06

تیر

1405


سیاسی

19 اردیبهشت 1405 08:54 0 کامنت

ضرورت باز‌نگری در سیاست خارجی ایران با چراغ سبز واشنگتن

اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، مبنی بر پایان «مرحله تهاجمی» جنگ علیه ایران و ترجیح دولت ترامپ برای رسیدن به یک توافق، همراه با پیام دونالد ترامپ درباره توقف موقت برخی اقدامات در تنگه هرمز، نشانه هایی از یک تغییر فاز مهم در بحران اخیر است. اگرچه فضای بی‌اعتمادی میان تهران و واشنگتن همچنان عمیق است، اما مجموعه این سیگنال‌ها حاکی از آن است که کاخ سفید دست کم در مقطع کنونی، مسیر دیپلماسی را به ادامه تنش نظامی ترجیح می‌دهد.

در سیاست بین‌الملل، پایان یک مرحله نظامی معمولا مقدمه‌ای برای آغاز مرحله چانه‌زنی سیاسی است. به نظر می رسد واشنگتن پس از نمایش قدرت نظامی و ایجاد فشار حداکثری، اکنون تلاش دارد این فشار را به اهرمی برای مذاکره تبدیل کند. طرح ایده یک تفاهم‌نامه کوتاه، آغاز مذاکرات 30 روزه درباره تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای و تحریم‌ها، و حتی تعیین و گمانه‌زنی درباره مکان‌های احتمالی مذاکره مانند ژنو یا اسلام‌آباد، نشان می‌دهد که حداقل در سطح تاکتیکی، آمریکا آماده ورود به یک روند گفت‌و‌گو است.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که آیا آمریکا کاملا قابل اعتماد است یا نه؛ تجربه تاریخی نشان داده در سیاست جهانی، اعتماد مطلق تقریبا وجود ندارد. پرسش مهم‌تر این است که آیا ایران می‌تواند از این فرصت برای کاهش تنش، مدیریت بحران اقتصادی و باز کردن گره‌های سیاست خارجی استفاده کند یا خیر.

واقعیت این است که تداوم بن‌بست در روابط خارجی هزینه‌های سنگینی برای اقتصاد و جامعه ایران داشته است. تحریم‌ها، محدودیت‌های مالی و فشارهای ژئوپلیتیکی طی سال‌های اخیر فضای تصمیم‌گیری را برای کشور تنگ‌تر کرده‌اند. در چنین شرایطی، هر روزنه‌ای که بتواند مسیر کاهش تنش و رفع بخشی از فشارها را باز کند، ارزش بررسی جدی دارد.

از این منظر، عقلانیت در سیاست خارجی ایجاب می‌کند که تهران با نگاهی عمل‌گرایانه به تحولات اخیر بنگرد. مذاکره لزوما به معنای تسلیم نیست، همان‌طور که مقاومت دائمی نیز الزاما به معنی قدرت بیشتر نیست. بسیاری از کشورها توانسته‌اند با ترکیبی از مقاومت و مذاکره، منافع ملی خود را بهتر تامین کنند.

در این میان، مهم‌ترین مانع ممکن است نه در بیرون بلکه در درون ساختار تصمیم‌گیری باشد: تعصب‌های ایدئولوژیک و نگاه‌های دگماتیک به سیاست خارجی. سیاست خارجی، بیش از هر حوزه دیگری، نیازمند انعطاف، محاسبه و واقع‌بینی است. زمانی که تصمیم‌ها صرفا در چارچوب شعارها یا چارچوب های ایدئولوژیک سخت گرفته شوند، امکان بهره‌گیری از فرصت‌های دیپلماتیک کاهش می‌یابد.

البته باید توجه داشت که مسیر پیش رو نیز خالی از ریسک نیست. دولت ترامپ به دلیل سبک تصمیم‌گیری غیرقابل پیش‌بینی‌اش شناخته می‌شود و همین مسئله می‌تواند هر توافق احتمالی را با عدم قطعیت همراه کند. علاوه برآن، بازیگران دیگری مانند اسرائیل نیز ممکن است از کاهش تنش میان تهران و واشنگتن استقبال نکنند و تلاش کنند روند دیپلماسی را مختل سازند.

با این حال، سیاست خارجی موفق معمولا برپایه‌ی مدیریت همین ریسک‌ها شکل می‌گیرد، نه پرهیز کامل از آن‌ها. اگر واقعا فرصتی برای پایان دادن به یک چرخه خطرناک از تنش و درگیری ایجاد شده باشد، بی‌توجهی به آن می‌تواند هزینه‌های بسیار بیشتری در آینده ایجاد کند.

به همین دلیل، آنچه اکنون بیش از هرچیز اهمیت دارد، اتخاذ یک رویکرد عقلانی، منعطف و مبتنی بر منافع ملی در قبال تحولات جدید است. اگر پنجره‌ای برای گفت‌و‌گوی سازنده گشوده شده باشد، هنر دیپلماسی آن است که از این پنجره عبور کند؛ نه اینکه آنرا صرفا به دلیل تعصب‌های سیاسی یا ایدئولوژیک بسته نگه دارد. در نهایت باید به این نکته نیز توجه داشت که فرصت‌های دیپلماتیک در سیاست بین‌الملل معمولا پایدار و همیشگی نیستند.

پنجره‌های مذاکره گاه در اثر تحولات میدانی، تغییر دولت‌ها یا فشار بازیگران منطقه‌ای به سرعت بسته می‌شوند. از این رو، بهره‌گیری هوشمندانه از لحظات تنش‌زدایی می‌تواند در بلند مدت به تثبیت منافع ملی و کاهش هزینه‌های راهبردی برای کشور کمک کند؛ هدفی که بدون واقع‌گرایی و انعطاف در سیاست خارجی دستیابی به آن دشوار خواهد بود.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک