06

تیر

1405


سیاسی

23 خرداد 1405 09:59 0 کامنت

روایت کلی جنگ، مناطق اصلی درگیری و اهداف کلیدی

بر اساس گزارش‌های رسمی نهادهای نظامی و امنیتی، جنگ ۱۲ روزه با یک عملیات هوایی گسترده از سوی رژیم صهیونیستی آغاز شد؛ عملیاتی که تل‌آویو آن را (شیر برخاسته) نام‌گذاری کرد. در نخستین ساعات، حملات هوایی و موشکی بخش‌هایی از ۲۷ استان کشور را دربر گرفت، هرچند تمرکز اصلی بر استان تهران بود؛ به‌گونه‌ای که بنا بر برآوردها نزدیک به یک‌سوم حملات در این محدوده انجام شد. اهداف اولیه، مجموعه‌ای از مراکز حساس نظامی و هسته‌ای، از جمله سایت‌های نطنز، فردو و تأسیسات اصفهان، کارخانه‌های مرتبط با تولید موشک، پایگاه‌های هوایی و مراکز فرماندهی سپاه پاسداران را شامل می‌شد.

در جریان این جنایت، طی ساعات اولیه، با اعلام رسمی سپاه پاسداران، بیش از ۲۰ فرمانده ارشد نظامی کشور به شهادت رسیدند. در میان شهدا، سرلشکر حسین سلامی (فرمانده کل سپاه)، سرلشکر امیرعلی حاجی‌زاده (فرمانده نیروی هوافضا)، سردار محمد باقری (رئیس ستاد کل نیروهای مسلح)، سردار غلامعلی رشید (فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا) و چندین فرمانده قرارگاه‌های عملیاتی و موشکی بودند. هم‌زمان، گزارش‌هایی از آسیب‌دیدن برخی زیرساخت‌های عمومی و مناطق غیرنظامی، از جمله مراکز درمانی، منتشر شد که نگرانی‌ها درباره پیامدهای انسانی و اقتصادی جنگ را افزایش داد. در مقابل، ایران ساعاتی بعد وارد فاز پاسخ نظامی شد. طبق اعلام قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، ایران در مجموع بیش از ۵۵۰ موشک بالستیک و نزدیک به ۱۰۰۰ پهپاد به مناطق اشغالی شلیک کرد که از جمله موشک‌های به‌کار رفته می‌توان به فاتح-۳۱۳، عماد، سجیل، خیبر (خرمشهر-۴) و موشک‌های هایپرسونیک فتاح اشاره کرد که برد و دقت بالایی داشتند و بخشی از آن‌ها برای عبور از سامانه‌های دفاعی طراحی شده بودند.

ضربه متقابل ایران: شکست گنبد آهنین و هراس در تل‌آویو

ایران در پاسخ به تجاوز رژیم صهیونیستی، ضربه‌های دقیق و سنگینی به اهداف کلیدی در عمق سرزمین‌های اشغالی وارد کرد؛ از پایگاه نواتیم (آشیانهF-35) و مبدأ اصلی حملات اولیه گرفته تا تأسیسات انرژی و پالایشگاه‌های حیفا، مراکز امنیتی تل‌آویو و مناطق شهری مانند بات‌یام. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این درگیری، ناکارآمدی سامانه‌های پدافندی رژیم به‌ویژه گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان بود. ایران با تاکتیک اشباع پدافندی (شلیک همزمان پهپادهای ارزان برای مشغول کردن رادارها، سپس ورود موشک‌های اصلی و استفاده از جنگ الکترونیک) نرخ رهگیری را به شدت کاهش داد؛ در برخی موج‌ها زیر ۶۰ درصد و در موارد خاص حتی پایین‌تر. این عملکرد، در مقایسه با ادعاهای پیشین رژیم، یک شکست فنی آشکار به شمار می‌رود.

اصابت مستقیم موشک‌ها به بات‌یام و جنوب تل‌آویو، شوک جدی به جامعه صهیونیستی وارد کرد؛ در یکی از حملات برجسته به جنوب تل‌آویو حداقل ۹ نفر کشته و نزدیک به ۲۰۰ نفر زخمی شدند. این آمار در رسانه‌های عبری به عنوان نشانه عبور موشک‌ها از سامانه‌های دفاعی پایتخت بازتاب یافت. این اولین بار بود که موج گسترده فرار شهرک‌نشینان از مرکز و جنوب به سمت شمال یا پناهگاه‌های زیرزمینی شکل گرفت. ترس از موشک‌های هایپرسونیک ایران باعث فلج شدن زندگی روزمره تل‌آویو طی ۱۲ روز جنگ شد؛ خیابان‌ها خالی، کسب‌وکارها تعطیل و مردم ساعت‌ها در پناهگاه ماندند.

زیان‌های جنگ و مسیر پرهزینه جبران

جنگ ۱۲ روزه، تنها یک رویارویی نظامی نبود؛ اثرات آن به‌سرعت به زندگی روزمره مردم سرایت کرد و هزینه‌های سنگینی بر کشور تحمیل شد. فراتر از خسارت‌های واردشده به مراکز نظامی و هسته‌ای، غیرنظامیان از نخستین روزهای درگیری با پیامدهای مستقیم جنگ مواجه شدند: اختلال گسترده در اینترنت و خدمات بانکی، تعطیلی یا کاهش فعالیت حمل‌ونقل عمومی، فشار بر مراکز درمانی و کاهش ظرفیت بیمارستان‌ها در برخی شهرها. طبق آمار سخنگوی دولت و وزارت بهداشت، ۱۰۶۲ نفر جان خود را از دست دادند که شامل ۱۰۲ زن و ۳۸ کودک بود و بیش از ۵۳۵۰ نفر مجروح شدند، از جمله ۱۸ نفر از کادر درمان.

سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران گزارش داد که حدود ۱۹۴۷ خودرو آسیب دید و ده‌ها خانه مسکونی تخریب یا آسیب دید؛ دولت برای جبران بخشی از خسارت‌ها بن‌های خرید کالا تا سقف ۲۵۰ میلیون تومان در نظر گرفت. برخی تأسیسات صنعتی و دفاعی نیز آسیب دیدند، هرچند برنامه موشکی ایران فعال باقی ماند. در سوی دیگر، حملات ایران دست‌کم ۲۸ کشته در اسرائیل برجای گذاشت و خسارت‌های گسترده‌ای به تأسیسات نظامی وارد کرد. این داده‌ها نشان می‌دهد جنگ ۱۲ روزه نه تنها یک تقابل نظامی محدود، بلکه بحرانی با پیامدهای انسانی، زیرساختی و اقتصادی گسترده بود. گزارش‌های میدانی حقوق بشر ایران (HRANA) از تهران و شهرهای اطراف، تصویری روشن از ابعاد خسارات جنگ ۱۲ روزه ارائه می‌دهد. به گفته شاهدان، صدای انفجارها در برخی مناطق چنان شدید بود که مردم آن را با زمین‌لرزه مقایسه می‌کردند و آتش‌سوزی در تأسیسات نفتی اطراف شهر، شب‌ها آسمان را روشن می‌کرد. بسیاری از خانواده‌ها مجبور شدند خانه‌های خود را به‌طور موقت ترک کنند؛ خانه‌هایی که یا مستقیماً آسیب دیده بودند یا در مجاورت مناطق هدف قرار گرفته بودند.

پس از پایان درگیری‌ها و اعلام آتش‌بس، دولت ایران بازسازی زیرساخت‌های حیاتی را در اولویت قرار داد؛ از تقویت حوزه دفاعی و انرژی گرفته تا بازسازی مراکز درمانی. همزمان، روند پرداخت کمک‌های مالی به خانواده‌های جان‌باختگان و جبران بخشی از خسارت‌های وارده به شهروندان آغاز شد. تعمیر جاده‌ها، بازسازی مراکز درمانی، اصلاح شبکه‌های خدماتی و تخصیص یارانه‌های حمایتی از جمله اقداماتی است که در دستور کار قرار دارد.

با گذشت یکسال از جنگ تحمیلی دوم، کشور هنوز در مرحله‌ای میانی بین جنگ و آرامش کامل قرار دارد. بازسازی‌ها ادامه دارد، اما زخم‌های اقتصادی و روانی هنوز پابرجا هستند؛ زخم‌هایی که نشان می‌دهند هزینه جنگ تنها در میدان نبرد پرداخت نمی‌شود و پیامدهای آن سال‌ها در زندگی مردم باقی می‌ماند.

آمادگی‌های پس از جنگ؛ بازدارندگی تقویت‌شده در کنار محدودیت‌های داخلی

پایان جنگ ۱۲ روزه، ایران را به بازگشت به وضعیت پیشین سوق نداد. دستگاه سیاسی - نظامی کشور به‌سرعت وارد فاز بازنگری و بازآرایی شد؛ فرآیندی که محور اصلی آن افزایش آمادگی برای سناریوهای مشابه یا گسترده‌تر بود. تشکیل شورای دفاع ملی با هدف افزایش هماهنگی میان نهادهای نظامی و امنیتی و متمرکز کردن تصمیم‌گیری‌های کلان دفاعی، نخستین نشانه این تغییر رویکرد بود. در سطح دکترین نظامی نیز تغییراتی محسوس دیده می‌شود؛ ایران فاصله خود را با الگوی صرفاً بازدارندگی واکنشی کاهش داده و به سمت دفاع پیش‌دستانه حرکت کرده است. افزایش برد و دقت موشک‌ها، تمرکز بر توان پهپادی و تقویت سامانه‌های دفاع هوایی، همراه با ورود تجهیزات جدید از جمله همکاری‌های تسلیحاتی با چین، نشان می‌دهد تجربه آسیب‌پذیری در روزهای ابتدایی این جنگ، در محاسبات بعدی و جنگ رمضان لحاظ شده است. فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران صراحتاً اعلام کرده که سطح آمادگی کنونی از دوران جنگ بالاتر است؛ جمله‌ای که فراتر از تبلیغات، بازتاب‌دهنده دغدغه به‌جا و صحیح تکرار حملات غافلگیرانه مانند جنگ چهل روزه است. به صورت کلی، در داخل کشور تصویر پیچیده‌ است؛ تقویت آمادگی نظامی همزمان با افزایش کنترل‌های امنیتی و فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، مانع از اجرای آزادانه سیاست‌ها شده است. مقام‌های دولتی جنگ را تجربه‌ای برای تقویت قدرت ملی می‌دانند، اما واقعیت این است که اقتصاد آسیب‌دیده، تورم بالا و نارضایتی‌های انباشته، فضای مانور را محدود کرده است. در مجموع، ایران پس از دو جنگ اخیر وارد وضعیتی شده که می‌توان آن را بازدارندگی پرهزینه نامید؛ توان نظامی و آمادگی دفاعی تقویت شده، پیام روشنی به رقبا ارسال می‌کند.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک