سیاسی
تنشهای نظامی اخیر در امتداد خط دیورند و تبادل آتش میان نیروهای مرزی افغانستان و پاکستان، بار دیگر ثبات در مرزهای شرقی را وارد فاز بحرانی کرده است.به گزارش صبح ساحل، در پی تشدید تنشهای نظامی میان کابل و اسلامآباد، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ رویکردی پیشدستانه، ابتکار عمل دیپلماتیک برای کاهش تنش میان کابل و اسلامآباد را در دستور کار قرار داده است. دعوت رسمی وزارت امور خارجه از طرفین برای گفتگو در تهران، نشاندهنده راهبرد ایران جهت جلوگیری از فرسایشی شدن درگیریها و مهار کانونهای بیثباتی در همسایگی خود، با بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای و همراهی قدرتهای همسو است.
میراث بحران؛ بازخوانی تنش در خط دیورند
درک چرایی تبدیل شدن مرزهای شرقی به کانون درگیری ، بدون بازبینی واقعه ۱۸۹۳ و قرارداد موسوم به «دیورند» امکانپذیر نیست. این خط که روزگاری با هدف ایجاد منطقه حائل میان امپراتوریهای بریتانیا و روسیه ترسیم شد، امروز به جدیترین گسل امنیتی در جنوب آسیا بدل شده است. واقعیت این است که خط دیورند برای پاکستان حکم یک «مرز بینالمللی قطعی» و برای افغانستان، یک «زخم سر باز» و میراثی استعماری است که هیچگاه مشروعیت آن را نپذیرفته است.
تنشهای اخیر میان نیروهای طالبان و ارتش پاکستان، ریشه در دو نگاه کاملاً متضاد به مفهوم «مرز» دارد. اسلامآباد با صرف هزینههای کلان و حصارکشیهای گسترده، به دنبال تثبیت وضعیت موجود و کنترل ترددهای مرزی برای مهار ناامنیهای داخلی خود است. در مقابل، حاکمان جدید کابل با همان نگاه سنتی حاکم بر سیاست خارجی افغانستان، هرگونه حصارکشی و تثبیت مرزی را به مثابه پذیرش رسمی جدایی قوم پشتون تلقی کرده و با تخریب موانع مرزی، به دنبال به چالش کشیدن نظم موجود هستند.این تقابل در ماههای اخیر از سطح سوءتفاهمهای محلی عبور کرده و به یک «جنگ فرسایشی» تغییر ماهیت داده است. ورود تسلیحات سنگین به معادلات مرزی و جابهجایی یگانهای ارتش در دو سوی خط دیورند، نشاندهنده آن است که طرفین به جای مدیریت تنش، به سمت بازدارندگی نظامی حرکت کردهاند. پاکستان اکنون با چالشی مواجه است که تصور میکرد با روی کار آمدن طالبان حل خواهد شد؛ اما واقعیتهای سرسخت ژئوپلیتیک نشان داد که
مطالبات تاریخی افغانستان بر سر خط دیورند، فراتر از تعلقات ایدئولوژیک گروههاست. ادامه این روند، خط دیورند را از یک مرز جغرافیایی به یک «کمربند ناامنی» تبدیل کرده است که پتانسیل شعلهور ساختن کل منطقه را دارد.
دیپلماسی شرقی؛ مهار بحران در سایه کنسرسیوم قدرت
دعوت رسمی تهران از کابل و اسلامآباد برای نشستن پای میز مذاکره، پیامی فراتر از یک میانجیگری معمولی دارد؛ این یعنی تهران با عبور از مرحلهی هشدار، حالا در پی ایفای نقشی تعیینکننده در فرآیند حل منازعات منطقهای است. منطق این دیپلماسی پیشدستانه ریشه در یک ضرورت امنیتی دوجانبه دارد؛ نخست آنکه ایران در بحبوحه بحرانهای پیچیده در مرزهای غربی و تحولات غزه و لبنان، به هیچ عنوان اجازه نخواهد داد یک جبهه فرسایشی و بیثباتکننده در مرزهای شرقیاش گشوده شود. مهار تنش در خط دیورند، اقدامی هوشمندانه برای صیانت از تمرکز راهبردی کشور و جلوگیری از اتلاف انرژی دفاعی در درگیریهای پیرامونی است.اما این تحرک دیپلماتیک، وجهی فراملی نیز دارد که در هماهنگی نزدیک با پکن و مسکو معنا پیدا میکند.
شکلگیری این «کنسرسیوم امنیتی» میان ایران، چین و روسیه حول محور بحران دیورند، نشاندهنده درک مشترک این قدرتها از تهدیدی است که میتواند شریانهای اقتصادی و کریدورهای ترانزیتی منطقه را به انسداد بکشاند. این همگرایی سهجانبه، این پیام را صراحتاً به بازیگران فرامنطقهای منتقل میکند که منطقه برای حل بحرانهای سرزمینی خود، به بلوغ لازم جهت ایجاد نظامهای امنیتی درونزا رسیده است. در واقع، تهران با تکیه بر این پشتوانه بینالمللی، در صدد تثبیت نظامی است که در آن ثبات مرزها نه از طریق مداخله خارجی، بلکه از مسیر تفاهم قدرتهای بومی و همسایگان تضمین میشود.
امنیت ملی؛ سایه ناامنی مرزی بر منافع ایران
واقعیتهای ژئوپلیتیک حکم میکند که هیچ بحرانی در جغرافیای پیرامونی خط دیورند، محدود به همان منطقه باقی نخواهد ماند. هر گلولهای که در تبادل آتش میان کابل و اسلامآباد شلیک میشود، ترکشهای آن به طور مستقیم ثبات مرزهای شرقی ایران را نشانه میرود. این یک درگیری ساده میان دو همسایه نیست؛ کانونی از بحران است که تداوم آن میتواند موج جدید و مهارناپذیری از آوارگان و پناهجویان را به سمت مرزهای ایران گسیل دارد. در شرایطی که مدیریت اتباع خارجی به یکی از دغدغههای اصلی افکار عمومی و نهادهای حاکمیتی در داخل تبدیل شده، شعلهور شدن جنگ در همسایگی، فشار اجتماعی و اقتصادی مضاعفی را بر زیرساختهای کشور تحمیل خواهد کرد.
فراتر از چالش پناهجویان، «خلاء قدرت» ناشی از درگیریهای مرزی، بهترین دلیل برای بازتولید و تحرک گروههای تندرو و تروریستی است. در نگاهی تاریخی هم نمایان است که هرگاه تمرکز نیروهای نظامی در منطقه دیورند از کنترل مرز به سمت تقابل با یکدیگر معطوف شده، گروههای ستیزهجو از این شکاف امنیتی برای سازماندهی عملیاتهای فرامرزی بهرهبرداری کردهاند. علاوه بر این، امنیت تجارت مرزی و شریانهای اقتصادی ایران که پیوند عمیقی با ثبات افغانستان دارد، در صورت فرسایشی شدن این نبردها با تهدید جدی مواجه خواهد شد. بنابراین، پیشقدم شدن تهران در میزبانی از گفتگوهای صلح، یک «ضرورت ملی» برای جلوگیری از سرریز شدن ناامنی، تروریسم و بحرانهای انسانی به داخل خاک ایران است.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
شناورسازی سازی به دنبال سه امتیاز مقابل کارا گستر
امضای سند توافق چارچوبی بین لبنان و رژیم صهیونیستی با حضور «روبیو»
تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت
تماس تلفنی وزرای خارجه ایران و انگلیس
تکذیب پیام منتسب به فرمانده نیروی هوافضای سپاه
ساعت کاری ادارات هرمزگان بهدلیل بازی ایران و مصر تغییر کرد
همسر رئیسجمهور سابق کره جنوبی به ۷ سال زندان محکوم شد
کشتههای زلزله ونزوئلا به ۵۸۹ تن رسید
نظر منفی رای دهندگان آمریکایی به جنگ با ایران
جزییات قیمت بلیت نجف-تهران و بالعکس
ساعت دیدار چادرملو و پرسپولیس تغییر کرد
ترامپ: ایران آتشبس را نقض کرده است
گفتگوی تلفنی وزیران خارجه ایران و امارات
آزادی خدمه ایرانی نفتکش توقیف شده توسط آمریکا
بیشتر کشتیها از مسیر تحت کنترل ایران در تنگه هرمز استفاده میکنند