06

تیر

1405


سیاسی

10 خرداد 1405 08:39 0 کامنت

به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا به تازگی بر توافق ۲۰۲۰ متمرکز شده است و به تازگی مطلبی طولانی را در پلتفرم رسانه‌های اجتماعی خود منتشر کرد و از عربستان، امارات متحده عربی، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و بحرین خواست تا به یک درخواست جدید پاسخ دهند: او نوشت: «پس از تمام کارهایی که ایالات متحده برای کنار هم قرار دادن این پازل بسیار پیچیده انجام داده است، باید اجباری باشد که همه این کشورها، حداقل، همزمان، توافق‌نامه ابراهیم را امضا کنند». در حالی که MS NOW گزارش داد، وقتی ترامپ این ایده را در یک کنفرانس تلفنی با رهبران این کشورها مطرح کرد، «سکوت ناخوشایندی در فضا حاکم شد». دو روز بعد، در جریان جلسه کابینه کاخ سفید، رئیس جمهور آمریکا به این موضوع بازگشت و اصرار داشت کشورهای خاورمیانه «به ما مدیونند» که به توافق‌نامه ابراهیم بپیوندند. همچنین پست ترامپ حاکی از آن بود که ایران نیز می‌تواند به این توافق‌نامه‌ها بپیوندد. متحدان آمریکا نیز این درخواست ترامپ را عجیب و غریب و قابل نادیده گرفتن می‌دانند.

مسیر واقعی توافق ابراهیم از رام‌ الله و غزه است نه تهران

درخواست ترامپ برای پیوستن کشورهای دیگر به پیمان ابراهیم گویا با چشم بستن بر روی اقدامات اسرائیل در لبنان و غزه صورت گرفته است. در دوره اول ریاست جمهوری‌اش، امارات متحده عربی در بحرین روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کرد و این توافق‌ها علی‌رغم جنگ‌ در غزه، لبنان و ایران پابرجا مانده‌اند. اما ترامپ مدت‌هاست که به دنبال معامله بزرگتری است، اینکه عربستان سعودی به این روند بپیوندد. دونالد ترامپ و متحدانش از آن زمان تاکنون در مورد اهمیت این تلاش دیپلماتیک اغراق کرده‌اند، نکته اصلی در این بین آن است که آن‌ها نتوانستند دوران جدیدی از صلح و ثبات را در خاورمیانه رقم بزنند، علی‌رغم ادعاهای گاه به گاه خلاف این حقیقت. با این که، بحرین و امارات متحده عربی در خاورمیانه از سایر کشورها متمایز هستند. سایر کشورها تمایل یا توانایی بسیار کمتری برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل دارند. از زمان وقوع جنگ غزه، بن سلمان و دیگر مقامات سعودی بارها تأکید کرده‌اند که عادی‌سازی روابط دیپلماتیک با اسرائیل بدون برداشتن گام‌های برگشت‌ناپذیر در جهت تشکیل کشور فلسطین اتفاق نخواهد افتاد.

در همین حال، تنش‌ها بین اسرائیل و ترکیه مدتی است که در حال افزایش است. در ماه فوریه، نفتالی بنت، نخست وزیر سابق اسرائیل، اعلام کرد که ترکیه «ایران بعدی» است. اخیراً، در ۲۰ مه، میکی زوهر، وزیر فرهنگ و ورزش اسرائیل، اعلام کرد که باید با ترکیه به عنوان «یک کشور دشمن» رفتار شود.

در مورد قطر، مقامات دولتی همچنان از اسرائیل به خاطر حمله به دوحه در سال ۲۰۲۵ که با هدف کشتن چهره‌های کلیدی حماس مستقر در آنجا انجام شد، خشمگین هستند و اما ایده پیوستن ایران به پیمان ابراهیم بلافاصله پس از یک جنگ ویرانگر نیز خیال‌پردازانه است.

پاکستان نیز درخواست‌ ترامپ را رد کرده است و احتمالاً عربستان نیز از آن‌ پیروی نخواهد کرد. ترامپ باید بپزیرد، مسیر واقعی برای گسترش توافق‌نامه‌های ابراهیم نه از تهران، بلکه از رام‌الله و غزه می‌گذرد،

نگرانی اصلی عربستان یا قطر به دنبال پیوستن به توافق عادی‌سازی با اسرائیل این است که تشکیل کشور فلسطین کجای معادله این توافق خواهد بود؟ چراکه رفتار تلاویو گویای رویکرد واقعی اوست: گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری و نادیده گرفتن همه چیز.

چرا ترامپ پای توافق ابراهیم را به میان آورد؟

در حالی که رئیس جمهور آمریکا اظهارات جسورانه‌ای ارائه نمود و هیئت صلحی را تشکیل داد که قرار است غزه را بازسازی کند؛ اما این کار واقعاً هنوز شروع نشده است و فلسطینی‌ها در حال حاضر هیچ راهی برای پیشرفت برای تشکیل کشور خود ندارند. پس چرا ترامپ همچنان در مورد این موضوع صحبت می‌کند، در حالی که چشم‌اندازها بعید به نظر می‌رسند؟ ترامپ اظهارات بزرگی بیان می‌کند تا به منتقدان خود نشان دهد که برنامه‌ای برای خاورمیانه دارد. ایجاد ارتباط بین مذاکره با ایران و گسترش توافق ابراهیم، از جمله به عربستان و قطر و این استدلال عجیب که این کشورها به نوعی مدیون او هستند، اگر نگوییم هیچ، در حال حاضر حسی که این کشورها نسبت به رئیس‌جمهور آمریکا دارند، کینه واقعی است؛ چون ترامپ کسی است که آن‌ها را وارد این مخمصه کرده است. به خاطر جنگ غیرقانونی و غیرضروری او در پی اهداف اسرائیل است که منجر به بسته شدن تنگه هرمز شد. بنابراین اینکه چگونه و با چه منطقی ترامپ فکر می‌کند که این کشورها به او مدیون هستند جای بحث دارد. شاید چون او قرار است آن‌ها را، از مخمصه‌ای که خودش درست کرده، بیرون بیاورد (!) در هر صورت، این یک وضعیت کاملاً وهم‌آلود و دست نیافتنی است. هیچ شانسی وجود ندارد که قطر و عربستان، پس از این جنگ، با این دولت اسرائیل و تحت این شرایط، روابط خود را با تل‌آویو عادی کنند.

اگر از نظر ترامپ، این شرط برای یک توافق باشد، واضح است که به سادگی توافقی حاصل نخواهد شد و بیشتر مانع‌تراشی رئیس جمهور آمریکا برای انجام نشدن توافق را نمایان خواهد کرد.

تلاش آمریکا برای شکل دادن به پیکربندی استراتژیک خاورمیانه

روابط نزدیک‌تر با کشورهای عربی نیز نمی‌تواند فرسایش سریع افکار عمومی منطقه‌ای علیه اسرائیل را جبران کند. چنین دیدگاه‌های منفی اکنون حتی در میان پایگاه طرفداران ترامپ در MAGA نیز به طور گسترده رواج گرفته است.

دولت ترامپ نیز به یک پیروزی نیاز دارد. این دولت از آخرین ماجراجویی ناموفق خود در خاورمیانه گیج شده است اما در منطقه‌ای که در حال تغییر چشمگیر پیکربندی استراتژیک است، توافق ابراهیم به طور فزاینده‌ای به عنوان یک چارچوب تحمیلی از سوی ایالات متحده تلقی می‌شود. برخی از کشورها در تلاشند تا منطقه را به گونه‌ای تغییر شکل دهند که به نفع خودشان باشد.

از همه مهم‌تر، طبق گزارش‌ها، عربستان سعودی یک پیمان عدم تجاوز منطقه‌ای (از جمله ایران) را در راستای توافق‌نامه‌ هلسینکی که هدف آن کاهش تنش‌های جنگ سرد در اروپا بود، مطرح کرده است. شاید ترامپ در تلاش است تا توافق‌نامه‌ ابراهیم را به عنوان راهی برای مقابله با اقدام عربستان احیا کند. بدون شک، او همچنین در تلاش است تا نتانیاهو را راضی کند. با این حال، سکوتی که در برابر درخواست رئیس جمهور آمریکا ایجاد شده است، ممکن است نشان دهد که منطقه دیگر پذیرای اقناع ایالات متحده نیست.

در نتیجه احتمالاً او (دوباره) بلوف زده است اما اگر اینطور نباشد، ترامپ پیچیدگی جدیدی به بحرانی که از قبل برای حل آن تلاش می‌کند، اضافه خواهد کرد. ترامپ نمی‌تواند توافق‌نامه ابراهیم را به خاورمیانه‌ای که اعتماد خود را به ایالات متحده از دست داده است، بفروشد.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

برای سوخت‌گیری پول نقد همراه داشته باشید