06

تیر

1405


سیاسی

20 اردیبهشت 1405 08:28 0 کامنت

روایت‌های متعارض از یک برخورد محدود

مدتی است؛ توافق آتش‌بس میان ایران و آمریکا پس از چهل روز، به‌عنوان نقطه‌ای برای توقف درگیری‌ها اعلام شده است، تحولات اخیر در منطقه تنگه هرمز نشان می‌دهد که این آتش‌بس همچنان در وضعیتی شکننده و حساس قرار دارد. مجموعه خبرهایی که در ساعات درگیری منتشر شد، از یک‌سو بر ادامه آتش‌بس تأکید داشت و از سوی دیگر از تبادل محدود آتش، رهگیری موشک‌ها و حملات متقابل سخن می‌گفت؛ وضعیتی که نشان‌دهنده پیچیدگی فضای امنیتی و سیاسی منطقه است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام کرده است که آتش‌بس همچنان برقرار بوده و نقض نشده است. همزمان منابع نظامی آمریکا مدعی شده‌اند که ناوشکن‌های این کشور هنگام عبور از تنگه هرمز هدف حملات موشکی، پهپادی و قایق‌های تندرو قرار گرفته‌اند و نیروهای آمریکایی این تهدیدها را رهگیری کرده و در پاسخ، برخی تأسیسات احتمالا نفتی را در داخل ایران هدف قرار داده‌اند. در مقابل، منابع رسمی ایرانی روایت متفاوتی ارائه و اعلام کردند که حملات اولیه از سوی آمریکا صورت گرفته و نیروهای ایرانی در واکنش به آن اقدام متقابل انجام دادند. این تفاوت در روایت‌ها، پدیده‌ای رایج در درگیری‌های محدود میان قدرت‌های نظامی است و معمولاً بخشی از جنگ روایت‌ها به شمار می‌رود. در چنین شرایطی هر طرف تلاش می‌کند اقدامات خود را در چارچوب «دفاع مشروع» یا «پاسخ به اقدام طرف مقابل» تعریف کند. به همین دلیل، تحلیل وضعیت موجود نیازمند توجه به چند سطح مختلف از تحولات است: سطح نظامی، سطح سیاسی و سطح دیپلماتیک.

تنگه هرمز؛ نقطه‌ای حساس در معادله نظامی

از منظر نظامی، تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین نقاط راهبردی جهان به شمار می‌رود. این گذرگاه دریایی محل عبور بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان است و حضور نظامی قدرت‌های مختلف در اطراف آن، همواره امکان وقوع برخوردهای محدود را افزایش می‌دهد. عبور ناوهای نظامی، استقرار سامانه‌های دفاعی، گشت‌های دریایی و حضور نیروهای منطقه‌ای، شبکه‌ای از تعاملات پیچیده را شکل می‌دهد که در آن حتی یک حادثه محدود می‌تواند به سرعت به تنش گسترده‌تری تبدیل شود. با این حال، نکته قابل توجه در تحولات اخیر آن است که گزارش‌ها حاکی از آن هستند که درگیری‌ها در سطحی محدود باقی مانده‌اند و پس از تبادل آتش، نیروهای آمریکایی منطقه درگیری را ترک کرده‌اند. چنین الگویی در ادبیات امنیتی به عنوان «درگیری کنترل‌شده» شناخته می‌شود؛ وضعیتی که در آن طرف‌ها تلاش می‌کنند بدون عبور از خطوط قرمز اصلی، پیام‌های بازدارنده خود را منتقل کنند. از منظر سیاسی، ادامه تأکید بر «برقرار بودن آتش‌بس» از سوی مقامات مختلف نشان می‌دهد که هیچ‌یک از طرف‌ها در شرایط کنونی تمایل جدی برای بازگشت به یک جنگ گسترده ندارند. جنگ چهل‌روزه اخیر و ادامه دامنه تنش‌ها و کنترل تنگه‌ی هرمز، هزینه‌های قابل توجهی برای بازیگران مختلف منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به همراه داشته است و بسیاری از دولت‌ها تلاش می‌کنند از تکرار چنین سناریویی (وقوع جنگ دوباره) جلوگیری کنند. به همین دلیل حتی در شرایطی که برخوردهای نظامی محدود رخ می‌دهد، در سطح رسمی همچنان از حفظ چارچوب آتش‌بس سخن گفته می‌شود.

دیپلماسی؛ مسیر مکمل مهار بحران

در کنار این موضوع، مذاکرات و رایزنی‌های دیپلماتیک نیز همچنان به‌عنوان یکی از مسیرهای مدیریت بحران مطرح هستند. در بسیاری از موارد تاریخی، آتش‌بس‌های اولیه لزوماً به معنای پایان کامل تنش‌ها نبوده‌اند، بلکه بیشتر به‌عنوان فرصتی برای آغاز گفت‌وگوهای سیاسی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. بنابراین امکان دارد که تحولات اخیر بخشی از مرحله گذار میان وضعیت درگیری مستقیم و ورود به مرحله مذاکرات گسترده‌تر باشد.برای مثال، در جنگ کره در اوایل دهه ۱۹۵۰، در حالی که درگیری‌های میدانی همچنان ادامه داشت، آتش‌بس موقت زمینه آغاز مذاکرات طولانی را فراهم کرد که در نهایت به توافق آتش‌بس سال ۱۹۵۳ انجامید. همچنین در جنگ بوسنی در دهه ۱۹۹۰، چندین آتش‌بس شکننده پیش از شکل‌گیری مذاکرات جدی دیپلماتیک برقرار شد و در نهایت همین روند به توافق دیتون در سال ۱۹۹۵ انجامید.چنین تجربه‌هایی نشان می‌دهد که آتش‌بس‌ها اغلب مرحله‌ای میانی در مدیریت بحران هستند؛ مرحله‌ای که می‌تواند در صورت همراهی با سازوکارهای دیپلماتیک و میانجی‌گری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، به کاهش تدریجی تنش‌ها و حرکت به سوی چارچوب‌های پایدارتر منجر شود. عامل دیگری که در تحلیل شرایط کنونی اهمیت دارد، نقش بازیگران منطقه‌ای است. کشورهای حوزه خلیج فارس، به‌ویژه آن‌هایی که زیرساخت‌های انرژی و بنادر مهم در سواحل این منطقه دارند، به‌طور طبیعی نسبت به هرگونه افزایش تنش در اطراف تنگه هرمز حساس هستند. گزارش‌هایی که از نگرانی برخی کشورهای منطقه درباره حملات موشکی یا استفاده از پایگاه‌های نظامی منتشر شده است، نشان می‌دهد که این کشورها نیز تلاش می‌کنند میان حفظ روابط امنیتی با قدرت‌های بزرگ و جلوگیری از گسترش درگیری در منطقه توازن برقرار کنند.

تنش زیر آستانه جنگ

در سطح راهبردی، وضعیت فعلی را می‌توان نمونه‌ای از «تنش زیر آستانه جنگ» دانست. در این نوع وضعیت، اقدامات نظامی محدود، عملیات بازدارنده، نمایش قدرت و پیام‌های سیاسی به‌صورت همزمان رخ می‌دهند، اما طرف‌ها مراقب هستند که درگیری به مرحله‌ای غیرقابل کنترل نرسد. چنین وضعیتی معمولاً با دوره‌هایی از آرامش نسبی و سپس بروز حوادث مقطعی همراه است.

تعادل ناپایدار و آینده مبهم

با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل، می‌توان گفت وضعیت فعلی بیشتر شبیه یک «تعادل ناپایدار» است. آتش‌بس همچنان به‌طور رسمی برقرار است، اما فضای بی‌اعتمادی، حضور گسترده نیروهای نظامی در منطقه و حساسیت بالای تنگه هرمز باعث می‌شود که احتمال بروز برخوردهای محدود همچنان وجود داشته باشد. در چنین شرایطی مدیریت بحران، ارتباطات دیپلماتیک و کنترل واکنش‌های میدانی نقش تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از گسترش درگیری خواهند داشت.در نهایت، آینده این وضعیت تا حد زیادی به نحوه تعامل طرف‌ها در هفته‌ها و ماه‌های پیش‌رو بستگی دارد. اگر کانال‌های گفت‌وگو فعال باقی بمانند و حوادث میدانی در سطح محدود کنترل شوند، امکان تثبیت آتش‌بس و حرکت به سمت یک چارچوب سیاسی گسترده‌تر وجود دارد.

اما در صورت افزایش حوادث نظامی یا بروز سوءبرداشت‌های راهبردی، این تعادل شکننده ممکن است با چالش‌های جدی‌تری مواجه شود. از همین رو، تحولات تنگه هرمز در شرایط کنونی نه‌تنها یک موضوع امنیتی منطقه‌ای، بلکه یکی از مهم‌ترین

پرونده‌های ژئوپلیتیکی در سطح جهانی به شمار می‌رود.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک