سیاسی
با اوج گرفتن فضای مذاکرات ایران و آمریکا، همزمان طرحهایی درباره آتشبس در لبنان و پایان درگیریها در جنوب این کشور برجسته شده است. اما از منظر جمهوری اسلامی ایران، لبنان صرفاً یک پرونده جداگانه نیست؛ بلکه بخشی از معادله امنیتیِ بههمپیوسته غرب آسیاست. ایران بر پایان واقعی درگیریها و جلوگیری از تثبیت دستاوردهای میدانی رژیم صهیونیستی تأکید دارد و «آتشبسهای موضعی» را ناکافی میداند. این رویکرد بر سه پایه استوار است: جایگاه حزبالله بهعنوان یکی از ارکان اصلی محور مقاومت، تلقی هرگونه پیشروی رژیم صهیونیستی بهعنوان تهدید علیه منافع ملی و امنیت منطقه، و راهبرد کلان ایران مبنی بر اینکه ثبات پایدار زمانی شکل میگیرد که آتش جنگ در تمام جبههها مهار شود.
در روزهای اخیر و همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره روند مذاکرات میان ایران و آمریکا، موضوع آتشبس در لبنان و پایان درگیریها در جنوب این کشور به یکی از کانونهای توجه سیاسی و رسانهای تبدیل شده است. اهمیت این مسئله از آنجا ناشی میشود که لبنان در نگاه جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک میدان محدود و مقطعی نیست؛ بلکه یکی از نقاط کلیدی در هندسه امنیت منطقهای و موازنه بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی به شمار میرود. به همین دلیل، لبنان در فضای مذاکرات و تحولات میدانی، عملاً به «خط قرمز» ایران تبدیل شده است.برای فهم چرایی این حساسیت، باید به یک گزاره محوری توجه کرد: ایران تحولات غرب آسیا را «جزیرهای» نمیبیند. از نگاه تهران، پروندههای غزه، لبنان، سوریه، عراق و سایر صحنههای تنش، در یک ارتباط متقابل و زنجیرهای قرار دارند. بنابراین، توافق یا آتشبسی که صرفاً یک نقطه را آرام کند اما همزمان زمینه استمرار جنگ در نقطه دیگر را فراهم بگذارد، نهتنها پایدار نخواهد بود، بلکه میتواند آتش بحران را به شکل دیگری بازتولید کند. بر همین مبناست که ایران در مواضع خود، بر پایان درگیریها در «تمام جبههها» تأکید میکند.
۱) حزبالله؛ یکی از ارکان اصلی محور مقاومت و محور راهبردی حمایت ایران
نخستین عامل، جایگاه حزبالله لبنان در معادلات امنیتی و راهبردی ایران است. از منظر ایران، حزبالله یک بازیگر صرفاً محلی یا محدود به جغرافیای لبنان نیست؛ بلکه یکی از ارکان اصلی محور مقاومت و یکی از ستونهای بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی به شمار میآید. بر این اساس، جمهوری اسلامی ایران حمایت از حزبالله را از اساسیترین راهبردهای خود میداند؛ راهبردی که هم در سطح سیاسی و هم در سطح امنیتی معنا پیدا میکند.
در جریان جنگ و تنشهای اخیر که با بهانههای واهی اغاز شد و در روز اول آن رهبر جبهه مقاومت امام خامنه(ره) به شهادت رسیدند ورود حزبالله به صحنه درگیری در چارچوب دفاع از محور مقاومت و خونخواهی سیدالشهدای جبهه حق و همچنین صیانت از تمامیت ارضی لبنان و نیز مقابله با توسعهطلبی رژیم صهیونیستی تحلیل میشود. طبیعی است که ایران به عنوان حامی اصلی محور مقاومت، نسبت به هرگونه آتشبس یا ترتیباتی که هدف پنهان یا آشکار آن تضعیف حزبالله، محدودسازی بازدارندگی مقاومت یا تغییر قواعد بازی به نفع رژیم صهیونیستی باشد، حساسیت ویژه داشته باشد. از همینرو، یکی از دلایل اصلی خط قرمز بودن لبنان برای ایران این است که آینده موازنه قدرت در لبنان، مستقیماً با آینده مقاومت و امنیت منطقه پیوند خورده است.
۲) پیشروی رژیم صهیونیستی؛ تهدید علیه منافع ملی و امنیت جمعی منطقه
دومین مسئله، برداشت ایران از ماهیت تهدید رژیم صهیونیستی است. در نگاه جمهوری اسلامی ایران، رژیم صهیونیستی صرفاً یک طرف درگیر در یک منازعه مرزی نیست، بلکه رژیمی است که هرگاه هزینههایش کاهش یابد و دست بالا پیدا کند، دامنه تجاوز و فشار خود را گسترش میدهد. از این رو، هرگونه پیشروی رژیم صهیونیستی در جبهههای مقاومت، صرفاً یک موفقیت تاکتیکی در یک نقطه نیست؛ بلکه پیشروی در مسیر تهدید منافع ملی ایران و افزایش ناامنی در کل منطقه تلقی میشود.بر این اساس، ایران با آتشبسهایی که در ظاهر «توقف درگیری» نامیده میشوند اما در عمل به رژیم صهیونیستی امکان بازآرایی، تثبیت دستاوردهای میدانی یا تحمیل شرایط جدید را میدهند، با دیده تردید مینگرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که کوتاه آمدن در برابر زیادهخواهیهای رژیم صهیونیستی، نهتنها به صلح پایدار منجر نشده، بلکه آن را جریتر کرده و مسیر حملات گستردهتر را هموار ساخته است. بنابراین، تهران در تحلیل خود میکوشد مانع از آن شود که یک آتشبس، به سکوی پرتاب برای مرحله بعدی فشارها و تجاوزات تبدیل گردد.
این نگاه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صحنه میدانی نیز در نظر گرفته شود. در برخی مقاطع، تحولات نشان داده که پیشروی زمینی رژیم صهیونیستی با چالشهایی روبهرو بوده و مقاومت توانسته نقش بازدارنده خود را حفظ کند. در چنین شرایطی، ایران مایل نیست نتیجه سیاسیِ آتشبس، چیزی را که در میدان با هزینههای سنگین تثبیت شده، تضعیف کند یا به عقب براند.
۳) راهبرد «امنیت یکپارچه»؛ پایان جنگ باید جامع باشد، نه موضعی
سومین و مهمترین محور، راهبرد کلان ایران در نگاه به منطقه است. جمهوری اسلامی ایران به این جمعبندی رسیده که در غرب آسیا نمیتوان همزمان در بخشی از منطقه از صلح و آرامش سخن گفت و در بخش دیگر، شاهد جنگ، نسلکشی و بیثباتی بود؛ زیرا این وضعیت دیر یا زود به سرریز بحران و تشدید تنشها در نقاط دیگر منجر میشود. به عبارت روشنتر، صلح موضعی در دل یک جنگ فراگیر، پایدار نیست.
در این چارچوب، ایران ریشه بسیاری از بحرانهای زنجیرهای اخیر را در جنگ غزه و تداوم جنایتها و نسلکشی علیه مردم فلسطین میبیند؛ رخدادهایی که پس از عملیات طوفانالاقصی وارد مرحلهای تازه شد و کل منطقه را تحت تأثیر قرار داد.
از نگاه تهران، وقتی آتش جنگ در غزه روشن است و رژیم صهیونیستی بدون مهار و پاسخگویی به تجاوزات خود ادامه میدهد، انتظار ثبات پایدار در لبنان یا هر نقطه دیگر، انتظاری غیرواقعبینانه است. به همین دلیل، ایران تأکید دارد که پایان درگیریها باید «همزمان و جامع» باشد تا امکان بازتولید بحران از بین برود.
لبنان در متن مذاکرات؛ از میدان امنیتی تا اهرم سیاسی
همزمانی تحولات میدانی با فضای مذاکرات، بهطور طبیعی لبنان را به یک عامل اثرگذار در محاسبات سیاسی تبدیل میکند. در چنین شرایطی، هر طرف تلاش میکند ضمن مدیریت فشارها، امتیازهای خود را تثبیت کند. به همین دلیل، لبنان میتواند از «یک موضوع صرفاً میدانی» به «یک اهرم سیاسی» تبدیل شود؛ اهرمی که در آن، نوع آتشبس، ضمانتهای اجرایی و قواعد پس از آتشبس، نقش تعیینکننده پیدا میکند.
از منظر ایران، خط قرمز بودن لبنان دقیقاً در همین نقطه معنا دارد: تهران نمیخواهد ترتیباتی شکل بگیرد که در ظاهر آتشبس نام دارد اما در باطن، دست رژیم صهیونیستی را برای فشار، نفوذ یا اقدام نظامی و امنیتی باز میگذارد یا مقاومت را بهتدریج از عناصر بازدارندهاش تهی میکند. بنابراین، ایران بر پایان درگیریها در همه جبههها، توقف تجاوزات، و جلوگیری از تثبیت دستاوردهای رژیم صهیونیستی تأکید میگذارد.
لبنان برای جمهوری اسلامی ایران یک پرونده حاشیهای نیست، بلکه نقطهای تعیینکننده در معادله امنیت منطقه و موازنه بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی است. حساسیت ایران نسبت به لبنان بر سه پایه اشاره شده استوار است. تأکید ایران بر پایان درگیریها در لبنان و سایر جبههها، بیش از آنکه موضعی تاکتیکی باشد، برخاسته از یک محاسبه کلان راهبردی درباره آینده غرب آسیاست که در آن اسراییل به عنوان یک خطر بالقوه و بالفعل همواره مطرح بوده است و تا زمانی که این موضوع لاینحل بماند هر گونه بحران در منطقه غیر قابل اجتناب تلقی میشود.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
رفع اختلال در سیستم بانکی تا پایان شب
شمار کشتهشدگان زلزله ونزوئلا به ۱۴۳۰ نفر افزایش یافت
استاندار خراسانرضوی: محل خاکسپاری رهبر شهید در حرم رضوی هنوز نهایی نشده است
اعلام آمادگی ایران برای کمک به مردم زلزلهزده ونزوئلا
فوتسال زنان ایران با دو پیروزی قهرمان جام کافا شد
ادعای والاستریتژورنال درباره حمله ایران به یک نفتکش
زمین لرزه ۶.۱ ریشتری بخش وسیعی از افغانستان را لرزاند
توضیحات اداره بنادر در رابطه با دود مشاهده شده در آبهای قشم
اعلام افزایش سطح تهدید در تنگه هرمز توسط نیروی دریایی آمریکا
ذخایر ارزی بانک مرکزی ۴.۵ میلیارد دلار افزایش یافت
صعود والیبال ساحلی ایران به نیمهنهایی تور فیوچرز هانگژو
هشدارنارنجی هواشناسی برای سه استان جنوبی
اعلام زمانبندی انتخاب واحد ترم تابستان دانشگاه آزاد
اسکوچیچ سرمربی پرسپولیس شد
انتخابات شوراهاچه زمانی برگزار میشود؟
برای سوختگیری پول نقد همراه داشته باشید