06

تیر

1405


اقتصادی

05 خرداد 1405 09:05 0 کامنت

خانه، حلقه نامزدی بتنی

«اقتصاد مادرزن» نامی طنزآمیز برای پدیده‌ای کاملاً جدی است. صورت دقیق‌تر آن را می‌توان «اقتصاد خویشاوندی منزلت‌ساز در بازار ازدواج» نامید، وضعیتی که در آن خانواده‌ها با معیارهایی مانند محله، متراژ، سند و مالکیت، درباره اعتبار اجتماعی داماد یا امنیت آینده عروس داوری می‌کنند. این داوری همیشه رسمی نیست، اما اثرش واقعی است. گاهی یک جمله ساده کافی است: «خانه دارد؟»

در چین، وانگ نشان می‌دهد که تقاضای مسکن فقط از درآمد، نرخ بهره یا عرضه زمین نمی‌آید. از اضطراب ازدواج، آرزوی شهرنشینی، فشار خانواده و هراس عقب‌ماندن نیز می‌آید. خانه به کالای منزلتی تبدیل می‌شود، چیزی شبیه کالای لوکس، اما با وام سی‌ساله. فرق آنجاست که کالای لوکس را می‌توان نخرید، اما خانه در بازار ازدواج گاه به شرط ورود تبدیل می‌شود. این همان لحظه‌ای است که تقاضا انعطاف خود را از دست می‌دهد.

وقتی خانواده‌ها تورم می‌سازند

در اقتصاد کلاسیک، وقتی قیمت بالا می‌رود، تقاضا باید کاهش یابد. اما در بازارهایی که منزلت اجتماعی در آنها دخیل است، قانون ساده تقاضا به این آسانی کار نمی‌کند. اگر همه خانواده‌ها خانه را نشانه کفایت بدانند، هر خانواده برای عقب نماندن وارد مسابقه می‌شود. نتیجه، شبیه مسابقه تسلیحاتی است؛ هیچ‌کس امنیت کامل به دست نمی‌آورد، اما همه بیشتر خرج می‌کنند.

این پدیده در چین با شهرنشینی سریع، مهاجرت داخلی و پیوند مالکیت مسکن با دسترسی به زندگی شهری تشدید شده است. خانه دیگر فقط سقف نیست؛ بلیت ورود به شهر، ازدواج و طبقه متوسط است. چنین بازاری حتی وقتی گران می‌شود، الزاماً آرام نمی‌گیرد؛ زیرا سوخت آن فقط پول نیست، ترس از حذف اجتماعی است.

در بازار مسکن ایران همه تقصیرها در پاستور نیست

در ایران، بخش بزرگی از بحران مسکن بی‌تردید ریشه در سیاست‌گذاری دارد: تورم مزمن، زمین گران، ساخت‌وساز پرهزینه، نظام مالی ناکارآمد، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی سیاسی و شرایط جنگی یا شبه‌جنگی. در چنین فضایی، مسکن به پناهگاه سرمایه تبدیل می‌شود، مردم از پول ملی می‌ترسند و به آجر پناه می‌برند. دولت‌ها وعده خانه ارزان می‌دهند؛ بازار معمولاً با لبخندی گران پاسخ می‌دهد.اما همه مسئله را نمی‌توان به دولت حواله کرد. بخشی از فشار مسکن از درون جامعه می‌آید. وقتی خانواده‌ها ازدواج را به مالکیت فوری خانه گره می‌زنند، وقتی اجاره‌نشینی را شکست اخلاقی می‌دانند، وقتی متراژ و محله به معیار آبرو تبدیل می‌شود، جامعه خود به موتور گرانی کمک می‌کند. این همان «اقتصاد مادرزن» ایرانی است، نه الزاماً شخص مادرزن، بلکه شبکه‌ای از انتظارها، مقایسه‌ها و قضاوت‌های خانوادگی.

کاهش فشار از درون جامعه

راه‌حل فقط ساخت مسکن نیست، اصلاح تخیل اجتماعی درباره مسکن نیز هست. اگر اجاره‌نشینی برای زوج جوان یک مرحله طبیعی از زندگی تلقی شود، اگر شروع زندگی با خانه کوچک بی‌آبرویی نباشد، اگر خانواده‌ها امنیت را فقط در سند ملکی نبینند، بخشی از تقاضای هیجانی کاهش می‌یابد. جامعه‌ای که هر ازدواج را با آزمون مالکیت آغاز می‌کند، دیر یا زود ازدواج را به کالایی لوکس تبدیل خواهد کرد.

دولت باید تورم، زمین، مالیات، وام و عرضه مسکن را اصلاح کند. این وظیفه‌ای غیرقابل انکار است. اما مردم نیز باید از تبدیل خانه به ابزار سنجش آدم‌ها دست بردارند. بازار مسکن فقط روی خاک ساخته نمی‌شود، روی توقعات نیز ساخته می‌شود. گاهی گران‌ترین مصالح یک خانه، آجر و سیمان نیست، نگاه دیگران است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال