سیاسی
در پی انتشار گزارشهایی مبنی بر تدوین پیشنویس تفاهمنامهای ۱۴ بندی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده چشمانداز متزلزلی از یک «آتشبس ۶۰ روزه» نمایان شده است. این توافق که محورهای آن بر تبادل امتیازات محدود از جمله آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده و معافیتهای موقت نفتی در ازای بازگشایی تدریجی تنگه هرمز و محدودسازی فعالیتهای هستهای استوار است، به دلیل فقدان تضمینهای حقوقی پایدار، تقابل با خطوط قرمز راهبردی ایران و همچنین ابهامات ناشی از کنشگری نظامی اسرائیل، با تردیدهای جدی در خصوص کارآمدی و استمرار مواجه است؛ در این رابطه با دکتر محمد جلیلی؛ پژوهشگر علوم سیاسی به گفتگو پرداختهایم.
اخیراً گزارشهایی از سوی «آکسیوس» درباره یک تفاهمنامه ۱۴ بندی بین ایران و آمریکا منتشر شده است. بفرمایید جزئیات مفاد این ۱۴ بند که رویترز و آکسیوس به آن اشاره کردهاند، شامل چه مواردی است؟ آیا شروط اصلی ایران در آن لحاظ شده است؟
آنچه در مورد این تفاهمنامه ۱۴ بندی بیان شده، این است که بعد از حدود ۸۵ روز از آغاز جنگ (از ۹ اسفند)، در روز ۲۳ می، آکسیوس تأکید کرده است که «استیو ویتکاف» و «کوشنر» از طرف آمریکاییها اعلام کردهاند که بر روی یک تفاهمنامه ۱۴ بندی کار میکنند. این متن از طریق «عاصم منیر»، فرمانده نظامی پاکستان و با وساطت نماینده قطر به ایران ارسال شده تا پاسخ تهران دریافت شود. همچنین ترکیه و مصر به همراه قطر، بحرین، کویت و امارات در رایزنیهای آنلاین با طرف آمریکایی، نظرات خود را در راستای «تسلیمسازی ایران» یا به تعبیر خودشان «رسیدن به توافق» مطرح کردهاند.
در رابطه با این مفاد چهاردهگانه که به چهار شرط نهایی رسیده، باید به چند محور کلیدی اشاره کرد: اول، بحث بازگشایی تنگه هرمز به عنوان موضوع کانونی است که آمریکاییها میخواهند ایران متعهد شود در طول سی روز اول این آتشبس شصتروزه که به نوعی تمدید آتش بس گذشته است، تنگه هرمز را بهتدریج باز کند. نکته دیگر در این بخش این است که هیچ صحبتی از اخذ غرامت نیست و آمریکاییها مطلقاً آن را نپذیرفته و مبهم گذاشتهاند. دوم، تعهدات هستهای است؛ آمریکاییها میگویند ایران باید تمام راههای دسترسی به سلاح هستهای را ببندد که شامل تعلیق غنیسازی و تعیین تکلیف اورانیوم ۶۰ درصد است. در این میان، ترامپ به توئیت آقای پزشکیان اشاره کرد که گفته بود «ایران به دنبال سلاح هستهای نیست». الجزیره هم گزارش داده است که آمریکا خواهان توقف ۱۲ ساله غنیسازی است، اما ایران در گام نخست این را نپذیرفته و بحث را به مذاکرات آینده موکول کرده است.موضوع دیگر خروج اورانیوم 60 درصد است که آمریکا راجع به آن صحبت کرده است. آمریکاییها خواستار تحویل 440 کیلوگرم اورانیوم 60 درصد غنیسازی شده به خودشان هستند و نه به کشور ثالث. که تهران راجع به این موضوع سکوت کرده است، اما برخی اخبار از انعطاف برای رقیقسازی داخلی بهصورت تدریجی حکایت دارد.
ایران این آتشبس را مشروط به پایان بخشیدن به تمامی تحرکات نظامی، از جمله توقف کامل عملیات نظامی اسرائیل در لبنان کرده است؛ به طوری که نیروهای آمریکایی و کشورهای حوزه خلیجفارس نیز باید به این توقف عملیات متعهد شوند.
گامهای طرف آمریکایی در ازای این پذیرشها چیست؟ آیا تحریمها واقعاً لغو میشود؟
در مقابل، طرف آمریکایی اعلام کرده است که اگر این موارد توسط ایران محقق شود، آنها نیز اقداماتی را انجام خواهند داد؛ از جمله رفع محاصره دریایی ایران که باید همزمان و توأمان با بازگشایی تدریجی تنگه هرمز طی سی روز صورت بگیرد. طبق اذعان آمریکاییها، روزانه ۵۰۰ میلیون دلار ضرر به اقتصاد ایران وارد میشود و بر اساس گزارشهای محلی، عملاً ۱۲ تا ۱۳ روز است که ایران صادرات نفت خود را متوقف کرده است.گام دومی که آمریکا اعلام کرده میپذیرد، فقط «معافیتهای تحریمی برای فروش نفت» است. برخلاف خواسته طرف ایرانی که از ابتدا روی «رفع و لغو تمامی تحریمها» تأکید داشت، آمریکاییها صرفاً در حوزه نفت حاضر به انعطاف شدهاند و آن هم نه بهصورت دائمی، بلکه محدود و مشروط. طبق آنچه مطرح شده، این معافیتها قرار است در قالب دورههای ۳۰ روزه یا ۶۰ روزه اعمال شود؛ یعنی ایران در یک بازه زمانی کوتاه، بهطور محدود اجازه فروش نفت، بنزین و مشتقات نفتی را خواهد داشت.
در گام سوم، بحث «آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران» مطرح است. آمریکا در اصل آزادسازی بخشی از این اموال عقبنشینی کرده و آن را پذیرفته است، اما رقم و نحوه اجرای آن محل چانهزنی بوده است. بر اساس گزارشهای الجزیره، در نقلهای قبلی صحبت از این بود که حدود ۲۵ میلیارد دلار از مجموع تقریباً ۱۰۰ میلیارد دلار اموال بلوکهشده ایران، در کل این پروسه آزاد شود. اما آنچه در وضعیت فعلی پذیرفته شده، بسیار محدودتر است: طرف آمریکایی فعلاً فقط با آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار موافقت کرده است. نکته مهم اینجاست که از این ۱۲ میلیارد دلار، حدود ۵/۶ میلیارد دلار همان پولهای بلوکهشده ایران است که قبلاً از کره جنوبی به قطر منتقل و در آنجا نیز عملاً بلوکه شد.
در گام چهارم طرف آمریکایی پذیرفته است که آغاز مذاکرات تحریمزدایی انجام شود. به این معنی که بعد از این اقدامات، آمریکا تصمیم بگیرد که چگونه تحریم ها را بردارد.
در نهایت موضوع توقف حملات نظامی توسط آمریکا و اسرائیل است. در این تفاهمنامه، طرف آمریکایی صرفاً به «توقف عملیات هوایی و موشکی» در طول دوره ۶۰ روزه آتشبس متعهد شده است. طرف اسرائیلی بلافاصله پس از این زمزمهها، موضعگیری صریحی داشت؛ اسرائیل اعلام کرده است که راهی برای باز گذاشتن دست خود برای تداوم حملات نظامی پیدا خواهد کرد و به این توافق تعهدی نخواهد داشت. مقامات اسرائیلی تأکید کردهاند که «امنیت اسرائیل» موضوعی است که توسط طرف آمریکایی به توافق با ایران گره نخورده است.
درباره ضمانت اجرایی این توافق و حضور چین و روسیه، واکنش آمریکا چه بوده است؟
گفته میشود این موافقت نامه «اسلامآباد» است و آغاز این روند اساساً با پاکستان بوده است. عملاً مسیر این تفاهمنامه از طریق پاکستان شروع شده اما نکته مهمتر به بحث «ضمانت» بازمیگردد. طرف ایرانی بهروشنی اعلام کرده است که ضروری است کشورهای ثالث دارای وزن بینالمللی مانند چین و روسیه به عنوان ضامن وارد شوند تا ضمانت اجرایی معتبر برای تهران ایجاد شود اما طرف آمریکایی این بخش را نپذیرفته است.
آیا فکر میکنید این توافق پایدار باشد؟
اختلاف میان ایران و آمریکا را باید عمیقتر از جزئیات این ۱۴ بند دید. اگر به تجربیات تاریخی و معاصر نگاه کنیم، یک الگوی تکرارشونده را میبینیم. هر زمان که ما به یک توافق واقعی نزدیک شدهایم، طرف اسرائیلی با اقدامات تحریکآمیز آن را نقض کرده است و طرف آمریکایی صرفاً از فضای توافق برای مقاصد خود مثل کنترل قیمت نفت و پایین آمدن قیمت بنزین در آمریکا استفاده کرده است.به طور کلی موضوع اورانیوم 60 درصد از طرف ایران معلق گذاشته شده است. از طرف دیگر آمریکا اعلام کرده است که باید تحویل فوری داده شود. در رابطه با موشکهای بالستیک، آمریکاییها مطرح کردهاند که باید محدود شود اما ایران این موضوع را به طور مطلق رد کرده است.
در رابطه با موضوع غنیسازی نیز آمریکا اعلام کرده توقف 12 ساله است و طرف ایرانی فعلا این موضوع را از دستور کار خارج کرده است تا مراحل بعدی .
همچنین در رابطه با نقش اسرائیل، آمریکا اعلام کرده است که آن را از موضوع مذاکرات کنار گذاشته است و هیچ توافقی بدون رضایت و جلب منافع اسرائیل انجام نخواهد شد.
در رابطه با سازوکار نظارت، آمریکا فقط خود و «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» را به عنوان ناظر به رسمیت میشناسد، اما ایران اصرار دارد که حضور چین و روسیه به عنوان ضامن و ناظر الزامی است و حضور نظارتی آمریکا را نمیپذیرد. در مجموع باید گفت تجربیات تاریخی نشان می دهد که این توافقات پایدار نیستند. شروط ایران در آن رعایت نشده است. به نظر میرسد شروط رهبر معظم انقلاب که مطرح کردند؛ تمامی تحریمها باید لغو شوند، کنترل تنگه هرمز باید به دست ایران سپرده شود، رژیم حقوقی جدیدی باید اتفاق بیافتد، اخذ غرامت از کشورهای عربی و کشورهایی که در جنگ با ایران مشارکت کردند و اخذ جریمه از کشتیها باید صورت بگیرد، هیچکدام از این موارد در توافق بیان نشده است. همچنین ایشان مطرح کردند که غنیسازی ایران باید حفظ شود و هیچ ماده غنی شدهای از کشور خارج یا در داخل رقیق نخواهد شد و این موارد حق مسلم طرف ایرانی است و به نوعی بازدارندگی عدم حمله اتمی به ایران است که تقریبا نقض شده است.
آیا با وجود انتقادات شدید طیفهای رادیکال در ایران و آمریکا و نبود تضمینهای حقوقی، این توافق میتواند فراتر از یک آتشبس موقت برود یا در نهایت به یک شکست استراتژیک برای هر دو طرف بدل خواهد شد؟
در این توافق طرف آمریکایی نیز مورد انتقاد قرار دارد. رادیکالهایی مثل پمپئو و تد کروز کاملا مخالف هستند و آن را تکرار برجام میدانند و معتقدند ترامپ علیرغم روایتسازیهای رسانهای که انجام میدهد عملا توافقی بدتر از دوره اوباما انجام میدهد در حالی که رژیم سیاسی ایران باقی مانده است، توانایی موشکی و کمکهای منطقهای آن باقی مانده است و با پولی که دریافت میکند میتواند خود را تجهیز کند و آمریکا عملا حق غنیسازی ایران را میپذیرد و سرنوشت مواد غنی شده نیز نامعلوم است.
لذا طیف رادیکال جمهوریخواه آمریکایی نیز این توافق را به ضرر منافع آمریکا میدانند. همانطور که در ایران نیز اشخاصی که تندرو هستند در رسانههای خود از جمله رجانیوز تا برخی شخصیتها مثل آقای رسایی، نبویان و آقای غضنفری این موضوع را خیانت به منافع ملی بدون اطلاع رهبری میدانند و معتقدند بر اساس مشورتهای افرادی مانند روحانی و ظریف انجام میشود. لذا این روایتسازیهای طرف رادیکال ایرانی و آمریکایی میتواند منجر به شکنندگی توافق شود چه برسد به اینکه طرف اسرائیلی اساسا میتواند برهمزننده این توافق باشد و در نهایت باید به این نکته توجه کرد که این موضوع توافق است و نه معاهده. به این معنی که اساسا تضمین حقوقی در آن دیده نشده است و یک معاهده مورد تثبیت در سازمان ملل هم نخواهد بود. لذا اگر نه با نگاه خوشبیانه و نه بدبینانه به آن نگاه کنیم، ممکن است این توافق حاصل شود و تا حدود سه ماه جنگی رخ ندهد و برخی از توافقات طرفین مثل بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره نیز اتفاق بیافتد و بخشی از دارایی ها هم از سمت طرف ایرانی دریافت شود و بخشی از اورانیومها نیز رقیق شود اما هیچ تضمینی بعد از انجام این کار وجود ندارد.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
شناورسازی سازی به دنبال سه امتیاز مقابل کارا گستر
امضای سند توافق چارچوبی بین لبنان و رژیم صهیونیستی با حضور «روبیو»
تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت
تماس تلفنی وزرای خارجه ایران و انگلیس
تکذیب پیام منتسب به فرمانده نیروی هوافضای سپاه
ساعت کاری ادارات هرمزگان بهدلیل بازی ایران و مصر تغییر کرد
همسر رئیسجمهور سابق کره جنوبی به ۷ سال زندان محکوم شد
کشتههای زلزله ونزوئلا به ۵۸۹ تن رسید
نظر منفی رای دهندگان آمریکایی به جنگ با ایران
جزییات قیمت بلیت نجف-تهران و بالعکس
ساعت دیدار چادرملو و پرسپولیس تغییر کرد
ترامپ: ایران آتشبس را نقض کرده است
گفتگوی تلفنی وزیران خارجه ایران و امارات
آزادی خدمه ایرانی نفتکش توقیف شده توسط آمریکا
بیشتر کشتیها از مسیر تحت کنترل ایران در تنگه هرمز استفاده میکنند