16

بهمن

1404


خواندنی‌ها

04 دی 1401 08:22 0 کامنت
امروز گفتم می رم سروقت بچه ها. از قدیم گفتن گول زدن بچه ساده تره. اصلاً خودم بارها از خودِ آدم ها شنیدم که می گن مگه بچه م که می خوای منو گول بزنی. با خیالی آسوده و دلی خوش و نیتی صاف! جهت نیل به اهداف عالیه ی گول زدن و فریب دادنِ کودکان رفتم به یک مدرسه ی پر از دانش آموز.
 یک کلاس امتحان داشتند. وارد کلاس شدم.  یه نظر به اطراف کردم دیدم یکی از زیر نیمکتش با پا داره برگه شو می ده به پشتی. از روی میز خم شده برگه ی امتحانیِ نفر جلویی رو به زور ازش می گیره. مراقبه پرسید هوی داری چی کار می کنی؟ گفت دارم پاک کنم رو ازش می گیرم‌. شما که قصد ندارین به من زور بگین و نذارین حقوق تصریح شده ام در قانون که اعم از عودت پاک کن به صاحب اصلی آن در صحنِ مدرسه یا داخل کلاس می باشد را بگیرم. تازه بابام هم گفته حق گرفتنیه دادنی نیستش! مراقب یکی دو قدم اومد گفت با پات چرا داری لگد می زنی؟! جمله رو تموم نکرده بود که دانش آموز گفت آقا اجازه مامانم می گه لگد رو خر می زنه نه آدم. شما صراحتاً به عیان ترین شکل ممکن مطابق با منشور دانش آموزی ماده ی دو مصوب در شورای دانش آموزی و اولیای مدرسه ی غیر انتفاعی دارید به من توهین می کنید. مراقب ترجیح داد بیشتر مراقب خودش باشه. منم ترجیح دادم بیام بیرون. اینا درس نمی خوندن، به منم درس می‌دادن!
  
 ابراهیم رها

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تکذیب خبر واریز کالابرگ ۴ میلیونی ویژه ماه رمضان