06

تیر

1405


سیاسی

21 اردیبهشت 1405 08:51 0 کامنت

۱. آمادگی نظامی و نظریه‌ی بازی‌ها: فاصله‌ی یک اشتباه تا فاجعه

در ادبیات علوم سیاسی و نظامی، وضعیت فعلی تنگه هرمز را می‌توان با «نظریه‌ی بازی‌ها» (Game Theory) و مفهوم «تعادل وحشت» (Mutually Assured Destruction) تحلیل کرد. وقتی دو قدرت نظامی بزرگ در یک منطقه‌ی حساس با هم روبرو می‌شوند و هر دو نیروهای خود را در بالاترین سطح آماده‌باش نظامی قرار می‌دهند، عملاً «هزینه‌ی جنگ» برای هر دو طرف به شدت افزایش می‌یابد، اما «احتمال وقوع جنگ» نیز به دلیل وجود «خطاهای تصادفی» به حداکثر می‌رسد. در حال حاضر، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به ویژه نیروهای دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، با بهره‌گیری از تاکتیک‌های نامتقارن، موشک‌های کروز و پهپادهای شناسایی، در وضعیت «آمادگی هوشمند» قرار دارند. این نیروها نه تنها برای جنگ آماده‌اند، بلکه با دقتی وسواس‌گونه و هوشیاری کامل، منتظر لحظه‌ای هستند که دشمن، به دلیل غرور کاذب یا اشتباه محاسباتی، اولین حرکت اشتباه را انجام دهد. در چنین فضایی، مفهوم «فاصله تا جنگ» دیگر یک فاصله‌ی زمانی یا مکانی نیست، بلکه به یک «گلوله» یا یک «خطای ارتباطی» تقلیل می‌یابد. یک اشتباه در شناسایی هدف، یک برخورد تصادفی، یا حتی یک سوءتفاهم در تفسیر حرکات ناوهای دشمن، می‌تواند ماشه‌ی اولین شلیک را بکشد. و وقتی اولین گلوله شلیک شود، چرخه‌ی انتقام‌جویی و جنگ تمام‌عیار به سرعت فعال می‌شود.

اما نکته‌ی کلیدی اینجاست: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نه از روی ترس، بلکه با «استراتژی بازدارندگی فعال» عمل می‌کنند. می‌دانیم که دشمن به دنبال یک «پیروزی سریع» است، لذا با آمادگی کامل و هوشمندی، منتظرند تا دشمن، خود را در دامی که خودش حفر کرده، گرفتار کنند. این رویکرد، نشان‌دهنده‌ی بلوغ استراتژیک و اراده‌ی پولادین نیروهای مسلح است. آماده‌اند تا در صورت نیاز، با یک عملیات دقیق و حساب‌شده، درس بزرگی را در تاریخ ثبت کنند؛ درسی که نشان دهد زور و تهدید، هرگز بر اراده‌ی ملت ایران و نیروهای مسلح آن پیروز نخواهد شد.

۲. نقض قوانین بین‌المللی: بازگشت به قانون جنگل و چالش حقوقی

نکته دوم و بسیار خطرناک، رویکردی است که ایالات متحده آمریکا، با تدابیر مجهول دونالد ترامپ در این بحران اتخاذ کرده‌اند. اقدامات اخیر آمریکا در تنگه هرمز، از جمله اعزام ناوهای جنگی برای ایجاد محاصره دریایی و اعمال فشارهای غیرقانونی، نشان‌دهنده‌ی یک تغییر بنیادین در سیاست‌های جهانی است: بازگشت به «قانون جنگل».

اگرچه ممکن است برخی ادعا کنند که این اقدامات در چارچوب «آزادی کشتیرانی» است، اما واقعیت این است که محاصره دریایی یک کشور مستقل، نقض صریح قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل متحد است. بر اساس «کنوانسیون حقوق دریاها» ، تنگه هرمز یک «تنگه بین‌المللی» است و حق عبور ایمن برای تمام کشتی‌ها تضمین شده است. هرگونه اقدامی که این حق را محدود کند یا یک کشور را تحت محاصره قرار دهد، نقض فاحش این کنوانسیون است.

این رفتارها که گویی با هدف ترساندن و اعمال زور صورت می‌گیرد، نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ دیگر به دنبال حل و فصل اختلافات از طریق دیپلماسی نیستند، بلکه ترجیح می‌دهند با زور بازو و تهدید نظامی خواسته‌های خود را تحمیل کنند. اگر یک قدرت بزرگ، قوانین بازی را خودش تغییر می‌دهد و دیگر به تعهدات خود پایبند نیست، فضای بین‌المللی به یک میدان بی‌قانون تبدیل می‌شود که در آن تنها «زور» حرف اول را می‌زند. این وضعیت، اعتماد بین‌المللی را از بین می‌برد و راه را برای درگیری‌های بی‌پایان باز می‌کند. ما می‌دانیم که زور، هرگز بر حقیقت و مقاومت پیروز نخواهد شد و این رفتارهای غیرقانونی، تنها باعث تحکیم اراده‌ی ملت ایران و نیروهای مسلح آن می‌شود.

۳. خطر درگیر شدن کشورهای منطقه: امارات و بازی با آتش

سومین و شاید خطرناک‌ترین لایه‌ی این بحران، تلاش برای درگیر کردن کشورهای منطقه، به ویژه امارات متحده عربی، در این معادله است. امارات، به عنوان یکی از کشورهای همسایه و دارای منافع اقتصادی و امنیتی در تنگه هرمز، در موقعیتی حساس قرار دارد. اگر این کشور تحت فشارهای سیاسی یا تهدیدهای نظامی، مجبور به همکاری با نیروهای آمریکایی شود یا حتی به صورت غیرمستقیم در این تنش‌ها دخیل گردد، پیامدهای آن برای کل منطقه فاجعه‌بار خواهد بود. ورود کشورهای منطقه به این درگیری، یعنی تبدیل شدن یک تنش دوجانبه به یک جنگ منطقه‌ای تمام‌عیار. این یعنی نه تنها ایران و آمریکا، بلکه تمام کشورهای خلیج‌فارس، یمن، عراق و حتی کشورهای عربی همسایه وارد میدان می‌شوند.

در چنین سناریویی، هیچ مرزی امن نخواهد بود و هزینه‌های انسانی و اقتصادی برای همه طرف‌ها غیرقابل تحمل خواهد شد. خطر اصلی اینجاست که کشورهای منطقه ممکن است تحت فشار یا به اشتباه، وارد بازی‌ای شوند که از کنترل خارج شده است. اگر امارات یا سایر کشورهای منطقه به هر دلیلی در این درگیری دخیل شوند، این می‌تواند به عنوان یک «خط قرمز» برای سایر بازیگران منطقه‌ای تلقی و منجر به واکنش‌های زنجیره‌ای شود که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را متوقف کند. این یعنی تبدیل شدن تنگه هرمز به یک کوره‌ی آتش که در آن هیچ‌کس برنده نخواهد بود.

۴. ابعاد اقتصادی و انرژی: پیامدهای جهانی یک درگیری

علاوه بر ابعاد نظامی و حقوقی، نباید از ابعاد اقتصادی این بحران غافل شد. تنگه هرمز شریان حیاتی انرژی جهان است. هرگونه اختلال در این تنگه، می‌تواند منجر به جهش ناگهانی قیمت نفت و بنزین در بازارهای جهانی شود. این جهش قیمت، نه تنها کشورهای منطقه، بلکه اقتصادهای بزرگ جهانی مانند چین، هند، اروپا و آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تحلیل‌های اقتصادی نشان می‌دهد که حتی یک هفته اختلال در ترانزیت نفت از تنگه هرمز، می‌تواند منجر به رکود اقتصادی در بسیاری از کشورهای جهان شود. این یعنی یک درگیری در تنگه هرمز، یک درگیری محلی نیست، بلکه یک بحران جهانی است که تمام بازیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این واقعیت، باید به عنوان یک اهرم فشار برای بازدارندگی عمل کند، اما متأسفانه برخی بازیگران به دلیل غرور کاذب، این واقعیت را نادیده می‌گیرند.

هوشمندی، آمادگی و درس تاریخ

وضعیت فعلی در تنگه هرمز، یک هشدار جدی برای تمام بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. آمادگی نظامی بالا، نقض قوانین بین‌المللی، خطر درگیر شدن کشورهای منطقه و پیامدهای اقتصادی ویرانگر، چهار ضلع مثلثی را تشکیل می‌دهند که قله‌ی آن «جنگ» است. اما، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به ویژه دریامردان سپاه پاسداران و ارتش قهرمان، با ایمان، اراده‌ی پولادین و هوشمندی استراتژیک، منتظر لحظه‌ای هستند که دشمن، به دلیل غرور کاذب یا اشتباه محاسباتی، اولین حرکت اشتباه را انجام دهد.

فاصله تا جنگ بسیار کوتاه است، اما این فاصله، فاصله‌ی بین «شکست دشمن» و «پیروزی تاریخ» است.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال