06

تیر

1405


اقتصادی

29 اردیبهشت 1405 08:58 0 کامنت

با این حال، در شرایط بحرانِ موقتی و تحمیلی، نگاه واقع‌بینانه اقتضا می‌کند که «تجارت زمینی» به‌عنوان یک اهرم جبرانی و مدیریت‌کننده ریسک، با سرعت و دقت بیشتری فعال شود؛ اهرمی که می‌تواند به کنترل شوک‌های قیمتی، تسهیل تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه، و حفظ جریان صادرات غیرنفتی کمک کند.
ایران با هفت کشور مرز زمینی دارد، اما اگر قرار باشد در کوتاه‌مدت و با رویکرد عملیاتی، مسیرهای اثرگذار و قابل اتکا را انتخاب کنیم، سه همسایه بیش از همه اهمیت می‌یابند: ترکیه و عراق در غرب و پاکستان در شرق. این سه کشور هم به‌لحاظ حجم بالقوه تجارت و هم از حیث ظرفیت‌های لجستیکی، می‌توانند در مقطع بحران نقش «تنفس‌گاه» تجارت ایران را بازی کنند؛ البته مشروط به آنکه از کلی‌گویی عبور کرده و به سراغ اصلاحات اجرایی و تصمیم‌های سخت اما ضروری برویم.

تجارت زمینی؛ جایگزین دریا نیست، اما سپر بحران است

واقعیت این است که تجارت زمینی به‌دلایل ماهوی (محدودیت ظرفیت کامیون و مرز، هزینه‌های بالاتر حمل نسبت به فله دریایی، و پیچیدگی‌های مرزی) نمی‌تواند جانشین دائمی تجارت دریایی باشد. اما درست در همین محدودیت‌ها، یک مزیت مهم نهفته است: تجارت زمینی انعطاف‌پذیرتر است و در شرایطی که ریسک دریایی بالا می‌رود، می‌تواند «جریان حداقلی و پایدار» کالاهای حیاتی را تضمین کند. یعنی همان چیزی که در بحران‌ها اهمیت دارد: استمرار، حتی با هزینه بیشتر؛ پیش‌بینی‌پذیری، حتی با حجم کمتر. به‌بیان دیگر، هدف تجارت زمینی در این مقطع نباید رؤیای جایگزینی کامل مسیرهای دریایی باشد؛ هدف باید «مدیریت بحران» باشد: کاهش زمان خواب کالا در مرزها، افزایش سرعت ترخیص اقلام ضروری، جلوگیری از کمبود و التهاب بازار، و فراهم کردن مسیر صادراتی برای بنگاه‌هایی که توقف صادرات‌شان به‌سرعت به کاهش تولید و بیکاری منجر می‌شود.

گلوگاه اصلی: مرزها و رویه‌ها، نه فقط مسیرها

هر بحثی درباره فرصت‌های زمینی، اگر به ظرفیت واقعی پایانه‌های مرزی و رویه‌های گمرکی گره نخورد، در حد شعار باقی می‌ماند. در بسیاری از مواقع، مشکل اصلی «مسیر» نیست؛ «گلوگاه» است: ساعات کاری نامتقارن دو سوی مرز، صف کامیون‌ها، توقف‌های طولانی برای مجوزها، نبود تجهیزات کنترلی کافی، ناهماهنگی قرنطینه و استاندارد، و تغییرات مکرر بخشنامه‌ها. بنابراین اولین اصل در بهره‌برداری از فرصت سه همسایه کلیدی این است: باید چند مرز منتخب را به‌صورت متمرکز ارتقا داد و توان عبور روزانه را بالا برد؛ نه اینکه انرژی را بین ده‌ها گذرگاه پراکنده کرد. راهکارهای فوری در این بخش روشن‌اند: 24 ساعته شدن فعالیت گمرک و سازمان‌های همکار در مرزهای منتخب، ایجاد «خط سبز» برای کالاهای اساسی و دارو و نهاده‌های تولید، پیش‌اظهاری و تبادل الکترونیکی اسناد پیش از رسیدن کامیون به مرز، مدیریت صف با نوبت‌دهی دیجیتال، و افزایش تجهیزات پایه مانند باسکول، ایکس‌ری و امکانات قرنطینه. در بحران، هر ساعت توقف کالا هزینه‌ای مستقیم برای مردم و تولیدکننده است.

ترکیه؛ دروازه اتصال به شبکه‌های بزرگ‌تر

ترکیه برای ایران فقط یک شریک تجاری نیست؛ یک «گره اتصال» است. این کشور از یک‌سو بازار مصرف قابل توجهی دارد و از سوی دیگر به شبکه حمل‌ونقل و لجستیک اروپا و حوزه بالکان و حتی مدیترانه متصل است. در شرایطی که مسیرهای دریایی با عدم‌قطعیت مواجه‌اند، عبور زمینی از مسیر ترکیه می‌تواند برای بخشی از واردات و صادرات ایران نقش مسیر جایگزین یا مکمل را ایفا کند؛ به‌ویژه برای کالاهایی که ارزش افزوده بالاتر و حساسیت زمانی دارند.

اما بهره‌گیری از این ظرفیت نیازمند چند اقدام مشخص است: نخست، هماهنگی عملیاتی دو طرف مرز برای هم‌زمان‌سازی ساعات کاری و کاهش توقف‌های دوجانبه. دوم، تسهیل حمل ترکیبی ریلی-جاده‌ای برای کاهش فشار بر کامیون‌ها و کنترل هزینه. سوم، توافق‌های اجرایی برای پذیرش متقابل یا هم‌ارزسازی برخی کنترل‌ها (استاندارد، قرنطینه) تا کالا در دو سوی مرز دوباره‌کاری نشود. و چهارم، توجه به مدیریت ریسک در زنجیره حمل؛ زیرا وقتی ریسک بالا می‌رود، هزینه بیمه و کرایه جهش می‌کند و مزیت مسیر زمینی تضعیف می‌شود.

عراق؛ بازار نزدیک، بزرگ و قابل اتکا در صادرات

عراق سال‌هاست یکی از مهم‌ترین مقاصد صادرات غیرنفتی ایران بوده و به‌دلیل همجواری، پیوندهای اقتصادی و نیازهای وارداتی، ظرفیت پایداری برای جذب کالاهای ایرانی دارد. در مقطع بحران دریایی، حفظ و تقویت صادرات به عراق دو فایده هم‌زمان دارد: از یک‌سو جریان ارزآوری و نقدینگی بنگاه‌های صادراتی را قطع نمی‌کند و از سوی دیگر به ثبات تولید داخلی کمک می‌کند.

اما تجارت با عراق بیش از هر چیز به «مدیریت مرزی و لجستیک کوتاه‌برد» وابسته است. ایجاد پایانه‌های لجستیکی و انبارهای مرزی، تفکیک مسیر کامیون‌های صادراتی از ترانزیتی، و استانداردسازی رویه‌ها در چند مرز اصلی می‌تواند زمان توقف را کاهش دهد. همچنین باید به موضوع «برگشت بار» توجه کرد: اگر کامیون‌ها با دست خالی برگردند، کرایه حمل به‌سرعت بالا می‌رود و رقابت‌پذیری صادرات آسیب می‌بیند. سیاست‌گذار می‌تواند با طراحی بسته‌های تشویقی هدفمند برای برگشت بار یا هماهنگی برای واردات منتخب از مسیر عراق، هزینه حمل را کنترل کند.

در کنار این‌ها، تسهیل روش‌های پرداخت و تسویه مالی نیز حیاتی است. تجارت زمینی اگر از نظر پرداخت قفل شود، عملاً کارایی‌اش را از دست می‌دهد. استفاده از سازوکارهای منطقه‌ای، تهاتر، و چارچوب‌های اعتباری کوتاه‌مدت می‌تواند کمک کند تا صادرات به عراق در شرایط بحران با کمترین اصطکاک ادامه یابد.

پاکستان؛ فرصت شرقی برای تنوع‌سازی مسیرها و بازارها

پاکستان برای ایران یک فرصت کمتر استفاده‌شده اما راهبردی است؛ هم از منظر بازار و هم از جهت ایجاد تنوع در مسیرهای تجاری. اهمیت پاکستان زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم هرچه اقتصاد ایران مسیرهای بیشتری برای مبادله داشته باشد، در برابر شوک‌های امنیتی و سیاسی مقاوم‌تر خواهد بود. تجارت با پاکستان می‌تواند به توزیع ریسک کمک کند و همچنین امکان اتصال به شبکه‌های منطقه‌ای در شرق را تقویت نماید. با این حال، چالش‌های این مسیر نیز قابل چشم‌پوشی نیست: ظرفیت پایانه‌های مرزی، هماهنگی‌های گمرکی، امنیت مسیرهای حمل، و استانداردهای مورد قبول دو طرف. راه‌حل‌ها نیز مانند غرب کشور، ماهیتاً اجرایی‌اند: تقویت زیرساخت‌های مرزی منتخب، افزایش ساعات کاری، ایجاد خطوط سبز برای اقلام ضروری، و تشکیل کارگروه‌های عملیاتی مشترک برای حل مسائل روزمره (از صف کامیون تا اختلاف در رویه‌های ارزیابی و کنترل). پاکستان می‌تواند برای برخی اقلام وارداتی و صادراتی نقش مکمل داشته باشد؛ به‌ویژه اگر هم‌زمان با توسعه حمل‌ونقل ترکیبی و مدیریت هزینه‌های حمل همراه شود.

یک نقشه راه کوتاه‌مدت: از «گفتار» تا «عمل»

اگر بحران دریایی را موقتی اما جدی بدانیم، نقشه راه تجارت زمینی باید روی چند خروجی مشخص متمرکز شود:

1) تمرکز بر چند مرز منتخب با بیشترین ظرفیت و اثرگذاری، و تجهیز آن‌ها برای عبور شبانه‌روزی.

2) اولویت‌بندی کالاها: کالاهای اساسی، دارو، نهاده‌های تولید و قطعات کلیدی باید خط سبز و ترخیص سریع داشته باشند.

3) کاهش اصطکاک مقرراتی پیش‌اظهاری، اسناد الکترونیکی، و ثبات بخشنامه‌ها؛ در بحران، تغییرات پی‌درپی مساوی با توقف است.

4) توافقات عملیاتی با همسایه‌ها هماهنگی ساعت کاری، حل اختلاف‌های رویه‌ای، و پذیرش متقابل برخی کنترل‌ها.

5) مدیریت هزینه حمل با برنامه برگشت بار، توسعه حمل ترکیبی، و مشوق‌های هدفمند برای اقلام حیاتی (نه توزیع رانت گسترده).

6) مدیریت ریسک و امنیت مسیرهای امن، اطلاع‌رسانی لحظه‌ای، و سازوکار بیمه/جبران محدود برای کالاهای حیاتی.

بحران‌های دریایی، هرچند پرهزینه و نگران‌کننده، می‌توانند یک درس روشن داشته باشند: اقتصاد مقاوم، اقتصادی است که مسیرهای متنوع و رویه‌های چابک دارد. امروز ترکیه، عراق و پاکستان برای ایران فقط همسایه نیستند؛ سه «دریچه زمینی» برای عبور از شرایط پرریسک‌اند. اگر ظرفیت مرزها بالا برود، رویه‌ها ساده و دیجیتال شود، و توافقات عملیاتی با همسایه‌ها از سطح شعار به سطح اجرا برسد، تجارت زمینی می‌تواند در همین مقطع بحرانی نقش سپر را ایفا کند: سپری برای ثبات بازار، حفظ تولید و اشتغال، و تداوم صادرات. این فرصت طلایی، زمان زیادی برای تعلل ندارد؛ زیرا در بحران، کندی تصمیم‌گیری خود به یک هزینه ملی تبدیل می‌شود.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال