فیلم «شیفت دیروقت» با نگاهی مستندگونه، زندگی پرستاری را در میان بحران کمبود نیرو و فشار روحی روایت میکند؛ تصویری که در بیمارستانهای هرمزگان، نه روی پرده، بلکه هر شب در واقعیت تکرار میشود. پرستارانی که در خط مقدم درمان، در برابر بیماری، خستگی و حتی بیمهری جامعه میایستند بیصدا، اما با شرافتی خیرهکننده.
اگر روزی در بیمارستان بستری شده باشید، در لحظهای از ضعف و اضطراب، شاید تمام جهان برایتان در دستان پرستاری خلاصه شود که آرام، مطمئن و دقیق در کنار شما ایستاده است. پرستاری که گاهی تنها صدای دلگرمکنندهاش، میان بوقهای دستگاه و اضطراب اطراف، تکیهگاه میشود. اما همین تصویر انسانی، در زندگی روزمرهاش، کمتر به چشم
میآید.
فیلم «شیفت دیروقت» (Heldin / Late Shift) ساختهی «پترا وولپه»، تصویری دقیق و تکاندهنده از همین واقعیت است. در این فیلم، دوربین بهسادگی و بیهیچ اغراق، یک شیفت شبانه در بخش آنکولوژی را دنبال میکند؛ جایی که پرستاری جوان، در میان ۲۵ بیمار، باید میان درد، اضطراب، مرگ و زندگی تعادل برقرار کند. فیلم داستان ندارد، قهرمانش در نبردی بیرونی نیست، اما در هر لحظه از درون میجنگد با خستگی، ترس، حس گناه و وظیفه. بازی حیرتانگیز لئونی بنش در نقش پرستار، بیهیچ دیالوگ اغراقآمیزی، تمام خستگی و تنهایی شغل پرستاری را به تصویر میکشد. او نه فریاد میزند و نه اعتراض میکند؛ تنها با چشمانی خسته و حرکاتی دقیق، معنا میبخشد به واژهای که سالهاست فراموش کردهایم: فداکاری بیصدا. اما نکته تکاندهنده فیلم آن است که واقعیت از فیلم سختتر است.
در هرمزگان، صدها پرستار هر شب در چنین شیفتهایی کار میکنند؛ با همان اضطراب، همان کمبود نیرو، همان فرسودگی جسم و روح بیدوربین، بیموسیقی و بیتشویق. در بیمارستانهای بندرعباس، میناب و قشم، پرستاران باید گاه همزمان از چندین بیمار مراقبت کنند. کمبود نیرو باعث شده است یک پرستار بارِ کاری سه نفر را بر دوش بکشد.
در این میان، خطرات شغلی نیز همواره سایهبهسایه آنهاست؛ از تماس با بیماران عفونی و مواد شیمیایی گرفته تا سوزنهای آلوده و بیخوابیهای مزمن. با وجود این، بسیاری از پرستاران میگویند بیمهها و حمایتهای اداری در برابر این آسیبها ناچیز است. آنها با حقوقی محدود و ناچیز، وظایفی سنگین و مسئولیتی انسانی روبهرو هستند که هر روز بخشی از توانشان را میبلعد.
فیلم «شیفت دیروقت» با موسیقی آرام و در عین حال مضطربش، لحظهبهلحظه ما را به یاد این حقیقت میاندازد که قهرمان بودن همیشه با فریاد و نمایش همراه نیست. قهرمانان واقعی در سکوت، در ساعتهای بیپایان شیفتهای شبانه، با صدای مانیتور قلب بیماران روزگار را سپری میکنند.
در هرمزگان، این آزمون هر شب تکرار میشود. پرستارانی که باید در کنار بیماران رنجور، گاهی خشم و نگرانی همراهان و بیتوجهی نظام اداری، همچنان صبور و آرام بمانند.
آنها در جامعهای که اغلب تنها پزشک را میبیند، بخش فراموششدهای از نظام درماناند؛ ستونهایی که اگر فروبریزند، احتمالا نظام سلامت از هم بپاشد.
فیلم «شیفت دیروقت» با نگاهی انسانی، یادآوری میکند که پرستاری تنها یک شغل نیست؛ نوعی زیستن است در مرز میان مرگ و امید. همانگونه که شخصیت فلوریا در فیلم با تمام خستگی، لبخندش را به بیماران هدیه میدهد، پرستاران هرمزگان نیز هر روز همین لبخند را بر لب دارند لبخندی که پشتش دنیایی از خستگی و مسئولیت پنهان است.
شاید روز پرستار فرصتی باشد تا یکبار دیگر از خود بپرسیم: چند بار به چشمان پرستاری نگاه کردهایم و بهجای نسخه و درخواست، فقط «ممنون» گفتهایم؟
جدیدترین اخبار
ایران فقط درباره مساله هستهای گفتوگو میکند
هشدار ایلان ماسک درباره احتمال جنگ داخلی در آمریکا
پلیس در آمادهباش کامل برای جشن نیمه شعبان
معامله ۱۶۹ میلیون دلار انواع ارز در مرکز مبادله ایران
کلنگ ساختمان اداری ناحیه دوم منطقه یک بندرعباس با ۱۸۲ میلیارد اعتبار به زمین زده شد
تمدید مهلت ثبتنام در سامانه مسکن برای فرهنگیان تا ۳۰ بهمن
نیروگاه حرارتی جدید هرمزگان افتتاح شد
محل میزبانی تراکتور از السد مشخص شد
آغاز فراخوان مستمر پذیرش دانشجوی فناور در دانشگاه آزاد اسلامی
سرانه ورزش ایرانیها ۱۳ دقیقه است
احتمالاً ایران و آمریکا پیش از مذاکره به توافق اولیه رسیدهاند
مدارس هرمزگان چند روز بیشتر دایر میشوند
ترامپ به خواستهی ایران تن داد
پر کردن بدن با چربی اجساد
افزایش قیمت نفت با تشدید تنشها در تنگه هرمز