07

تیر

1405


سیاسی

26 فروردین 1405 08:49 0 کامنت

محاصره دریایی ایران گزینه فشار به ایران یا جهان

گویا رئیس جمهور آمریکا فراموش کرده است محاصره دریایی تنگه هرمز و انسداد این تنگه تنها محدود به فشار به ایران نمی‌شود. مسدود شدن این تنگه و اختلال در تردد کشتی‌ها، کشورهای خلیج فارس و حتی بازار جهانی انرژی، کالاهای اساسی، زنجیره تامین ساخت و ساز در سراسر جهان و قیمت مسکن در بسیاری از کشورها، کمبود کودهای شیمیایی و هلیوم... را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. این در حالی است که ایران با داشتن مرز دریایی در مجموع 2400 کیلومتر در مقابل 5500 کیلومتر مرز زمینی با کشور های پاکستان، آذربایجان، ارمنستان، افغانستان و ترکیه قدرت مانور به ایران می بخشد و اثر بخشی هر گونه محاصره دریایی واحد را محدود می‌کند. از طرفی این اقدام او را در مقابل کشورهای آسیایی از جمله چین و هند قرار می‌دهد و منجر به افزایش قیمت بنزین در ایالات متحده خواهد شد. این روند ترامپ را با چالش‌های فراوان حتی از سوی جمهوری‌خواهان همراه خواهد کرد. به نظر می‌رسد محاصره دریایی به سبک ونزوئلا و ادعای پاکسازی مین‌ها، بیش از آن‌که یک طرح عملیاتی با پیوست‌های لجستیکی باشد یک مانور روانشناختی است، چراکه علاوه بر هزینه گزاف، واشنگتن را درگیر چالش‌هایی می‌کند که با گزافه‌گویی‌ها سعی در پوشاندن آن را دارد. تهران، کاراکاس نیست. جمهوری اسلامی حتی اگر بارها با بحران‌های متعددی روبرو شود، بر پایه‌های محکمی ایستاده است. ایران کشوری بسیار بزرگتر، پیچیده‌تر و از نظر استراتژیک مهم‌تر از ونزوئلا است و دارای یک دستگاه امنیتی قدرتمند از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌ست که عمیقاً در جامعه ریشه دوانده است. در جایی که رئیس جمهور امریکا در مصاحبه با فاکس نیوز با اشاره به زیاده‌خواهی واشنگتن گفت: «اصل ما این است که یا همه چیز یا هیچ چیز و حتی قبول نخواهیم کرد که ایران ۹۵ درصد خواسته‌هایمان جواب دهد». وی گفت: «چیزی که برای ایران رخ خواهد داد شبیه ونزوئلا خواهد بود، فکر می‌کنم ایرانی‌ها به میز مذاکره بازگردند و هر آنچه را بخواهیم به ما بدهند»،

آیا به تفاوت‌های قابل توجه میان ایران و ونزوئلا توجه کرده است؟ تفاوت‌هایی که آمریکا نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد از جمله ساختارهای دولتی: نظام سیاسی ایران در چندین مرکز قدرت - رهبری، قوه قضائیه، نهادهای منتخب و نیروهای امنیتی نهادینه شده است و آن را بسیار مقاوم‌تر از نظام شخصی‌تر ونزوئلا که بر یک رهبر واحد متمرکز است، می‌کند. توانایی نظامی: ایران یک شبکه نظامی و شبه‌نظامی بزرگ و باتجربه دارد. نهادهای امنیتی ونزوئلا قبل از عملیات ایالات متحده ضعیف‌تر، کمتر منسجم و فاقد نفوذ منطقه‌ای قابل مقایسه هستند. اهمیت استراتژیک منطقه‌ای: ایران در قلب ژئوپلیتیک خاورمیانه و خلیج فارس، مسیری حیاتی برای انرژی جهانی، قرار دارد. هرگونه درگیری در آنجا، خطوط کشتیرانی و بازارهای نفت را به شیوه‌هایی که مداخله ونزوئلا نتوانست، مختل کند، تهدید می‌کند. چیزی که طی جنگ رمضان و تسلط ایران بر تنگه هرمز با همه تقلاها و بکارگیری قدرت از سوی اسرائیل و امریکا برای باز کردن این تنگه بی‌نتیجه ماند و ایران همچنان این تنگه را در کنترل خود دارد. این عوامل در کنار هم، ایران را به محیطی اساساً متفاوت و بسیار خطرناک‌تر برای مداخله خارجی نسبت به ونزوئلا تبدیل می‌کنند. بنابراین عملیات ونزوئلا، طرح واقع‌بینانه‌ای برای اقدام علیه کشوری به پیچیدگی، ریشه‌داری نهادی و اهمیت استراتژیک مانند ایران نیست.

مشکلات اجرای محاصره دریایی آمریکا

محاصره دریایی گزینه‌ای پرهزینه برای جهان است که علاوه بر رویارویی امریکا با رقبای خود یعنی چین و روسیه، از طرف دیگر با توجه به اعلام‌هایی قبلی می‌تواند پای تنگه باب المندب را به این جریان باز کند و شرایط اقتصاد جهانی را بیش از پیش متشنج کند. در این راستا پرس تی وی به نقل از منابع گفت: «اگر ترامپ علیه تنگه هرمز اقدام کند، تنگه باب المندب را نیز از دست خواهد داد». در نتیجه این اقدام راهکاری برای ضربه زدن به ایران و فشار بر اقتصاد آن نیست و قدرت‌های شرقی نظیر چین، هند و روسیه، همچنین بازیگران منطقه‌ای چون پاکستان که نبض توسعه اقتصادی‌شان به امنیت خلیج فارس گره خورده است، بزرگترین متضرر محاصره دریایی خواهند بود. اکنون اصلی‌ترین اهرم ترامپ یا شروع مجدد جنگ است یا طرح محاصره تنگه هرمز که هر دو گزینه‌ای نامناسب قلمداد می‌شود. تهدید نظامی انتخاب مناسبی برای رئیس جمهور آمریکا نیست چراکه باعث بالا رفتن هزینه‌های جنگ برای آمریکا و افزایش قیمت نفت، بنزین، سقوط بازارها و افزایش تورم خواهد شد؛ از سویی محاصره دریایی کاری زمان‌بر و اهرمی کمتر موثر برای کشوری به پهناوری ایران با داشتن سابقه طولانی دوران تحریم است. اما نباید فراموش کرد که ظرفیت تحمل فشارهای وارده بر اقتصاد کشورهای منطقه و جهان سرنوشت‌ساز خواهد بود.

اینکه آیا آن‌ها قادر به جایگزینی انرژی مورد نیاز با قیمت مناسب خواهند بود و میزان موفقیت کنترل فشارهای وارد بر جامعه این کشورها، آن‌ها را به سوی چه واکنشی سوق خواهد داد؟ به گونه‌ای که در طی جنگ رمضان ابتدا دولت‌های اروپایی به طور ضمنی از این جنگ حمایت کردند، اما با تشدید پیامدهای آن از جمله فشار اقتصادی و بی‌ثباتی گسترده، به تدریج از سیاست‌های آمریکا فاصله گرفتند و او را در این کارزار تنها گذاشتند. از جانب دیگر آیا آمریکا قادر به مدیریت واکنش‌های پیش رو در سرزمین خود خواهد بود یا باز هم بدون فکر به احتمال به وجود آمدن شرایط متفاوت غیر پیش‌بینی دست به اقدام زده و بیشتر در گرداب جنگ ساخته شده به دست اسرائیل فرو خواهد رفت؟حال باید دید هزینه ماجراجویی دریایی ترامپ تا چقدر برای همگان بالا خواهد رفت.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

زمان رفع مشکل همچنان نامشخص است