31

تیر

1405


فرهنگی و هنری

11 تیر 1402 08:21 0 کامنت
شنیدم کدخدای خشکه آباد
به دهقانان مفلس وعده می‌داد
که دیگر دوره ی سختی گذشته است
زمان فقر و بدبختی گذشته است
دو ماه دیگر این صحرای بی‌آب
سراسر می‌شود سرسبز و شاداب
برنج از دامن این کوه و این دشت
روان گردد به سوی آمل و رشت
کند تا محتکر آن را ذخیره
به کرمان می رود زین قریه، زیره
ز بوی عطر سیب خشکه آباد
دل اهل صفاهان می‌شود شاد
شما باید که از حالا بجنبید
برای حمل این کالا بجنبید
نماند بر زمین تا این همه بار
فراهم آورید از بهر این کار
شتر، قاطر، الاغ و اسب و گاری
هواپیما، ترن، ماشین باری
سحرگه اهل ده این کار کردند
تمام وعده‌ها را بار کردند
زده از شوق، صابون معده‌ها را
به هر جا کاشتند آن وعده‌ها را
«مزاحم»

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

اصابت پرتابه‌های دشمن آمریکایی در حوالی قشم