06

تیر

1405


سیاسی

26 خرداد 1405 08:16 0 کامنت

به گزارش روزنامه صبح ساحل، ظهور سیستم‌های تسلیحاتی خودمختار، مفهوم بازدارندگی را دستخوش تغییر کرده و تصمیم‌گیری در میدان نبرد را از اراده انسانی، به سمت پردازش مبتنی بر هوش مصنوعی منتقل کرده است. این تحول تکنولوژیک، ماهیت نبردهای آینده را به سمتی سوق می‌دهد که در آن برتری استراتژیک متعلق به بازیگری است که بتواند در کسری از ثانیه، حجم عظیمی از داده‌های میدان نبرد را تحلیل و به کنش نظامی تبدیل کند. در این فضای نوین، مرز میان صلح و جنگ به واسطه حضور سایه‌های دیجیتال کمرنگ شده و امنیت ملی کشورها بیش از هر زمان دیگری به استقلال در زیرساخت‌های هوش مصنوعی گره خورده است.

این رقابت تکنولوژیک به شکلی مستقیم توازن قوای بین‌المللی را بازتعریف می‌کند و دو قطب قدرت، یعنی ایالات متحده و چین را در وضعیتی مشابه جنگ سرد اما با ابزارهایی متفاوت قرار می‌دهد. در حالی که ایالات متحده بر حفظ برتری نهادینه شده و ائتلاف‌های فنی خود تأکید دارد، پکن با استراتژی ادغام ملی و جهش در حوزه‌ی سخت‌افزاری، به دنبال شکستن انحصار غرب و تدوین استانداردهای حقوقی جدید برای جهان هوشمند است. این رقابت شدید برای نگارش « چارچوب نظارتی هوش مصنوعی» در سازمان‌های بین‌المللی، نبردی تمام‌عیار برای تعیین مرزهای حاکمیت در قرن بیست و یکم محسوب می‌شود. از همین رو، درک جایگاه ایران و دیگر قدرت‌های منطقه‌ای در این نظم نوین، ضرورتی انکارناپذیر برای جلوگیری از غافلگیری راهبردی و صیانت از منافع ملی در عصر فرماندهی دیجیتال است.

دوئل پکن و واشنگتن

رقابت ژئوپلیتیک میان ایالات متحده و چین در حوزه هوش مصنوعی، از یک رقابت تجاری ساده فراتر رفته و به نبردی سرنوشت‌ساز برای تعیین رهبری جهان در سده آینده تبدیل شده است. چین با اتخاذ استراتژی «ادغام نظامی-غیرنظامی»، مرزهای میان توسعه صنعتی و توانمندی دفاعی را برداشته است. این کشور با سرمایه‌گذاری‌های کلان دولتی، دستیابی به رتبه نخست هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ را هدف‌گذاری کرده و هوش مصنوعی را نیروی محرکه اصلی برای نوسازی ارتش خود می‌دانند. دسترسی به بانک‌های عظیم داده و کنترل زنجیره تأمین سخت‌افزار، به چین این قدرت را داده است که مدل حاکمیت دیجیتال خود را به عنوان جایگزینی برای الگوهای غربی در بازارهای جهانی ترویج کند.

در مقابل، ایالات متحده با درک خطر پیش‌دستی رقیب شرقی، امنیت ملی خود را در گرو حفظ برتری تکنولوژیک می‌بیند. واشنگتن می‌داند که قدرت نظامی آینده بر تراشه‌های پیشرفته و الگوریتم‌های یادگیری ماشین استوار است؛ به همین دلیل سیاست سدبندی فنی را از طریق تحریم‌های گسترده دنبال می‌کند. هدف اصلی این اقدامات، ایجاد شکاف در مسیر توسعه نظامی چین و حفظ فاصله استراتژیک در سیستم‌های فرماندهی هوشمند است. این رویارویی دوقطبی، جهان را به سمت یک آپارتاید فناوری سوق می‌دهد که در آن، کشورها بر اساس وفاداری به یکی از دو اکوسیستم دیجیتال پکن یا واشنگتن تقسیم می‌شوند. نتیجه این دوئل، تعیین‌کننده ایدئولوژی سیاسی حاکم بر قوانین بین‌المللی در عصر ماشین خواهد بود.

نبرد بر سر «قوانین بازی» در جهان بی‌سرنشین

گسترش سریع هوش مصنوعی نظامی، جامعه بین‌المللی را با بحران جدی در حوزه حقوق بین‌الملل و اخلاق جنگ روبرو کرده است. در حالی که فناوری با سرعت نور به پیش می‌رود، نهادهای دیپلماتیک و معاهدات جهانی همچنان در چارچوب‌های قرن بیستم باقی مانده‌اند. اصلی‌ترین چالش حقوقی در این عرصه، مسئولیت‌پذیری ابزارهای هوش مصنوعی در قبال جنایات جنگی احتمالی است؛ زیرا در سیستم‌های کاملاً خودمختار، خطای انسانی بی‌معنی است و این خلاء قانونی، دست قدرت‌های بزرگ را برای توسعه تسلیحاتی که بدون مداخله انسان قادر به انتخاب و نابودی اهداف هستند، باز گذاشته است. تلاش‌های صورت گرفته در سازمان ملل برای ممنوعیت این سلاح‌ها، به دلیل تضاد منافع شدید میان کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه، تا کنون به نتیجه ملموسی نرسیده است.

در دیپلماسی نیز، قدرت‌های برتر از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای تحمیل اراده سیاسی خود استفاده می‌کنند و تمایلی به پذیرش معاهدات محدودکننده ندارند. واشنگتن و پکن، هر دو با نگاهی بدبینانه به توافقات بین‌المللی می‌نگرند و نگران هستند که محدودیت‌های حقوقی، باعث عقب‌ماندگی آن‌ها در مسابقه تسلیحاتی شود. این وضعیت را «آنارشی دیجیتال» در نظام بین‌الملل نامیده‌اند که در آن، هیچ مرجع قانونی جهانی برای نظارت بر کدهای مخرب یا سلاح‌های هوشمند وجود ندارد. غیبت یک کنوانسیون جامع، مشابه آنچه در مورد تسلیحات هسته‌ای یا شیمیایی وجود دارد، جهان را به سمتی می‌برد که در آن حاکمیت قانون جای خود را به حاکمیت الگوریتم‌های پنهان می‌دهد. این بن‌بست دیپلماتیک، ضرورت بازنگری در ساختار قدرت جهانی و تدوین یک نظام حقوقی نوین را برای جلوگیری از بروز جنگ‌های غیرقابل کنترل هوشمند، دوچندان کرده است.

راهبردهای گذار و موقعیت ایران

مواجهه با جهان هوشمند، برای قدرت‌های منطقه‌ای و بازیگران میان‌دستی، یک ضرورت حیاتی برای حفظ بقای سیاسی است. در فضای دو قطبی حاکم، خطر تبدیل شدن به «مستعمره دیجیتال» برای کشورهایی که فاقد زیرساخت‌های بومی هوش مصنوعی هستند، به شکلی جدی وجود دارد. ایران و دیگر قدرت‌های مستقل باید راهبرد خودکفایی در این فناوری‌ها را در اولویت برنامه‌های دفاعی و دیپلماتیک خود قرار دهند. تکیه بر توانمندی‌های داخلی در طراحی سیستم‌های هدایت‌گر و پردازش داده، امکان بازیگری در تراز جهانی را فراهم کرده و مانع از غافلگیری استراتژیک در نبردهای احتمالی آینده می‌شود. ایجاد ائتلاف‌های فناورانه با کشورهای همسو، راهکاری هوشمندانه برای شکستن انحصار قدرت‌های بزرگ و ایجاد یک قطب جدید در جغرافیای سیاسی هوش مصنوعی محسوب می‌شود.

تمرکز بر «قدرت نامتقارن» کلید اصلی موفقیت در این دوران نوین است. هوش مصنوعی این فرصت را به بازیگران هوشمند می‌دهد تا با هزینه‌ای به مراتب کمتر از جنگ‌افزارهای سنتی، توازن قدرت را به نفع خود تغییر دهند. توسعه پهپادهای هوشمند، تقویت پدافندهای خودکار و ارتقای امنیت سایبری مبتنی بر یادگیری ماشین، لایه‌های جدید بازدارندگی ایران را در منطقه شکل می‌دهند. آینده‌پژوهی دقیق و تدوین قوانین ملی منعطف، به سیاست‌گذاران اجازه می‌دهد تا هم‌گام با تحولات سریع تکنولوژی، منافع ملی را در عرصه‌های بین‌المللی بازتعریف کنند. در نهایت، پیروزی در این عصر جدید متعلق به کشورهایی است که بتوانند دانش فنی را با بصیرت سیاسی ترکیب کرده و پیش از تثبیت نظم نوین جهانی، جایگاه خود را در معماری قدرت آینده تثبیت نمایند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

زمان رفع مشکل همچنان نامشخص است