06

تیر

1405


اجتماعی

23 خرداد 1405 09:29 0 کامنت

حمله به بیمارستان کودکان حکیم و مراکز درمانی

یکی از تلخ‌ترین و پرحاشیه‌ترین بخش‌های این جنگ، هدف قرار گرفتن مراکز درمانی بود. بیمارستان کودکان حکیم در شمال تهران و بیمارستان اعصاب و روان کرمانشاه از جمله مراکز مهمی بودند که در جریان این درگیری‌ها مستقیم یا غیرمستقیم آسیب دیدند. طبق گزارش‌های رسمی و تأیید رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، بیمارستان کودکان حکیم در شب ۲۴ خرداد تحت تأثیر انفجارهای نزدیک قرار گرفت. قطع ناگهانی برق ناشی از موج انفجار و لرزش شدید ساختمان، بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان را در شرایط بسیار خطرناکی قرار داد. پزشکان و پرستاران در تاریکی مطلق و زیر صدای آژیرهای ممتد، با دست‌های لرزان نوزادان نارس و بیماران را به پناهگاه‌های زیرزمینی منتقل کردند. این حادثه هولناک بیماران خردسال را در معرض خطر جدی قرار داد و فشار روانی سنگینی بر کادر درمان وارد کرد.

در سطح گسترده‌تر، در طول ۱۲ روز جنگ، هفت مرکز درمانی در نقاط مختلف کشور هدف قرار گرفتند یا تحت تأثیر موج انفجارها آسیب دیدند. در مجموع ۱۸ نفر از کادر پزشکی و پرستاری و ۹ نفر از امدادگران هلال‌احمر در حین انجام وظیفه شهید شدند. همچنین ۱۱ دستگاه آمبولانس در حال انتقال مجروحان منهدم شد. این حملات، نقض آشکار ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو (مصونیت مراکز درمانی و کادر پزشکی در زمان جنگ) محسوب می‌شود. آنچه این بخش از جنگ را هولناک‌تر می‌کند، این است که بسیاری از قربانیان کسانی بودند که در همان لحظات برای نجات جان دیگران تلاش می‌کردند و در نتیجه، جان بیماران و امید به ادامه درمان و نجات در میانه بحران همزمان از بین رفت.

مرگ دسته‌جمعی ۱۳ عضو یک خانواده در آستانه اشرفیه

ماجرای غم‌انگیز دیگر نیز، با حمله موشکی ساعت ۱:۱۷ بامداد سوم تیر ۱۴۰۴ به منطقه مسکونی آستانه اشرفیه رقم خورد. در این حادثه، چهار موشک متوالی به یک خانه ویلایی در محله‌ای کاملاً مسکونی اصابت کرد و منجر به شهادت ۱۳ نفر از اعضای یک خانواده شد. دکتر محمدرضا صدیقی صابر، دانشمند هسته‌ای شناخته‌شده که به زادگاه خود بازگشته بود، به همراه همسر، فرزندان، خواهر، برادر، خواهرزاده‌ها و چند تن از بستگان نزدیکش در همان لحظه جان باختند. این خانواده در حال استراحت بودند و هیچ فعالیت نظامی یا مرتبط با تأسیسات حساس در آن محل وجود نداشت. تصاویر منتشرشده از محل حادثه خانه‌ای که به‌طور کامل ویران شده و پیکرهای درهم‌تنیده زیر آوار، شوک عمیقی در میان مردم و رسانه‌ها ایجاد کرد و بحث‌های گسترده‌ای درباره هدف‌گیری دقیق و تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی به راه انداخت.

شهادت همزمان ۱۳ نفر از یک خانواده از جمله چندین کودک و زن و ویرانی کامل خانه، سؤالاتی جدی درباره رعایت اصل تمایز و تناسب در عملیات نظامی مطرح کرد. این حادثه هم یک فاجعه انسانی بود، و به نمادی از هزینه‌های سنگین غیرنظامی جنگ تبدیل شد؛ جایی که یک خانواده در آستانه اشرفیه، در یک لحظه همه چیز را از دست داد. بررسی‌های بعدی نشان داد که این حمله بخشی از موج گسترده‌تری از عملیات بود که ادعای هدف‌گیری اهداف نظامی داشت، اما در عمل، خسارات گسترده‌ای به مناطق مسکونی وارد کرد و باعث کشته شدن افراد غیرنظامی و تخریب اموال شد.

آتش‌نشانی که در میان ویرانه‌ها درحال آواربرداری بود

یکی دیگر از دردناک‌ترین روایت‌ها، مربوط به آتش‌نشانی از ایستگاه تهران است که در شب حمله به منطقه مسکونی نارمک برای عملیات نجات اعزام شد. این امدادگر، که بعدها نامش در رسانه‌ها به صورت (رضا) ذکر شد، در حین آواربرداری و جست‌وجوی افراد محبوس، با پیکر بی‌جان خواهرزاده خردسالش، سارا، مواجه شد. سارا یکی از کودکانی بود که در جریان اصابت موشک به ساختمان مسکونی جان خود را از دست داد؛ بخشی از ۴۵ کودکی که در این دوره قربانی حملات شدند. شاهدان عینی شرح داده‌اند که رضا، با وجود شوک شدید ناشی از شناسایی پیکر خواهرزاده‌اش، صحنه را ترک نکرد و ساعت‌ها با دست‌های زخمی و لباس‌های سوخته به ادامه عملیات کمک کرد تا اجساد دیگر افراد محبوس را نیز بیرون بکشد. این صحنه، نمادی از فشار مضاعفی بود که بر امدادگران وارد آمد؛ کسانی که همزمان با نجات جان دیگران، مجبور به مواجهه با مرگ عزیزان خود شدند.

این روایت، ابعاد انسانی بحران را به شکلی عریان نشان می‌دهد. امدادگران آتش‌نشانی و هلال‌احمر در طول ۱۲ روز جنگ، هم با آتش و ویرانی مقابله کردند و هم بسیاری از آن‌ها خود نیز داغدار شدند. در این دوره، چندین نفر از نیروهای امدادی در حین خدمت جان باختند یا مجروح شدند، اما مواردی مانند تجربه رضا، عمق روانی بحران را برجسته می‌کند؛ جایی که وظیفه حرفه‌ای و درد شخصی در هم آمیخته می‌شود. رضا پس از آن شب، در گفت‌وگوهای محدود با رسانه‌ها تأکید کرد که «کارش را ادامه داد چون جان دیگران هم در خطر بود»، اما این جمله نمی‌تواند شدت ضربه‌ای را که به روح او وارد شد، پنهان کند. این داستان یادآوری می‌کند که در هر جنگی، هزینه‌های انسانی خیلی بیشتر از آمار کشته‌شده‌ها است؛ زخم‌های عمیقی که روی روح بازماندها می‌ماند و هیچ‌وقت کامل خوب نمی‌شود.

حمله به زندان اوین

این حمله با استفاده از ریزپرنده یا عملیات انفجاری به بخش‌های اداری، نگهبانی و بند زنان (بند نسوان) در 2تیرماه 1404 انجام شد و منجر به شهادت و مجروح شدن ده‌ها نفر، از جمله زندانیان، کارکنان زندان و برخی خانواده‌هایی که برای ملاقات در محوطه اطراف حضور داشتند، گردید. بر اساس آمار رسمی اعلام‌شده، دست‌کم ۷۹ نفر در این حادثه به شهادت رسیدند. اصابت پرتابه‌ها به بخش‌های بهداری و کتابخانه زندان، که مکان‌هایی برای ارائه خدمات پایه‌ای به زندانیان هستند، خسارات ساختاری و انسانی قابل توجهی به بار آورد. از منظر حقوق بین‌الملل، حمله به زندان به عنوان محلی که افراد خارج از میدان نبرد نگهداری می‌شوند نقض اصل تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی محسوب می‌شود و طبق کنوانسیون‌های ژنو، مصونیت چنین مراکزی در زمان مخاصمه الزامی است. کاظم غریب‌آبادی، دبیر وقت ستاد حقوق بشر، در نامه رسمی به سفرای مقیم تهران، این واقعه را یکی از مصادیق نقض فاحش حقوق بشر در جریان جنگ توصیف کرد و بر هدف قرار گرفتن عامدانه مراکز غیرنظامی و خدماتی تأکید نمود. این حادثه، ابعاد انسانی جنگ را بیش از پیش برجسته کرد؛ جایی که زندانیان و کارکنان، افراد غیرمرتبطی که در زمان ملاقات حضور داشتند، در معرض خطر مستقیم قرار گرفتند و پیامدهای آن هنوز در خاطره بازماندگان و گزارش‌های رسمی باقی مانده است.

تجریش خونین

در روز چهارشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۴، میدان قدس تجریش، یکی از شلوغ‌ترین و خاطره انگیزترین نقاط شمال تهران که همیشه پر از خودرو، عابر و رفت‌وآمد بود ناگهان به صحنه‌ای دلخراش تبدیل شد. دو انفجار مهیب پشت سر هم رخ داد؛ یکی در طبقات بالای ساختمانی نزدیک شعبه بانک شهر و دفتر مرکز رسیدگی به امور مساجد و دیگری مستقیم در سطح خیابان، درست جایی که خودروها پشت چراغ قرمز متوقف بودند. این حمله بخشی از عملیات هوایی رژیم صهیونیستی بود که ارتش اسرائیل بعداً تأیید کرد هدفش فرماندهان ارشد سپاه، از جمله «محمد کاظمی» و «محمد باقری»، بوده است. اما انفجار دوم، که گودالی بزرگ در خیابان ایجاد کرد، شاه‌لوله آب را شکست و سیلابی در ابتدای خیابان شریعتی راه انداخت، مستقیماً خودروها و عابران غیرنظامی را درگیر کرد.

طبق گزارش رسمی وزارت بهداشت، این حمله به شهادت ۱۲ نفر و مجروح شدن حدود ۵۹ نفر منجر شد؛ در میان جان‌باختگان، یک خانم باردار هم بود. ویدیوهایی که بعداً منتشر شد، لحظه وحشتناک پرتاب شدن خودروها و موتورسواران به هوا، آتش و دود غلیظ، و پخش شدن قطعات را نشان می‌دهد. در این فاجعه، اول صدای انفجار شدیدی آمد، آسمان یک‌دفعه سیاه شد و ناگهان همه جا پر از دود، آتش و فریاد گردید. مردم در شوک و گیجی مطلق فرو رفتند؛ بعضی‌ها نمی‌دانستند چه اتفاقی افتاده، بعضی‌ها فوراً به کمک مجروحان دویدند و بسیاری در میان هرج‌ومرج و ترس از حملات بعدی، تلاش می‌کردند خود و نزدیکان‌شان را نجات دهند. امدادگران، نیروهای اورژانس و حتی شهروندان عادی با تمام توان برای بیرون کشیدن مجروحان از خودروهای سوخته و کمک به یکدیگر جنگیدند و صحنه‌هایی از ایثار در دل فاجعه خلق کردند، اما فضای کلی پر از درد، رنج و استیصال بود.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال