20

تیر

1405


اجتماعی

20 تیر 1405 08:37 0 کامنت

پایداری زیرساخت‌های دیجیتال در نظام بانکی مدرن، دیگر یک مزیت فنی نیست؛ این پایداری، رکن اصلی اعتماد عمومی است. اما حوادث اخیر در چهار بانک بزرگ کشور، نشان داد که این پایداری در بسیاری از جهات، تنها یک ادعای روی کاغذ بوده است. آنچه در ظاهر یک اختلال فنی به‌نظر می‌رسید، در واقع افشای یک آسیب‌پذیری ساختاری عمیق بود که در لحظه‌ی بحران، هم در زیرساخت‌های فنی و هم در رویکردهای مدیریتی، با شکست مواجه شد.

در سیستم‌های حساس، هدف اصلی این است که اگر اختلالی پیش آمد، کل مجموعه سریعاً خودش را بازیابی کند و به حالت عادی برگردد؛ چیزی که به آن «تاب‌آوری» می‌گویند. اما در حادثه اخیر، متوجه شدیم که در مدیریت بانکی ما، سرعت و کاهش هزینه‌ها اولویت بیشتری داشت تا پایداری و امنیت. تکیه مطلق بر زیرساخت مشترک شرکت «خدمات انفورماتیک»، اگرچه در ظاهر کارآمد بود، اما در واقع تمام سیستم را به یک نقطه حساس تبدیل کرد که با یک ضربه، کل شبکه فرو ریخت. این یعنی ما به جای پایداری، نوعی شکنندگی جمعی ایجاد کرده بودیم؛ وضعیتی که در آن، یک خطا کافی بود تا چهار غول بانکی همزمان فلج شوند و تمام برنامه‌های جایگزین، در عمل هیچ اثری نداشته باشند.

اگر آسیب‌های فنی این حادثه را بتوان با به‌روزرسانی زیرساخت‌ها جبران کرد، اما آسیب وارده به اعتماد عمومی به این سادگی ترمیم نمی‌شود. تضاد آشکار میان گزارش‌های رسمی و تجربه واقعی کاربر در شعب، نشان‌دهنده یک خلأ مدیریتی در حوزه ارتباطات بحران است. در لحظه‌ای که سیستم‌های دیجیتال از دسترس خارج شدند، انتظار می‌رفت شبکه انسانی بانک‌ها فعال شود تا اضطراب مشتریان را مدیریت کند؛ اما آنچه دیدیم، غیبت پاسخگویی و سرگردانی در خط مقدم خدمات بود. این اتفاق یادآور این نکته است که تکنولوژی، هر چقدر هم پیشرفته باشد، تنها یک ابزار است و رکن اصلی بانکداری، همچنان اعتماد است.

وقتی ادعاهای رسمی با واقعیت‌های عینی در تضاد قرار می‌گیرند، تمرکز مخاطب را از سرعت بازیابی سیستم، به پوچی آن ادعاها تغییر می‌دهد. اگر ساده‌تر به این اتفاق نگاه کنیم، می‌بینیم که دلیل اصلی آن تکیه بر یک مرکز واحد بود. در دنیای دیجیتال، وقتی همه‌ی خدمات به یک نقطه وصل باشند، در حالت عادی کارها سریع‌تر و ارزان‌تر پیش می‌روند؛ اما همین موضوع، در لحظه‌ی بحران تبدیل به یک خطر بزرگ می‌شود. چون وقتی آن نقطه‌ی مرکزی آسیب ببیند، کل شبکه به طور خودکار فلج می‌شود. پایداری واقعی یعنی اینکه برای هر مسیر حیاتی، یک راه جایگزین داشته باشیم؛ یعنی اگر یک پل خراب شد، راه دیگری برای عبور باشد تا زندگی مردم متوقف نشود.

درس اصلی این حادثه این است که نباید تمام وابستگی‌هایمان را به یک مرکز گره بزنیم. راهکار واقعی این است که سیستم‌های جایگزین و مستقل داشته باشیم تا در برابر هر اتفاق پیش‌بینی نشده، اعتماد مردم به سیستم‌های بانکی تکان نخورد.حمله سایبری اخیر، فراتر از یک نقص فنی، هشداری جدی بود که نشان داد نگاه ما به مدیریت سیستم‌های حیاتی باید تغییر کند. ما باید به این واقعیت برسیم که در دنیای امروز، تکیه بر گزارش‌های خوش‌بینانه یا اطمینان به استحکام یک مرکز واحد، راهکار پایداری نیست. بازسازی اعتماد مشتریان، فرآیندی است که بسیار سخت‌تر و زمان‌برتر از راه انداختن دوباره یک سرور یا به‌روزرسانی یک نرم‌افزار است؛ چرا که وقتی کاربر در لحظه نیاز با بن‌بست مواجه می‌شود، حس ناامنی ایجاد شده در او با یک پیام عذرخواهی یا رفع سریع اختلال، به راحتی از بین نمی‌رود.پایداری سیستم‌ها صرفاً یک فرمول مهندسی یا یک موضوع فنی نیست، در واقع مسئولیتی است که بانک‌ها در قبال کاربرانشان دارند تا در هر شرایطی، دسترسی به خدمات فراهم باشد. اگر دیدگاه مدیریتی از «تمرکز بر کارایی» به سمت مدیریت ریسک و توزیع تغییر نکند، هر به‌روزرسانی فنی تنها یک آرامش موقتی خواهد بود. ما باید بپذیریم که هیچ سیستمی کامل نیست و راه نجات در ایجاد مسیرهای جایگزین و مستقل است. در غیر این صورت، همچنان در معرض خطراتی خواهیم بود که هر بار آسیب‌های عمیق‌تری به اعتماد عمومی می‌زنند و پایداری کل شبکه را به مخاطره می‌اندازند.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

فردا، یکشنبه در سراسر کشور تعطیل رسمی اعلام شد