنترل دائمی عملکرد کودک سوق میدهد. نتیجه، نسلی است که فرصت تجربه فراغت، بازی آزاد، خلاقیت و حتی بیحوصلگی را از دست میدهد در حالی که پژوهشهای عصبروانشناسی نشان میدهند همین زمانهای بدون ساختار، برای رشد مهارت حل مسئله، تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی ضروریاند.
جهان همیشهدرحال هشدار
کودکان امروز در جهانی رشد میکنند که مرز میان "اطلاع داشتن" و "در معرض قرار گرفتن" تقریبا از میان رفته است. اگر نسلهای پیشین بسیاری از بحرانها را از خلال روایت بزرگسالان میشناختند، کودکان امروز تصاویر جنگ، حوادث طبیعی، خشونت، بحرانهای اقتصادی و اخبار ناگوار را گاه پیش از آنکه توانایی فهم و پردازش آن را داشته باشند، از طریق تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی میبینند. مغز در حال رشد کودک، میان تهدیدی که در چند هزار کیلومتر دورتر رخ داده و خطری که در محیط زندگی او وجود دارد، همیشه تمایز روشنی قائل نمیشود. در نتیجه، بدن در وضعیتی قرار میگیرد که روانشناسان آن را "آمادهباش مزمن" مینامند وضعیتی که با افزایش ترشح هورمونهای استرس، اختلال خواب، کاهش تمرکز و حساسیت بیشتر به تهدید همراه است. اما مسئله فقط حجم اخبار نیست؛ فرهنگ مسلط بر زندگی امروز نیز به اضطراب دامن میزند.
در بسیاری از فضاهای مجازی، موفقیت به تجربهای بیوقفه، بینقص و همیشگی تصویر میشود. کودکان و نوجوانان، حتی پیش از آنکه هویت شخصی خود را شکل دهند، با استانداردهایی روبهرو میشوند که رسیدن به آنها برای اغلب افراد ممکن نیست. مقایسه دائمی، ترس از جا ماندن، نیاز به دیده شدن و احساس ناکافی بودن، آرام آرام به بخشی از تجربه روزمره آنان تبدیل میشود. در چنین فضایی اضطراب به زمینهای دائمی برای زیستن بدل میشود.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
فروش بلیت قطار مراسم تشییع رهبر شهید از ساعت ۱۴ امروز آغاز میشود
دسترسی به بلیت اتوبوس مراسم تشییع از سامانههای آنلاین اعلام شد
افزایش ظرفیت قطارها از هرمزگان برای بدرقه رهبر شهید
کمکهزینه آموزشی و رفاهی برای ۲ میلیون دانشآموز با «کارت نشاط»
حضور رییسجمهور و رئیس مجلس عراق در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب
صادرات ۵۰ میلیون بشکه نفت ایران پس از رفع محاصره آمریکا
محدودیتهای ترافیکی مراسم تشییع رهبر شهید در جادهها
قیمت جهانی طلا کاهشی شد
افزایش نرخ دلار و یورو در معاملات حواله مرکز مبادله
تخلیه ۴۴۰۰ تن بلوک آند برای اولین بار در بندر منطقه ویژه اقتصادی پارسیان
دستگیری شکارچی متخلف در حاجیآباد
سرمربی اکوادور استعفا کرد
افتخارآفرینی در ژاپن تا میزبانی مسابقات کشوری
۸ نکته و توصیه برای پیشگیری از گرمازدگی
پیش بینی برداشت ۲۰۰ هزار تن محصول خرما در هرمزگان