06

تیر

1405


سیاسی

01 اردیبهشت 1405 10:17 0 کامنت

در این میان، فضایی نوین تحت عنوان «واقع‌گرایی منطقه‌ای» در حال شکل‌گیری است. کشورهای واقع در پیرامون خلیج فارس، بیش از هر زمان دیگری دریافته‌اند که مقوله امنیت در این منطقه، امری جمعی و لاینفک است. استمرار الگوی «تهدیدانگاری متقابل» و بدبینی‌های راکد، تنها به بازی‌ای با حاصل‌جمع منفی برای تمامی طرف‌ها منجر خواهد شد؛ وضعیتی که در آن هیچ‌کس به طور کامل برنده نیست و همگان در معرض تهدید و ناامنی قرار دارند. نقطه آغازین برای خروج از این چرخه معیوب، تبدیل این ادراک مشترک و ضرورت جمعی به سازوکارهای عمیق و کارآمد دیپلماتیک است. این سازوکارها باید در دو سطح موازی و مکمل پیگیری شوند: سطح روابط دوجانبه با هر یک از کشورهای عربی و سطح تعاملات چندجانبه و نهادینه‌شده با نهادهای منطقه‌ای مانند شورای همکاری خلیج فارس. پیگیری هم‌زمان این دو مسیر، تضمین‌کننده ماندگاری، قابلیت اتکا و عمق توافقات خواهد بود و از پراکندگی و سطحی‌نگری در روابط جلوگیری می‌کند. در حوزه امنیت، گام‌های عملی و تدریجی می‌تواند از اقدامات کم‌هزینه اما اثرگذار آغاز شده و به تدریج به سمت راهکارهای ریشه‌ای و عمیق‌تر حرکت کند. تجربیات گذشته به روشنی نشان داده است که اتکای یک‌جانبه به قدرت‌های خارجی و حضور نیروهای نظامی بیگانه، الزاماً امنیت پایدار و قابل اتکایی را به ارمغان نمی‌آورد. این امر، خود می‌تواند به منبعی برای ناامنی و تنش‌های بیشتر تبدیل شود. از این رو، حرکت به سمت تنوع‌بخشی به منابع تأمین امنیت منطقه و اتکا به «امنیت درون‌زای منطقه‌ای» امری حیاتی است. در این راستا، خروج کامل پایگاه‌های نظامی خارجی از منطقه می‌تواند گامی مهم و بنیادین در جهت کاهش چرخه ناامنی‌های تکرارشونده و در نهایت، از میان برداشتن ریشه‌های آن باشد. این امر نه تنها به تقویت حاکمیت ملی کشورها کمک می‌کند، بلکه اعتماد متقابل و حس مسئولیت‌پذیری جمعی را در میان بازیگران منطقه‌ای افزایش می‌دهد.در کنار مقوله امنیت، اقتصاد به عنوان موتور محرک اصلی نزدیک‌سازی منافع و منافع متقابل عمل می‌کند. اما این بار، رویکرد به سوی مدلی روزآمدتر و عمل‌گرایانه‌تر است. الگوی ناکارآمد «امنیت در برابر اقتصاد» که در گذشته منجر به بن‌بست‌ها و ناکامی‌های فراوانی شده بود، دیگر پاسخگوی نیازهای امروز منطقه نیست. نیاز به نسخه‌ای جدید، که از دام‌های تکراری گذشته عبور کند و بر پروژه‌های مشخص، قابل سنجش و دارای منافع مشترک برای تمامی طرف‌ها تمرکز نماید، احساس می‌شود. این پروژه‌ها می‌توانند حوزه‌هایی چون انرژی، حمل‌ونقل، گردشگری، فناوری و سرمایه‌گذاری مشترک را در بر گیرند و با ایجاد زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای، وابستگی متقابل و همبستگی را افزایش دهند.اگر این مؤلفه‌های کلیدی یعنی واقع‌گرایی در سیاست خارجی، امنیت درون‌زا و همکاری‌های اقتصادی عمل‌گرایانه به درستی کنار هم قرار گیرند، منطقه خلیج فارس می‌تواند شاهد گذار از رقابت‌های فرساینده و بی‌حاصل به سوی «منطقه‌گرایی کارکردی» باشد. در این رویکرد، همکاری‌ها بر مبنای منافع واقعی و ملموس شکل گرفته و از طریق سازوکارهای اجرایی معتبر و شفاف هدایت می‌شوند. شرط موفقیت در این مسیر، نهادینه‌سازی سازوکارهای رسمی و غیررسمی برای مدیریت روابط و حل و فصل اختلافات است. باید از تفاهم‌نامه‌های کلی و مبهم عبور کرده و به سمت «بازی‌های با حاصل جمع مثبت» حرکت کرد؛ بازی‌هایی که در آن‌ها موفقیت هر طرف، به معنای ارتقای موقعیت سایر طرف‌ها نیز است.

در نتیجه، تکمیل این مسیر تحول‌آفرین نیازمند یک درک عمیق و اراده سیاسی قاطع از سوی بازیگران کلیدی منطقه است. این اراده باید در جهت حرکت به سمت «نظم مشارکتی منطقه‌ای» هدایت شود. این نظم از طریق گفت‌وگوی مستقیم، منظم و صادقانه میان بازیگران اصلی به ویژه جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و ترکیه، محقق خواهد شد. هدف از این گفت‌وگوها، مدیریت رقابت‌های موجود، جلوگیری از لغزش ناخواسته به سمت تخاصم و مدیریت مسئولانه بحران‌ها در محیط پیرامونی منطقه است. ایجاد بستری برای تبادل نظر در خصوص چالش‌های مشترک و همگرایی در مواجهه با تهدیدات خارجی، می‌تواند بنیان‌های یک همکاری پایدار را پی‌ریزی کند.

بنابراین، برخلاف بسیاری از تحلیل‌های رایج که بر استمرار تنش و رقابت در منطقه تأکید دارند، دوره پس از منازعات اخیر می‌تواند فرصتی واقعی و تاریخی برای نزدیک‌تر شدن ایران و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس باشد. این فرصت، امکان تبدیل «واقع‌گرایی» و «ضرورت‌های مشترک» به توافقات سیاسی ملموس، سازوکارهای امنیتی پایدار و پروژه‌های اقتصادی مشترک را فراهم می‌آورد. اگر این فرصت به موقع درک شده و به «قواعد بازی جدید» تبدیل شود، منطقه خلیج فارس می‌تواند وارد مرحله‌ای نو از ثبات، هم‌افزایی و شکوفایی گردد. در این میان، تأکید بر دو موضوع اساسی اهمیت دوچندان دارد: نخست آنکه تمامی کشورهای منطقه باید به این جمع‌بندی برسند که «امنیت منطقه تنها با تعامل و همکاری سازنده میان کشورهای خود آن حاصل می‌شود» و نه با اتکا به قدرت‌های خارجی. دوم اینکه، «ایران می‌تواند و باید به عنوان قدرتی مسئولیت‌پذیر، نقشی محوری در تامین امنیت منطقه ایفا کند، به شرطی که این تامین امنیت با حضور و دخالت کشورهای خارجی متخاصم و مداخله‌گر همراه نباشد.» این درک متقابل و اراده جمعی، کلید گشودن باب تازه‌ای از روابط پایدار و مبتنی بر احترام متقابل در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان خواهد بود.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

۱۳ و ۱۴ تیر استان تهران و ۱۵ تیر کل کشور تعطیل است