06

تیر

1405


سیاسی

17 خرداد 1405 08:34 0 کامنت

این عمل (جنگ با ایران) زمانی برای ترامپ مجاز خواهد بود که کنگره رسما اعلان جنگ کند یا مجوز استفاده از نیروی نظامی علیه ایران را صادر کند. این رای‌گیری دومین نشانه مهم از سوی قانون‌گذاران این کشور برای محدود کردن سیاست های جنگی دونالد ترامپ در قبال ایران به شمار می‌رود. این رویداد پس از رای گیری مشابه در مجلس سنا در اردیبهشت ماه( 50 رای موافق در برابر 47 رای مخالف)، حاکی از شکاف میان جمهوری‌خواهان و افزایش فشار برای مهار اختیارات رئیس جمهور در امور نظامی است. قطعنامه‌های تصویب شده در هر دو مجلس، بر پایه قانون اختیارت جنگی در سال 1973 تدوین شده‌اند. این قانون پس از تجربه جنگ ویتنام وضع شد، رئیس جمهور را موظف می‌کند در صورت ورود به درگیری نظامی بدون مجوز کنگره، ظرف شصت روز نیروهای آمریکایی را خارج کند یا مجوز رسمی را از کنگره دریافت کند. پس از درگیری‌ها و سپس آتش بس در فروردین ماه، اکنون آتش بس در مرحله حساسی قرار دارد. قطعنامه مجلس نمایندگان از ترامپ می‌خواهد نیروهای مسلح آمریکا را درگیری های مستقیم با ایران خارج کند، مگر اینکه کنگره رسما اعلام جنگ کند یا مجوز استفاده از نیروی نظامی را صادر کند. البته باید توجه داشت که این قطعنامه فاقد نیروی الزام آور قانونی مستقیم به شمار می‌رود. ترامپ می‌تواند آن را وتو بکند و برای غلبه بر وتو، نیاز به آرای دوسوم نمایندگان و سناتورها (288 نماینده و 67 سناتور) وجود دارد که در حال حاضر بعید به نظر می‌رسد. با این حال ارزش اصلی این رای‌گیری نمادین و سیاسی است. وزیر دفاع پیت هگست نیز اعلام کرده که هنوز حدود 20 روز از مهلت شصت روزه باقی مانده است اما فشارهای سیاسی در واشنگتن برای توقف جنگ در حال افزایش است. این «نه» دوم بیشتر از آنکه تغییر فوری در میدان ایجاد کند، عدم اجماع داخلی آمریکا بر سر سیاست فشار حداکثری را نشان می‌دهد. از منظر سیاست داخلی نیز این رای دومین شکست ترامپ در کمتر از یک ماه به حساب می‌آید. چهار نماینده جمهوری‌خواه نیز به مخالفان پیوسته‌اند که این امر را می‌توان نشان از شکاف درون حزب حاکم دانست. دلایل اصلی این مخلفت شامل هزینه‌های هنگفت جنگ(حدود یکصد میلیارد دلار)، تاثیر منفی بر اقتصاد آمریکا، تورم و بدهی عمومی و همچنین نظر سنجی‌های متعدد است که اکثریت مردم آمریکا را مخالف درگیری گسترده با ایران نشان می‌دهد.

تاثیر بر روند مذاکرات میان ایران و ایالات متحده

این رای‌گیری تاثیری مستقیم بر روند مذاکرات ایران و آمریکا دارد. تاثیرات این قطعنامه بر مذاکرات ایران و آمریکا در چند سطح قابل بررسی است. از یک سو، این رای اهرم دیپلماتیک ایران را تقویت می‌کند. جمهوری اسلامی می‌تواند شکاف کنگره را نشانه‌ای از ضعف اراده آمریکا تفسیر کند و در چانه‌زنی بر سر سطح غنی‌سازی، ساز و کارهای راستی آزمایی و دامنه کاهش تحریم‌ها، برای رسیدن به یک توافق همه‌جانبه انعطاف بیشتری به خرج بدهد و از این اهرم فشار به سود خود نفع ببرد. تجربه‌های قبلی نشان می‌دهد که ایران معمولا در برابر فشار خارجی، سیاست مقاومت را دنبال می‌کند، اما هم‌چنان از پنجره های دیپلماتیک برای کسب امتیاز استفاده می‌نماید. از سوی دیگر، این تحول ترامپ را تحت فشار بیشتری قرار می‌دهد تا برای جلوگیری از جنگ طولانی و هزینه بر، به سمت توافق موقت حرکت کند. نشانه‌هایی وجود دارد که اراده درون کاخ سفید نیز، به سمت دستیابی به یک توافق موقت و سپس تلاش برای صلح پایدار گرایش یافته است. به نظر نگارنده، توافق موقتی شامل تمدید آتش بس، محدودیت موقت غنی‌سازی در برابر کاهش بخش از تحریم ها و تضمین جریان نفت از تنگه هرمز، محتمل‌ترین گزینه به نظر می‌رسد. این مسیر به هر دو طرف اجازه می‌دهد تنفس اقتصادی و سیاسی پیدا کنند بدون آنکه به تعهدات بلند مدت ملزم شوند. با این حال محدودیت‌هایی وجود دارد. چون قطعنامه الزام آور نیست ، ترامپ هم‌چنان اختیار حملات محدود، عملیات سایبری یا اعمال تحریم‌های جدید را دارد. این ابهام سطح اعتماد را در مذاکرات پایین نگه می‌دارد. علاوه بر این دستیابی به یک توافق جامع بسیار پیچیده است. مسائل اساسی مانند برنامه هسته‌ای ایران، ذخایر اورانیوم، برنامه موشکی، حمایت از گروه‌های منطقه‌ای و تضمین‌های امنیتی برای اسرائیل موانع عمیقی ایجاد کرده‌اند. یک توافق جامع نیازمند تغییرات اساسی در رفتار دو طرف، اجماع داخلی آمریکا و نقش فعال میانجی‌های بین‌المللی است که فعلا دست نیافتنی به نظر می‌رسد.

سناریوهای محتمل آینده را می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد:

توافق موقت: محتمل‌ترین مسیر این سناریو است. هر دو طرف ممکن است به دنبال تمدید آتش بس و برخی محدودیت‌های موقت برای احیای روند مذاکرات باشند و از تشدید بیشتر، تا دسترسی به یک توافق همه جانبه ، جلوگیری کنند.

تنش کنترل شده: ترامپ قطعنامه را نادیده بگیرد و از طریق ابزارهای غیر مستقیم مانند تحریم‌ها و حمایت و تحریک اسرائیل استفاده کند و روند مذاکرات پیشرفت چشمگیری نداشته باشد. با توجه به اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر توقف حمله به بیروت و سرزنش نتانیاهو( به نقل از برخی خبرها ) تحقق این سناریو احتمال کمتری دارد؛ اما با توجه به ارتباط پیچیده، منافع مشترک دو کشور و دیرینه آمریکا و اسرائیل نمی‌توان در این مورد خیلی مطمئن بود.

صلح پایدار: تحقق این سناریو بسیار دشوار است و احتمال آن بسیار کم است، ولی دور از ذهن نیست، این سناریو نیازمند اراده سیاسی عمیق دو طرف، تغییرات منطقه‌ای و نقش بازیگرانی مثل اروپا و چین است.

تشدید دوباره تنش: اگر ترامپ برای جبران ضعف داخلی دست به اقدام نظامی بزند، یا ایران اقدامی تحریک آمیز انجام بدهد؛ می‌تواند امکان درگیری دوباره را بوجود بیاورد. در مجموع باید گفت دومین «نه» کنگره آمریکا به ترامپ، تعادل قوا در سیاست خارجی این کشور را تغییر می‌دهد. این رای محدودیت‌های دموکراتیک بر قدرت اجرایی را برجسته می‌کند و اراده عمومی مخالف جنگ گسترده را بازتاب می‌دهد. برای ایران این وضعیت یک «فرصت دیپلماتیک» ایجاد کرده اما همزمان نیازمند محاسبات دقیق و تعادل میان مقاومت و انعطاف است. این رای‌گیری‌ها ترامپ را تضعیف کرده‌اند اما او را فلج نکرده‌اند. نباید برداشت‌هایی اشتباه از این رویداد شکل بگیرد. تصمیم نهایی هم‌چنان در دست قوه مجریه است و ارتش آمریکا قابلیت اقدام نظمی دوباره را حفظ کرده است. آینده تنش ایران و آمریکا به مذاکرات پشت پرده و تحولات میدانی( مانند وضعیت تنگه هرمز، و فعالیت هاای منطقه ای) و محاسبات دقیق هر دو طرف بستگی خواهد داشت.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

برای سوخت‌گیری پول نقد همراه داشته باشید