05

تیر

1405


24 فروردین 1405 09:18 0 کامنت

روایتی افسون‌گونه از سرنوشت و فرجام پایان عمر پرنده‌ی قو وجود دارد. می‌گویند در همان جایی که عاشق شده است می‌میرد! در این انبوه تلاطم موج‌های اضطراب و حماسه در این جنگ تحمیلی رمضان و ماجرای عروج دردناک دریادلان غیور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی در ناو دنا، قصه‌ای وجود دارد که با دلم بسیار بازی کرد و حسی که انگار همه ایران باید برای او مادری و پدری کنند وجود داشت. نمی‌دانم؛ در آن شکفتن نوباوگی در گهواره‌ی سرد آن مرکز بهزیستی به دنبال آغوش گرم مادر می‌گشتی! در نوجوانی در درگزـ محل تولد شهید در استان خراسان رضوی ـ که خورشید از ورای حرم شاه خراسان به آسمان پنجره‌ای باز می‌کند، پشت دلت به آقا جانمان امام رضا علیه السلام گرم می‌شد! در جوانی چه گستره‌ای از وجودت به عالم بالا پیوند خورد که اینطور زیبا این دنیا را به سخره گرفتی که نه یک قبر خاکی، بلکه یک اقیانوس؛ تو را در آغوش کشید. چه فرجام نیکی؛ شهادت در راه وطن و با بغض این کلمات را امتداد می‌دهم که در آن لحظه وحشت و غافلگیری ظاهری که دژخیمان به مرگ قهرمانانه تو و همرزمانت هلهله کردند، تو بیشتر در خاطراتت یاد چه کسی مرور شد؟

شنیدم که تو شاید در این دنیا گندم‌زار موهایت از نوازش نسیم مهر مادر محروم بوده و دستانت گرمای حمایتگری کوهی به نام پدر را لمس نکرده بود ولی تو در دریای عشق و مهر و گرمای حمایت خدا بودی. تو از ابتدا در همان آغوش امن بودی و در همان حریم امن هم عاشق شدی و در همان کرانه امن هم جاودانه شدی مثل همان افسون قوی عاشق! الان یک ایران خانواده تو هستند «رضا رک جانِ» عزیز.

پی نوشت: «رضا رک جان»، شهید جاویدالاثر ناوشکن دنا در یک مرکز وابسته به بهزیستی پرورش یافته است و به طور ظاهری خانواده ندارد.

img
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال