06

تیر

1405


سیاسی

03 خرداد 1405 08:22 0 کامنت

براساس گزارش مارکوارت، پیشنهاد جدی آمریکا بر پایه طرح 14 ماده‌ای پیشین بنا شده و شامل امتیازات اقتصادی قابل توجهی است: ایجاد صندوق بزرگ بازسازی برای جبران خسارت‌ها، معافیت‌های فروش نفت، آزاد‌سازی تدریجی دارایی‌های بلوکه شده ایران و لغو تحریم‌ها. این پیشنهاد به صورت یک «یاددااشت تفاهم» طراحی شده که مذاکرات را به سمت توافق نهایی پیش می‌برد. مسائل پیچیده و دشواری مانند غنی‌سازی هسته‌ای به مراحل بعدی موکول شده و در ازای آن، ایران متعهد به عدم تولید سلاح هسته‌ای می‌شود. این رویکرد چند مرحله‌ای منطق دیپلماتیک رایجی را دنبال می‌کند: ایجاد اعتماد اولیه از طریق آتش بس فوری، پایان عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها از جمله در لبنان و عدم تهدید متقابل، در مرحله بعد ورود به بحث عمیق‌تر. بازگشایی تنگه هرمز، برداشتن محاصره دریایی و خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از منطقه نیز از جمله نقاط کلیدی هستند. گزارش‌ها حاکی است که این توافق‌ها احتمالا در اسلام آباد امضا شود و شورای امنیت سازمان ملل آن را تایید کند.

از منظر منطقی، این چارچوب می‌تواند برای هر دو طرف راه خروج مناسبی فراهم کند. آمریکا تحت فشار اقتصادی جهانی ناشی از اختلال در تنگه هرمز و ایران مواجه با هزینه‌های جنگ و تحریم‌ها، هر دو به دنبال راهی برای کاهش تنش بدون از دست دادن اعتبار هستند. با این حال، عدم قطعیت در مورد غنی‌سازی که آمریکا آن را خط قرمز می‌داند و اصرار ایران بر توقف کامل جنگ در همه جبهه‌ها به عنوان پیش‌شرط، پیچیدگی را افزایش می‌دهد.

نقش میانجی‌ها: پاکستان و قطر در مرکز

سفر ژنرال «عاصم منیر»، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در این برهه زمانی، نقطه محوری گزارش‌هاست. پاکستان به عنوان میانجی اصلی، نقش محوری ایفا کرده و تلاش‌ها برای نزدیک کردن متون دو طرف ادامه دارد. حضور هیئت قطری نیز برای تسهیل جزئیات فنی اضافه شده است. گزارش‌ها تأکید می‌کنند که حضور هیئت‌های دیگر صحت ندارد و ایران بر خواسته‌های اصولی خود کوتاه نیامده است.

گاردین اشاره کرده که پاکستان ممکن است چین را به عنوان ضامن وارد کند و نخست‌وزیر شهباز شریف به پکن سفر خواهد کرد. این امر منطقی به نظر می‌رسد؛ چین به عنوان قدرت اقتصادی بزرگ و خریدار نفت ایران، می‌تواند تضمین‌های لازم برای اجرای اقتصادی توافق را فراهم آورد. وال‌استریت ژورنال نیز از تلاش برای توافق موقت سخن می‌گوید که آتش‌بس را تمدید کرده و مذاکرات گسترده‌تر را ممکن سازد، نه توافق کامل. این میانجی‌گری چندجانبه، الگوی کلاسیک دیپلماسی در بحران‌های منطقه‌ای است. کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و پاکستان، به دلیل روابط با هر دو طرف و منافع مستقیم در ثبات انرژی، انگیزه قوی برای موفقیت دارند. اما موفقیت نهایی به اراده سیاسی مستقیم تهران و واشنگتن بستگی دارد.

چالش‌ها و نشانه‌های ناامیدی

گزارش اکسیوس از قول مقامات آمریکایی، مذاکرات را «طاقت‌فرسا» توصیف کرده و از رد و بدل شدن پیش‌نویس‌ها بدون پیشرفت قابل توجه خبر می‌دهد. رئیس‌جمهور ترامپ در روزهای اخیر ناامیدی فزاینده‌ای نشان داده است. منبع ایرانی به الجزیره تأکید کرده که توقف جنگ در همه جبهه‌ها پیش‌شرط اساسی است و فضای مثبت فعلی برای توافق واقعی کافی نیست. این تناقضات (فضای مثبت اعلام‌شده در برابر پیشرفت ملموس محدود) پدیده‌ای رایج در دیپلماسی هسته‌ای و جنگ‌های نیابتی است. هر طرف برای حفظ اهرم چانه‌زنی، علائم امیدواری و هشدار را هم‌زمان ارسال می‌کند. ایران بر اصول اصرار دارد و آمریکا بر جلوگیری از سلاح هسته‌ای تأکید می‌ورزد. بحث بر سر مواد غنی‌شده و جدول زمانی لغو تحریم‌ها، همچنان گره‌های اصلی هستند.

از منظر استراتژیک، آمریکا با وجود تمایل به پایان جنگ (به دلیل هزینه‌ها و اولویت‌های دیگر)، گزینه نظامی را روی میز نگه داشته. گزارش‌ها از جلسه ترامپ با تیم امنیت ملی و احتمال حمله مجدد در صورت شکست مذاکرات حکایت دارند. این فشار حداکثری، تاکتیک شناخته‌شده‌ای برای تسریع تصمیم‌گیری است، اما ریسک تشدید و بی‌اعتمادی را نیز افزایش می‌دهد.

سناریوهای ممکن

با توجه به اطلاعات مذکور از رسانه‌های موجود، چند سناریو محتمل است:

توافق موقت محدود: امضای تفاهم‌نامه در اسلام‌آباد که آتش‌بس را تثبیت کرده، تنگه هرمز را باز کند و تحریم‌های اولیه را تعلیق نماید. مسائل هسته‌ای و منطقه‌ای به ۳۰ تا ۶۰ روز آینده موکول شود. این سناریو با گزارش‌های اکسیوس و مارکوارت همخوانی دارد و به هر دو طرف زمان تنفس می‌دهد.

تمدید بن‌بست و تشدید: اگر شکاف‌ها به‌ویژه بر سر غنی‌سازی و تضمین‌های امنیتی حل نشود، احتمال از سرگیری درگیری‌ها افزایش می‌یابد. ناامیدی ترامپ و هشدارهای مقامات آمریکایی این سناریو را محتمل می‌کند.

ورود بازیگران بیشتر: دخالت مؤثرتر چین یا اروپا می‌تواند تعادل ایجاد کند، هرچند گزارش‌ها فعلاً بر پاکستان و قطر تمرکز دارند.از دیدگاه عقلانی، عوامل موفقیت عبارتند از: انعطاف‌پذیری محدود هر دو طرف در مسائل راهبردی، منافع اقتصادی مشترک (نفت، تجارت جهانی) و خستگی از جنگ. عوامل شکست: بی‌اعتمادی عمیق تاریخی، فشارهای داخلی (در ایران بر مقاومت، در آمریکا بر عدم نرمش) و پیچیدگی مسائل منطقه‌ای مانند لبنان.

دیپلماسی در لبه پرتگاه

مذاکرات ایران و آمریکا در ایستگاه حساسی قرار دارد. پیشنهادهای اقتصادی آمریکا فرصتی برای کاهش تنش فراهم کرده، اما اصرار طرفین بر خطوط قرمز، آن را شکننده نگه داشته است. نقش پاکستان و قطر حیاتی است، اما بدون اراده سیاسی مستقیم، میانجی‌گری به تنهایی کافی نخواهد بود. در دنیای پیچیده امروز، هیچ توافقی کامل نیست؛ مهم‌ترین دستاورد، جلوگیری از فاجعه بزرگ‌تر است. جامعه جهانی به‌ویژه از طریق شورای امنیت باید از هر پیشرفتی حمایت کند. آینده خاورمیانه به تصمیمات روزهای آتی بستگی دارد اینکه آیا منطق مصلحت و خیر عمومی بر ایدئولوژی غلبه خواهد کرد یا تنش‌ها به نقطه بحرانی بازخواهند گشت؟ پاسخ، هنوز در پرده ابهام است، اما زمان برای تصمیم‌گیری رو به اتمام است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

برای سوخت‌گیری پول نقد همراه داشته باشید