عاشورا را اگر تنها در قاب اشک و اندوه ببینیم، بخش مهمی از حقیقت آن را نادیده گرفتهایم. کربلا پیش از آنکه صحنه یک مصیبت بزرگ باشد، میدان یک رویارویی عمیق سیاسی و تمدنی بود؛ تقابل دو قرائت از اسلام بود. یک سوی اسلام عدالت که مسئولیت و حقیقت ایستاده بود و در سوی دیگر، اسلامی که نام دین را یدک میکشید اما در عمل، ارزشهای دینی را قربانی حفظ قدرت کرده بود. بیش از پنجاه سال از رحلت پیامبر اکرم(ص) نگذشته بود که جامعه اسلامی با یک انحراف بزرگ مواجه شد. ارزشهایی که پیامبر برای استقرار آنها سالها مجاهدت کرده بود، زیر سایه اشرافیت، تبعیض، دنیاطلبی و سکوت نخبگان رنگ میباخت. جامعهای که قرار بود بر پایه عدالت و کرامت انسانی شکل بگیرد، آرامآرام به سمت ساختاری حرکت میکرد که در آن قدرت، جای حقیقت را گرفته بود. در چنین فضایی، مسئله امام حسین(ع) صرفاً مخالفت با فردی به نام یزید نبود. یزید نماد یک جریان فکری و سیاسی بود؛ جریانی که میخواست دین را به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل کند. از همین رو، نهضت عاشورا را نمیتوان تنها یک اعتراض سیاسی یا یک نزاع بر سر حکومت دانست. این قیام تلاشی برای نجات اسلام از استحاله درونی و بازگرداندن جامعه به مسیر اصیل خود بود. امام حسین(ع) به خوبی میدانست که بیعت با یزید، صرفاً یک توافق سیاسی نیست؛ بلکه تأیید یک انحراف تاریخی است. اگر فرزند پیامبر در برابر چنین حاکمیتی سکوت میکرد، مرز میان اسلام ناب و اسلام تحریفشده از بین میرفت. از اینرو، آن حضرت راهی را برگزید که گرچه به شهادت ختم میشد، اما حقیقت را برای همیشه در تاریخ زنده نگه میداشت.
یکی از مهمترین ابعاد سیاسی عاشورا، نقش خواص و نخبگان جامعه است. تاریخ کربلا نشان میدهد بسیاری از کسانی که در برابر امام ایستادند، الزاماً جاهل نبودند؛ برخی حقیقت را میشناختند اما اسیر مصلحتاندیشی، ترس یا دنیاطلبی شدند. سکوت آنان، هزینهای سنگین بر جامعه اسلامی تحمیل کرد. کربلا همچنین نشان داد که سقوط یک جامعه، ناگهانی رخ نمیدهد. هیچ امتی یکشبه به نقطهای نمیرسد که فرزند پیامبر خود را به قتل برساند. این حادثه نتیجه سالها تحریف، تبلیغات جهتدار، عادی شدن فساد، ضعف بصیرت عمومی و کنار رفتن ارزشهای الهی از متن زندگی اجتماعی بود. عاشورا محصول یک روز نبود؛ حاصل یک روند طولانی غفلت بود. در همین نقطه است که عاشورا از یک واقعه تاریخی فراتر میرود و به یک درس ماندگار برای همه نسلها تبدیل میشود. مهمترین پیام کربلا آن است که بزرگترین تهدید برای جوامع دینی، دشمن آشکار نیست؛ بلکه تحریف حقیقت است. هنگامی که حق و باطل در ذهن مردم جابهجا شود، جامعه در مسیر سقوط قرار میگیرد؛ حتی اگر ظواهر دینی همچنان حفظ شده باشد. این همان نکتهای است که در تحلیلهای رهبر شهید انقلاب از عاشورا جایگاه ویژهای داشت. در این نگاه، حادثه کربلا پیش از آنکه نتیجه قدرت نظامی بنیامیه باشد، محصول جنگ روایتها و تحریف حقایق بود. جامعه اسلامی به جایی رسیده بود که بسیاری از مردم، حقیقت را نمیدیدند یا توان تشخیص آن را از دست داده بودند. از این منظر، قیام امام حسین(ع) را میتوان بزرگترین حرکت روشنگرانه تاریخ اسلام دانست؛ حرکتی که برای بازگرداندن آگاهی به جامعه شکل گرفت.
عاشورا در نگاه رهبر شهید انقلاب، تنها یک حادثه تاریخی نبود؛ یک «عبرت تاریخی» است. ایشان بارها تأکید کرده بودند که فاجعه کربلا در حالی رخ داد که مردم کوفه کافر نبودند، نماز میخواندند و خود را مسلمان میدانستند. پرسش اصلی اینجاست که چه شد جامعهای که روزی صدای پیامبر را شنیده بود، به جایی رسید که فرزند همان پیامبر را به قتل رساند؟ پاسخ را باید در تغییر تدریجی ارزشها جستوجو کرد؛ جایی که دنیاطلبی جای آرمانخواهی را گرفت، خواص از مسئولیت خود فاصله گرفتند و حقایق در گردوغبار تبلیغات و تحریف گم شد. رهبر شهید انقلاب در تبیین عاشورا، همواره بر نقش خواص تأکید داشتند. از این منظر، کربلا بیش از آنکه محصول قدرت یزید باشد، نتیجه سکوت کسانی بود که حقیقت را میدانستند اما در لحظه حساس تاریخ به وظیفه خود عمل نکردند. آنان نه لزوماً در جبهه باطل بودند و نه همه در میدان جنگ حضور داشتند؛ اما بیعملیشان راه را برای شکلگیری آن فاجعه باز کرد. در نگاه رهبر شهیدمان، هدف امام حسین(ع) صرفاً شهادت نبود؛ هدف، احیای جامعه اسلامی و جلوگیری از انحراف آن بود. آن حضرت برای «اصلاح امت» قیام کرد؛ برای آنکه به مسلمانان یادآوری کند حکومت اسلامی بدون عدالت، معنویت و پایبندی به ارزشها، تنها پوستهای از اسلام خواهد بود. از این رو، عاشورا را باید قیام برای حفظ هویت اسلام دانست، نه صرفاً یک نبرد نظامی میان دو گروه.
شاید به همین دلیل است که رهبر شهید انقلاب از عاشورا بهعنوان یک درس همیشگی برای ملتها یاد کردند. در این نگاه، هرجا جبههای برای تحریف حقیقت شکل بگیرد، هرجا قدرتهای مسلط بخواهند اراده ملتها را در هم بشکنند و هرجا ارزشهای الهی قربانی منافع سیاسی شود، پیام کربلا دوباره زنده میشود. عاشورا به ما میآموزد که در برابر انحراف نباید منفعل بود و در برابر ظلم نباید سکوت کرد؛ زیرا هزینه سکوت خواص و غفلت جامعه، گاه به سنگینی یک کربلاست. عاشورا به ما میآموزد که در لحظه رویارویی حق و باطل، بیطرفی معنا ندارد. جامعهای که نسبت به سرنوشت خود بیتفاوت شود، دیر یا زود هزینه سنگینی خواهد پرداخت. امام حسین(ع) با خون خود این حقیقت را ثبت کرد که حفظ دین، عدالت و کرامت انسانی، بدون ایستادگی و هزینه دادن ممکن نیست. از همین رو، عاشورا تنها یک خاطره تاریخی نیست؛ یک بیدارباش دائمی برای همه نسلهاست تا مبادا در غبار تحریف، حقیقت را گم کنند.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
رفع اختلال در سیستم بانکی تا پایان شب
شمار کشتهشدگان زلزله ونزوئلا به ۱۴۳۰ نفر افزایش یافت
استاندار خراسانرضوی: محل خاکسپاری رهبر شهید در حرم رضوی هنوز نهایی نشده است
اعلام آمادگی ایران برای کمک به مردم زلزلهزده ونزوئلا
فوتسال زنان ایران با دو پیروزی قهرمان جام کافا شد
ادعای والاستریتژورنال درباره حمله ایران به یک نفتکش
زمین لرزه ۶.۱ ریشتری بخش وسیعی از افغانستان را لرزاند
توضیحات اداره بنادر در رابطه با دود مشاهده شده در آبهای قشم
اعلام افزایش سطح تهدید در تنگه هرمز توسط نیروی دریایی آمریکا
ذخایر ارزی بانک مرکزی ۴.۵ میلیارد دلار افزایش یافت
صعود والیبال ساحلی ایران به نیمهنهایی تور فیوچرز هانگژو
هشدارنارنجی هواشناسی برای سه استان جنوبی
اعلام زمانبندی انتخاب واحد ترم تابستان دانشگاه آزاد
اسکوچیچ سرمربی پرسپولیس شد
انتخابات شوراهاچه زمانی برگزار میشود؟