06

تیر

1405


سیاسی

20 اردیبهشت 1405 08:32 0 کامنت

در این چارچوب، خاورمیانه و مشخصاً پرونده ایران به یک میدان تولید فشار مستمر برای سیاست خارجی آمریکا تبدیل می‌شود.

این فشار لزوماً به معنای جنگ یا بحران حاد دائمی نیست، بلکه بیشتر به شکل تعهدات پیوسته، آماده‌باش نظامی، مدیریت ریسک و درگیری دیپلماتیک خود را نشان می‌دهد. نتیجه این وضعیت، تثبیت بخشی از ظرفیت راهبردی آمریکا در یک جغرافیای خاص است، وضعیتی که عملاً انعطاف‌پذیری آن را برای تمرکز کامل بر رقابت با چین کاهش می‌دهد. این پدیده را می‌توان نوعی «درگیری کم‌ شدت اما پرهزینه در طول زمان» دانست.

ایالات متحده ناچار است منابعی را که می‌توانست صرف بازآرایی بلندمدت در حوزه‌هایی مانند فناوری یا زنجیره‌های تأمین کند، به مدیریت یک محیط بی‌ثبات اختصاص دهد. در نتیجه، نه‌تنها تمرکز راهبردی دچار وقفه می‌شود بلکه فرآیند تغییر اولویت‌ها نیز کندتر پیش می‌رود.

در سطح اقتصادی، این وضعیت خود را به شکل دیگری بازتولید می‌کند. نااطمینانی در بازار انرژی، نوسان قیمت‌ها و افزایش ریسک‌های ژئوپولیتیکی، هزینه‌های سیستمیک را بالا می‌برد. برای اقتصادهای غربی، این به معنای تخصیص منابع به مدیریت بحران و کاهش فضای مانور برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بلندمدت رقابتی است. به بیان دیگر، بحران‌های منطقه‌ای تبدیل به «مصرف‌کننده زمان اقتصادی» می‌شوند. در همین حال چین رویکرد متفاوتی اتخاذ می‌کند. این کشور تلاش می‌کند اثرات بی‌ثباتی را تا حد ممکن مدیریت کند، مثلاً از طریق قراردادهای بلندمدت انرژی و همزمان از فرصت ایجادشده استفاده کند.

زمانی که دیگر بازیگران درگیر مدیریت بحران هستند، پکن می‌تواند با سرعت بیشتری شبکه‌های تجاری و زیرساختی خود را گسترش دهد. این گسترش تدریجی، به‌ویژه در قالب پروژه‌های فراملی، به‌مرور وابستگی‌هایی ایجاد می‌کند که به‌سادگی قابل بازگشت نیستند. از سوی دیگر، تداوم فشارهای تحریمی و تنش‌های مالی، به شکل‌گیری مسیرهای جایگزین در اقتصاد جهانی کمک می‌کند. این مسیرها، هرچند در ابتدا محدود، در بلندمدت می‌توانند به کاهش تمرکز قدرت در نظام مالی بین‌المللی منجر شوند.

چنین روندی به چین امکان می‌دهد در محیطی کمتر متمرکز و بیشتر چندقطبی، نقش فعال‌تری ایفا کند. با این حال، نکته مهم این است که ایران را نباید صرفاً یک ابزار در این معادله تصور کرد. رفتارهای ایران ریشه در منطق‌های داخلی و منطقه‌ای خود دارد، اما پیامدهای این رفتارها در سطح کلان بین‌المللی، اثراتی ایجاد می‌کند که ناخواسته در راستای تغییر توازن زمانی رقابت میان قدرت‌های بزرگ قرار می‌گیرد. در مجموع، اگر رقابت چین و آمریکا را نه فقط به‌عنوان رقابت بر سر «قدرت»، بلکه به‌عنوان رقابت بر سر «کنترل زمان» در نظر بگیریم، آن‌گاه برخی بحران‌های منطقه‌ای معنای متفاوتی پیدا می‌کنند.این بحران‌ها دیگر صرفاً نقاط تنش نیستند، بلکه به سازوکارهایی تبدیل می‌شوند که می‌توانند سرعت، تمرکز و جهت حرکت رقیب را تحت تأثیر قرار دهند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

۱۳ و ۱۴ تیر استان تهران و ۱۵ تیر کل کشور تعطیل است