05

تیر

1405


سیاسی

29 اردیبهشت 1405 09:02 0 کامنت

شکل‌گیری تاریخی و راهبردی اتحاد آمریکا و اسرائیل

یکی از عوامل اصلی در راهبردی شدن روابط آمریکا و اسرائیل، شرایط نظام بین‌الملل در دوران جنگ سرد بود. ایالات متحده در رقابت با اتحاد جماهیر شوروی به دنبال ایجاد و تقویت شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای بود تا نفوذ رقیب را در مناطق حساس جهان مهار کند.

خاورمیانه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، منابع عظیم انرژی و اهمیت آن در اتصال سه قاره، جایگاه ویژه‌ای در این رقابت داشت. در این چارچوب، اسرائیل برای آمریکا به‌تدریج به یک بازیگر قابل اتکا تبدیل شد.

برخلاف برخی دولت‌های عربی که در مقاطعی به شوروی نزدیک شدند، اسرائیل به صورت فزاینده‌ای در اردوگاه غرب تعریف شد. به‌ویژه پس از جنگ ۱۹۶۷، توان نظامی اسرائیل و قابلیت آن در شکست سریع ارتش‌های عربی، نگاه آمریکا را به این کشور تغییر داد. از این پس، اسرائیل نه فقط یک دولت تازه‌تأسیس، بلکه یک دارایی امنیتی برای مهار نفوذ شوروی و حفظ موازنه مطلوب آمریکا در منطقه تلقی شد. جنگ ۱۹۷۳ نیز این درک را تقویت کرد. در جریان این جنگ، آمریکا با ارسال گسترده کمک‌های نظامی به اسرائیل، نشان داد که بقای امنیتی این کشور را بخشی از منافع راهبردی خود می‌داند. از این دوره به بعد، روابط دو طرف به شکل آشکارتری وارد مرحله اتحاد استراتژیک شد.

اسرائیل در دهه‌های مختلف توانست خود را به عنوان بازیگری معرفی کند که نه تنها به کمک‌های آمریکا وابسته است، بلکه می‌تواند در تأمین منافع آمریکا نیز نقش‌آفرین باشد. همکاری‌های اطلاعاتی، انتقال تجربه‌های نظامی، مشارکت در پروژه‌های دفاعی و ایفای نقش در مهار برخی بازیگران منطقه‌ای از جمله مؤلفه‌هایی بود که این کشور را به شریک مهمی برای واشنگتن تبدیل کرد. به این ترتیب، رابطه آمریکا و اسرائیل از سطح حمایت سیاسی صرف فراتر رفت و به همکاری ساختاری در حوزه‌های امنیتی، نظامی و راهبردی رسید.

نقش ایالات متحده در مناقشه فلسطین-اسرائیل

اسرائیل در چند دهه گذشته به یکی از مهم‌ترین متحدان ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه تبدیل شده است.

این جایگاه نه تنها حاصل روابط دوجانبه میان دو کشور، بلکه نتیجه مجموعه‌ای از عوامل ژئوپلیتیکی، امنیتی، سیاسی و راهبردی است که در چارچوب سیاست خارجی آمریکا در منطقه شکل گرفته‌اند. در این میان، مناقشه و جنگ‌های دوره‌ای میان اسرائیل و فلسطینیان نیز همواره با سیاست‌های آمریکا پیوند داشته و بر نحوه حضور و نقش‌آفرینی واشنگتن در خاورمیانه تأثیر گذاشته است. در سال ۱۹۴۸ و پس از اعلام تأسیس دولت اسرائیل، نخستین جنگ عربی-اسرائیلی آغاز شد. پیامد این جنگ، آوارگی گسترده فلسطینیان و شکل‌گیری مسئله پناهندگان فلسطینی بود؛ مسئله‌ای که همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای مناقشه محسوب می‌شود.

پس از جنگ ۱۹۶۷ و اشغال کرانه باختری، نوار غزه و بیت‌المقدس شرقی توسط اسرائیل، بحران وارد مرحله جدیدی شد و موضوع سرزمین‌های اشغالی به کانون اصلی اختلافات تبدیل گردید.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که همواره بر روابط آمریکا و اسرائیل تأثیر گذاشته، مناقشه فلسطین-اسرائیل است.

این مناقشه که ریشه‌های تاریخی عمیقی دارد، در طول دهه‌های گذشته بارها به درگیری‌های نظامی و بحران‌های امنیتی گسترده منجر شده است. جنگ‌ها و درگیری‌های میان اسرائیل و گروه‌های فلسطینی، به‌ویژه در نوار غزه، بخشی از واقعیت امنیتی منطقه در سال‌های اخیر بوده‌اند.

در این چارچوب، آمریکا معمولاً از حق اسرائیل برای دفاع از امنیت خود حمایت کرده است و در بسیاری از موارد حمایت‌های سیاسی و نظامی از این کشور ادامه داشته است.

در عین حال، واشنگتن تلاش کرده است در برخی مقاطع نقش میانجی را در کاهش تنش‌ها یا پیشبرد مذاکرات ایفا کند.

ایالات متحده در طول دهه‌های گذشته در بسیاری از تلاش‌های دیپلماتیک برای حل مناقشه فلسطین-اسرائیل نقش داشته است.

ابتکارهایی مانند مذاکرات اسلو، نشست‌های مختلف صلح و طرح‌های پیشنهادی برای تشکیل دولت فلسطینی، همگی با نوعی مشارکت یا حمایت آمریکا همراه بوده‌اند. با این حال، این تلاش‌ها تاکنون به یک توافق نهایی و پایدار منجر نشده‌اند.

در عرصه دیپلماتیک نیز آمریکا در بسیاری از موارد از اسرائیل در مجامع بین‌المللی حمایت کرده است.

در ارتباط با یکی از مهم‌ترین ابعاد نقش آمریکا در مناقشه فلسطین-اسرائیل، می‌توان به حمایت دیپلماتیک از اسرائیل در مجامع بین‌المللی اشاره کرد. استفاده از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل برای جلوگیری از برخی قطعنامه‌های انتقادی علیه اسرائیل، نمونه‌ای از این حمایت‌ها به شمار می‌رود.

ایالات متحده بارها از حق وتوی خود در شورای امنیت سازمان ملل برای جلوگیری از تصویب قطعنامه‌های انتقادی علیه اسرائیل استفاده کرده است. این مسئله از دید بسیاری از تحلیلگران، بر برداشت فلسطینیان و کشورهای عربی از بی‌طرف نبودن آمریکا در روند صلح تأثیر گذاشته است.

در مقابل، مقامات آمریکایی استدلال می‌کنند که این حمایت‌ها با هدف حفظ امنیت اسرائیل و جلوگیری از یک‌جانبه‌گرایی در نهادهای بین‌المللی صورت می‌گیرد. در هر حال، این سیاست به یکی از مهم‌ترین محورهای بحث در تحلیل نقش آمریکا در بحران فلسطین تبدیل شده است

در رابطه با سیاست‌های اتخاذی آمریکا در رابطه با شهرک‌سازی‌ها نیز می‌توان گفت؛ سیاست آمریکا در قبال شهرک‌سازی‌ها در دوره‌های مختلف متفاوت بوده است.

گسترش شهرک‌های اسرائیلی در کرانه باختری و بیت‌المقدس شرقی یکی از مهم‌ترین موضوعات اختلافی در مناقشه فلسطین به شمار می‌آید و بسیاری از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی این شهرک‌ها را مغایر حقوق بین‌الملل می‌دانند.

با وجود اینکه برخی دولت‌های آمریکا از گسترش شهرک‌ها انتقاد کرده‌اند اما در عمل فشار مؤثری برای توقف کامل آن‌ها اعمال نشده است.

در برخی دوره‌ها نیز واشنگتن مواضع نزدیک‌تری به دیدگاه اسرائیل اتخاذ کرده است لذا این مسئله موجب شده که روند تشکیل دولت مستقل فلسطینی با چالش‌های جدی روبه‌رو شود.

بحران هسته‌ای ایران در چارچوب همکاری راهبردی آمریکا و اسرائیل

در تحلیل بحران‌های خاورمیانه، یکی از محورهای مهم امنیتی به رقابت و تنش میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا بازمی‌گردد. از اواخر قرن بیستم به بعد، ایران به عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه‌ای در بسیاری از محاسبات امنیتی آمریکا و اسرائیل مطرح شده است. در نتیجه، بخشی از راهبرد خاورمیانه‌ای آمریکا و همکاری‌های راهبردی آن با اسرائیل به مدیریت یا مهار چالش‌های امنیتی مرتبط با ایران اختصاص یافته است.

پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، روابط ایران و ایالات متحده به شدت دچار تنش شد و به تدریج نوعی تقابل راهبردی میان دو کشور شکل گرفت. این تحول تأثیر قابل توجهی بر معادلات امنیتی خاورمیانه گذاشت.

در همین چارچوب، اسرائیل نیز ایران را به عنوان یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیتی خود تلقی کرده است.

یکی از مهم‌ترین محورهای بحران امنیتی میان ایران، آمریکا و اسرائیل به برنامه هسته‌ای ایران مربوط می‌شود. از اوایل دهه ۲۰۰۰، برنامه هسته‌ای ایران به یکی از موضوعات مهم در سیاست بین‌الملل تبدیل شد.

برخی کشورهای غربی و اسرائیل نسبت به احتمال نظامی شدن این برنامه ابراز نگرانی کرده‌اند، در حالی که ایران همواره تأکید کرده است که برنامه هسته‌ای آن اهداف صلح‌آمیز دارد.

این اختلاف دیدگاه‌ها باعث شد که پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل مطرح و مجموعه‌ای از تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران اعمال شود.

در سال ۲۰۱۵ توافق هسته‌ای (برجام) میان ایران و گروهی از قدرت‌های جهانی حاصل شد که هدف آن محدود کردن برخی فعالیت‌های هسته‌ای ایران در مقابل کاهش تحریم‌ها بود. با این حال، خروج آمریکا از این توافق در سال ۲۰۱۸ موجب افزایش دوباره تنش‌ها شد

برای اسرائیل، برنامه هسته‌ای ایران یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیتی محسوب می‌شود. به همین دلیل، این موضوع همواره یکی از محورهای اصلی گفت‌وگو و همکاری امنیتی میان آمریکا و اسرائیل بوده است.

با وجود اینکه ایران بارها تلاش کرده است تا موضوع پرونده هسته‌ای را از طریق دیپلماسی مذاکره حل و فصل کند، اما بارها در میانه راه با بدعهدی آمریکا روبرو شده است.

تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک ایران نمونه ای از این بد عهدی به شمار می آید که نشان دهنده فقدان حسن نیت طرف آمریکایی در طول سالیانی است که پرونده هسته‌ای ایران موضوع مذاکرات بوده است.

اتحاد راهبردی آمریکا و اسرائیل در قالب حمایت‌های امنیتی و دیپلماتیک و اثرگذاری بر محاسبات سیاست خارجی واشنگتن یکی از عوامل مهم در پایداریِ برخی بحران‌های خاورمیانه بوده و هم در پرونده فلسطین و هم در مواجهه با ایران، پیامدهای منطقه‌ای قابل توجهی برجای گذاشته است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک