06

تیر

1405


سیاسی

12 خرداد 1405 08:35 0 کامنت

در این راستا، جنگ ایران نشانه مبارزه جهانی برای قدرت است که آینده ایالات متحده، اسرائیل، هند، چین، روسیه، اتحادیه اروپا، بریتانیا و بسیاری دیگر از بازیگران بین‌المللی را شکل خواهد داد. در واقع، جنگ ایران با تضعیف اعتبار ایالات متحده و نظم جهانی لیبرال، تشدید بی‌ثباتی منطقه‌ای در غرب آسیا، اختلال در بازارهای انرژی و اقتصادها؛ تغییر قدرت جهانی به سمت اتحادهای نوظهور را تسریع کرده است. این رویداد، پویایی و نظم جهانی را به طور کامل تغییر داده و پیامدهای آن در سراسر جهان احساس شده است. از بحران انرژی گرفته تا بیکاری و تورم، این جنگ به طرق مختلف بر جهان تأثیر گذاشته است. یکی از تأثیرات عمده جنگ این است که دیدگاه‌های جهانی در مورد اعتبار ایالات متحده را به عنوان متحد تغییر داد. علاوه بر این، رقبای ایالات متحده را بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک کرده است.

ریشه جنگ ایران

ریشه درگیری با محوریت ایران صرفاً در برنامه هسته‌ای یا رویارویی اسرائیل و ایران نیست، بلکه پویایی‌های اساسی این جنگ شامل؛ ۱- رقابت هژمونیک جهانی بین ایالات متحده و چین ۲- بازتاب نبرد قدرت بین روسیه و اروپا در حوزه رقابت انرژی، ۳- رقابت بر سر کنترل مسیرهای انرژی، کریدورهای تجاری و مراکز لجستیکی و ۴- تلاش برای ایجاد نظم بین‌المللی جدید با محوریت بریکس و سازمان همکاری شانگهای. در این چارچوب، جنگ ایران را باید به عنوان امتداد ژئوپلیتیکی جنگ روسیه و اوکراین به غرب آسیا در نظر گرفت. ایالات متحده و کشورهای اروپایی در جبهه اوکراین به دنبال مهار نظامی، اقتصادی و سیاسی روسیه بودند؛ با این حال، در نهایت نتوانستند به اهداف راهبردی خود دست یابند. از سوی دیگر، ایالات متحده و اسرائیل همچنین قصد داشتند از ایران به عنوان وسیله‌ای برای کنترل امنیت تأمین انرژی چین، ابتکار کمربند و جاده و کریدورهای تجاری آسیا-خاورمیانه استفاده کنند؛ با این وجود، این راهبردها نیز نتوانستند نتایج مطلوب را به بار آورند.

بن‌بست راهبردی ایالات متحده

براساس گزارش مرکز مطالعات سیاسی و بحران؛ ایالات متحده در سال‌های اخیر، از طریق محدودیت‌های نیمه‌هادی‌ها، سیاست‌های تعرفه‌ای، ژئوپلیتیک انرژی و کنترل مسیرهای تجارت دریایی، راهبرد مهارمحوری را علیه چین دنبال کرده است؛ با این حال، این اقدامات نتوانسته‌اند به نتایج مورد نظر دست یابند. واشنگتن همچنین با استفاده از بازار جهانی نفت، به دنبال تضعیف چین بوده است، اما نوسانات قیمت انرژی و تنش‌های مکرر در تنگه هرمز، در بلندمدت فشار قابل توجهی بر اقتصاد ایالات متحده وارد می‌کند. علاوه بر این، سیاست‌های ایالات متحده در قبال ایران به افزایش‌عدم قطعیت و نوسانات در بازارهای جهانی انرژی کمک و همزمان مشکلات ساختاری موجود در ایالات متحده را عمیق‌تر کرده است. در حال حاضر، ایالات متحده بدهی عمومی تقریباً ۴۰ تریلیون دلار دارد که بار بهره سالانه آن بیش از ۱.۵ تریلیون دلار می‌رسد. این بار بدهی پایداری اقتصادی هژمونی آمریکا را با تردید مواجه می‌کند. علاوه بر این، افزایش سطح استقراض و کسری بودجه، فشارهای تورمی را در اقتصاد ایالات متحده تشدید می‌کند. این وضعیت خطرات ساختاری ایجاد و می‌تواند در درازمدت، جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی را تضعیف کند. این امر، گسست راهبردی بزرگی را ایجاد و تسلط ایالات متحده را در رقابت اقتصادی جهانی تضعیف می‌کند. در حالی که ایالات متحده در دهه ۱۹۵۰ تقریباً نیمی از اقتصاد جهانی را کنترل می‌کرد، اکنون سهم آن از تولید جهانی امروز به تقریباً ۲۵ درصد کاهش یافته است.

ظهور چین

در این میان، چین به جای رویارویی نظامی، از طریق ابزارهای اقتصادی و فناوری در نظام جهانی قدرت‌یابی می‌کند. به طور ویژه، تسلط چین بر عناصر خاکی کمیاب، مزیت راهبردی بزرگی را برای پکن فراهم می‌کند. طبق داده‌های سال ۲۰۲۴، چین تقریباً ۷۰ درصد از تولید جهانی عناصر خاکی کمیاب را به خود اختصاص داده است. بسیاری از بخش‌های راهبردی، از خودروهای برقی گرفته تا صنایع دفاعی، به این منابع تحت کنترل چین وابسته هستند. همچنین، طرح کمربند و جاده را نباید صرفاً به عنوان یک پروژه تجاری اقتصادی تفسیر کرد؛ بلکه این طرح ستون فقرات اقتصادی نظم جهانی جدید نیز است. از دیدگاه ایالات متحده، تسلط بر غرب آسیا نه تنها به معنای کنترل بر منابع انرژی و کریدورهای تجاری است، بلکه توانایی محدود کردن شبکه‌های تجاری زمینی و دریایی چین را نیز دارد. به همین دلیل، ایالات متحده و اسرائیل تلاش می‌کنند تا امنیت انرژی و نفوذ منطقه‌ای چین را از طریق درگیری‌های نیابتی با محوریت ایران تضعیف کنند. با این حال، دولت واشنگتن هنوز در این راهبرد موفق نشده و مهم‌تر از آن، چارچوبی روشن و پایدار برای مهار ظهور چین تدوین نکرده است.

معضل انرژی اتحادیه اروپا

مهم‌ترین آسیب‌پذیری اتحادیه اروپا در وابستگی انرژی آن نهفته است. پس از جنگ روسیه و اوکراین، کاهش دسترسی اروپا به انرژی ارزان روسیه بر تولید صنعتی و رقابت‌پذیری کلی اقتصادی آن تأثیر گذاشته است. در کوتاه‌مدت، گذار کاملاً مستقل به انرژی سبز برای اتحادیه اروپا بعید به نظر می‌رسد. علاوه بر این، کشورهای اروپایی از نظر فناوری‌های انرژی تجدیدپذیر همچنان به چین وابسته هستند. تولید و استقرار این فناوری‌ها به مقادیر قابل توجهی از عناصر خاکی کمیاب و مواد معدنی حیاتی نیاز دارد که چین در آن جایگاه جهانی مسلط را دارد. در نتیجه، راهبرد امنیت انرژی بلندمدت اروپا احتمالا با محدودیت‌های ساختاری روبرو می‌شود. احتمالا به مرور زمان، انگیزه‌های جدیدی را برای بازگشت به منابع انرژی روسیه برای ثبات عرضه تجربه کند.

تضعیف ناتو

اگرچه ناتو در ابتدا در سال ۱۹۴۹ به عنوان مکانیسم دفاع جمعی در برابر جنگ سرد و اتحاد جماهیر شوروی تأسیس شد، اما در دوران پس از جنگ سرد نیز به حیات خود ادامه و حتی گسترش یافته است. دلیل اصلی این تداوم این است که ناتو نه تنها به عنوان یک اتحاد نظامی، بلکه ابزار راهبردی با ابعاد اقتصادی و سیاسی برای ایالات متحده عمل و واشنگتن را قادر می‌سازد تا نفوذ خود را بر معماری امنیتی فراآتلانتیک و نظم بین‌المللی گسترده‌تر حفظ کند. ایالات متحده از طریق ناتو توانسته است صنعت دفاعی خود را تأمین مالی و حفظ، نفوذ امنیتی خود را بر اروپا کنترل و کشورهای اروپایی را در مدار راهبردی خود نگه دارد و همچنین، ظرفیت مداخله جهانی خود را افزایش دهد و از این طریق موقعیت هژمونیک خود را تقویت کند. اگرچه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، گاهی اوقات لحنی انتقادی نسبت به ناتو اتخاذ کرده است، اما با توجه به کارکردهای راهبردی، نظامی و ژئوپلیتیکی که این اتحاد همچنان برای واشنگتن دارد، انحلال کامل آن در کوتاه مدت از منظر منافع آمریکا امکان‌پذیر به نظر نمی‌رسد.

نتیجه‌گیری

در مجموع، جنگ ایران صرفاً مختص ایران نیست. این درگیری بازتاب موارد زیادی مانند رقابت چین و آمریکا و کنترل کریدورهای تجاری و انرژی است. امروزه، جهان در حال تجربه گذار پرتلاطم از نظم تک‌قطبی به رهبری آمریکا به یک سیستم چندقطبی جدید است. ساختارها و ابتکاراتی مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای، طرح کمربند و جاده، همراه با کریدورهای انرژی، ذخایر انرژی، مواد معدنی حیاتی و مراکز لجستیکی، پویایی اصلی این تحول را تشکیل می‌دهند. همچنین، ایالات متحده از طریق این حمله، نظم جهانی یکجانبه به رهبری ایالات متحده را تضعیف و کشورهای جنوب جهان را به سمت بلوک رقیب سوق داده است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

برای سوخت‌گیری پول نقد همراه داشته باشید