06

تیر

1405


سیاسی

30 فروردین 1405 08:13 0 کامنت

ورود این کشور به میانجیگری بحران اخیر میان ایران و محور آمریکا-اسرائیل از نگاه تحلیلگران نه تنها یک اقدم دیپلماتیک، بلکه بخشی از راهبرد کلان اسلام‌آباد برای موازنه‌سازی، افزایش اعتبار بین‌المللی و مدیریت تهدیدات امنیتی در پیرامون خود تلقی می‌شود. تحولات پنج سال اخیر در ساختار قدرت داخلی پاکستان، پیامدهای جنگ 2025 با هند، افزایش وزن چین در معادلات ژئوپلتیکی شبه قاره و تلاش اسلام آباد برای بازتعریف جایگاه بین‌المللی خود، زمینه‌ای فراهم کرده که این کشور از یک بازیگر منفعل منطقه‌ای به یک کنشگر فعال در امنیت و سیاست بین‌الملل تبدیل شود. میانجیگری در بحران اخیر بخشی از این تغییر رویکرد است. پاکستان اکنون خود را تنها بازیگری درگیر در مسائل جنوب آسیا نمی‌بیند، بلکه قصد دارد در شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای نقش‌آفرینی کند؛ نقشی که موقعیت جغرافیایی این کشور در تقاطع آسیای جنوبی، آسیای میانه و خاورمیانه، ظرفیت آن را فراهم کرده است.

روابط گسترده با کشورهای عربی، ارتباطات دیرینه با آمریکا و چین و عضویت در سازمان همکاری اسلامی از جمله عواملی هستند که به اسلام‌آباد امکان ایفای نقش میانجی را می‌دهد.از این‌رو موفقیت یا شکست این ماموریت، اثرات بلند مدتی بر جایگاه اسلام آباد در نظم منطقه‌ای خواهد داشت. سیاست خارجی پاکستان اکنون ترکیبی از موازنه سازی، مدیریت تهدید و کسب پرستیژ است. این الگو می‌تواند در صورت موفقیت، پاکستان را به یکی از بازیگران مهم‌تر خاورمیانه تبدیل کند.

تحول در ساختار سیاسی و امنیتی پاکستان

پس از کنار رفتن دولت عمران‌خان در سال ۲۰۲۰، نهادهای امنیتی و ارتش نقشی تعیین‌کننده‌تر در سیاست داخلی و خارجی پیدا کردند. «عاصم منیر»، با سابقه ریاست آی‌اس‌آی و فرماندهی ارتش، اکنون به عنوان یکی از چهره‌های کلیدی سیاستگذاری امنیتی-دیپلماتیک عمل می‌کند. ترکیب جدید قدرت در اسلام‌آباد بر اتخاذ سیاست خارجی فعال، امنیت‌محور و چندجانبه‌گرا تأکید دارد. این تحول ساختاری، بستری فراهم کرد تا پاکستان در بحران‌های پیچیده‌تری همچون جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران نقش ایفا کند.

ابعاد ژئوپلتیک جدید پاکستان

در دهه‌های اخیر، رقابت ژئوپلیتیکی میان پاکستان و هند یکی از محورهای اصلی معادلات امنیتی در جنوب آسیا بوده است به طوری که می‌توان گفت مهم‌ترین متغیر سیاست خارجی پاکستان همچنان هند است.

جنگ ۲۰۲۵ باعث شد اسلام‌آباد راهبردی تهاجمی‌تر اتخاذ کند. نزدیکی هند با آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی موجب شده پاکستان برای حفظ موازنه قدرت، روابط خود را با چین تعمیق و روابط خود با آمریکا را احیا کند. دهلی‌نو از یکسو تلاش کرده با توسعه روابط اقتصادی و امنیتی با کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس و مشارکت در پروژه‌های منطقه‌ای، نفوذ خود را در محیط پیرامونی پاکستان افزایش دهد و در سوی دیگر طی سال‌های اخیر، واشنگتن با هدف مهار قدرت فزاینده چین در منطقه هند-اقیانوس آرام، به طور قابل توجهی روابط نظامی، اقتصادی و فناوری خود با هند را گسترش داده است. توافق‌نامه‌های دفاعی، همکاری‌های اطلاعاتی و افزایش فروش تسلیحات پیشرفته به هند، ظرفیت‌های نظامی این کشور را تقویت کرده و به دهلی‌نو جایگاه برجسته‌تری در معادلات امنیتی منطقه داده است.

از دید پاکستان، این روند می‌تواند به برهم خوردن موازنه قدرت سنتی میان دو کشور منجر شود. این تحولات می‌تواند به تدریج فضای مانور دیپلماتیک پاکستان را محدود کرده و جایگاه منطقه‌ای آن را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، پاکستان برای حفظ موازنه در برابر هند ناگزیر به اتخاذ سیاست‌های فعال‌تر در عرصه دیپلماسی و امنیت منطقه‌ای شده است. نقش‌آفرینی فعال پاکستان در بحران‌ها و تحولات منطقه‌ای نیز بخشی از همین راهبرد موازنه‌سازی محسوب می‌شود. اسلام‌آباد می‌کوشد با مشارکت در ابتکارات دیپلماتیک و امنیتی، تصویر بین‌المللی خود را به عنوان بازیگری مسئول و تأثیرگذار ارتقا دهد. چنین رویکردی می‌تواند ضمن افزایش اعتبار بین‌المللی پاکستان، حمایت برخی بازیگران جهانی و منطقه‌ای را نیز به همراه داشته باشد.

روابط پیچیده با افغانستان و مسئله خط دیورند

با وجود نقش‌آفرینی پاکستان در بازگشت طالبان به قدرت، اختلافات ژئوپلتیک بر سر خط دیورند و نفوذ بازیگران ثالث مانند هند موجب بی‌ثباتی منطقه‌ای شده است. حملات هوایی پاکستان به اهدافی در کابل و قندهار نشان می‌دهد که اسلام‌آباد رویکرد سخت‌گیرانه‌تری در برابر تهدیدات امنیتی اتخاذ کرده است.

دلایل ورود پاکستان به میانجیگری جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران

در نظام بین‌الملل معاصر، کشورها برای حفظ و ارتقای جایگاه خود نه تنها به قدرت سخت(نظامی و اقتصادی) بلکه به قدرت نرم و اعتبار دیپلماتیک نیز نیاز دارند. پاکستان به عنوان یکی از قدرت‌های مهم آسیای جنوبی، طی دهه‌های گذشته همواره در کانون تحولات ژئوپلتیکی قرار داشته است.

با این حال، مشارکت گسترده در جنگ علیه تروریسم پس از حملات 11 سپتامبر 2001 باعث شد تصویر بین‌المللی پاکستان دچار پیچیدگی و حتی در برخی موارد خدشه شود. در نتیجه سیاست‌گذاران پاکستانی در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند با اتخاذ سیاست خارجی فعال‌تر و چند جانبه‌گراتر، جایگاه این کشور را در جهان اسلام و در سطح بین‌المللی باز تعریف کنند.

یکی از مهم‌ترین راهبردهای مطرح در این چارچوب، ایفای نقش میانجی در بحران‌ها و منازعات منطقه‌ای و بین‌المللی است.

مدیریت تهدیدات امنیتی ناشی از بحران در ایران

ایران و پاکستان یش از 900 کیلومتر مرز مشترک دارند؛ منطقه‌ای با ساختار قومی پیچیده، فعالیت بازیگران غیر دولتی و حساسیت‌های ژئوپلتیکی بالا. این مرز تاریخی همواره محل عبور و تاثیرگذاری متقابل بوده است. در چنین محیطی، هرگونه بحران امنیتی یا سیاسی در ایران، به ویژه در نواحی شرقی می‌تواند به طور مستقیم بر پویایی امنیت داخلی پاکستان اثر بگذارد.

بنابراین میانجیگری نه فقط اقدامی سیاسی بلکه یک ضرورت امنیت ملی است. از سوی دیگر بی‌ثباتی در ایران نه تنها امنیت فیزیکی مرز، بلکه امنیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری پاکستان را نیز تحت فشار قرار می‌دهد. اما سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا میانجیگری برای پاکستان یک ضرورت امنیت ملی است؟ در رابطه با این موضوع می‌توان به پیشگیری از سر ریز بحران اشاره کرد. در واقع میانجیگری به پاکستان امکان می‌دهد تا کانال‌های ارتباطی را باز نگه‌دار، از تشدید تنش و افزایش تحرکات گروه‌های مسلح جلوگیری کند و از انتقال بحران به مناطق مرزی خود پیشگیری کند.

تثبیت محیط امنیتی پیرامونی از دلایل دیگر است که می‌توان به آن اشاره کرد. در نظام امنیتی جنوب آسیا، ثبات همسایگان به طور مستقیم بر ثبات داخلی کشورها اثر دارد برای پاکستان، بی‌ثباتی در ایران می‌تواند فشار امنیتی مضاعف ایجاد کند، ظرفیت نیروهای امنیتی را فرسوده نماید، مسیرهای ارتباطی و تجاری را مختل کند.در مجموع باید گفت مرز ایران و پاکستان نمونه‌ای از یک محیط امنیتی مشترک است که در آن، تهدیدات به سرعت فرامرزی می‌شوند.

هرگونه بی‌ثباتی در نوحی شرقی ایران، به دلیل پیوندهای اجتماعی و پراکندگی گروه‌های مسلح، می‌تواند پیامدهای مستقیم بر امنیت داخلی پاکستان داشته باشد. از این منظر تلاش پاکستان برای کاهش تنش یا میانجیگری نه فقط یک تصمیم سیاسی بلکه یک رویکرد مبتنی بر الزامات امنیت ملی است.

جمع‌بندی

در مجموع می‌توان گفت مشارکت هند با اسرائیل و نزدیکی راهبردی آن به آمریکا، پاکستان را به اتخاذ سیاست خارجی فعال تر وادار کرده است.

ایفای نقش میانجی، ارزش ژئوپلتیک اسلام‌آباد را برای واشنگتن افزایش داده و از کاهش وزن پاکستان در محاسبات امنیتی آمریکا جلوگیری می‌کند. پاکستان اکنون سه محور را هم‌زمان پیش می‌برد.

مشاکت راهبردی با چین برای توازن با هند، تعامل مجدد با آمریکا برای کاهش فشار اقتصادی و تقویت توان دفاعی و رابطه گسترده با عربستان در چارچوب پیمان دفاعی.

این الگوی چندبعدی، پاکستان را از یک بازیگر منفعل به کنشگری ژئوپلتیک تبدیل کرده است.

پاکستان در شرایط جدید سیاست خارجی، از یک بازیگر منفعل و محدود شبه قاره به کنشگری فعال در منطقه تبدیل شده است. به نوعی میانجیگری در جنگ آمریکا- اسرائیل با ایران برای اسلام آباد تنها یک ابتکار دیپلماتیک نیست بلکه آزمونی برای تثبیت جایگاه ژئوپلتیک جدید آن است و موفقیت این ماموریت می‌تواند پاکستان را به بازیگری تعیین کننده در ساختار امنیتی منطقه تبدیل کند.

در حالی که شکست آن ممکن است بر شکنندگی ژئوپلتیک اسلام‌آباد بیفزاید. بنابراین، این تحول برای پاکستان نه فقط تاکتیکی بلکه استراتژیک و حتی تاریخی است. ایفای نقش میانجی در منازعات منطقه ای و بین المللی می تواند برای پاکستان فرصتی راهبردی فراهم کند. لذا میانجیگری موفق نه تنها به افزایش اعتبار دیپلماتیک یک کشور کمک می‌کند، بلکه می‌تواند آن را به عنوان بازیگری مسئول و سازنده در نظام بین‌الملل معرفی کند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

۱۳ و ۱۴ تیر استان تهران و ۱۵ تیر کل کشور تعطیل است