06

تیر

1405


اجتماعی

06 فروردین 1405 11:07 0 کامنت

این‌جا ساحل «خواجه عطا» بندرعباس است، سکونتگاهی در شمال حساس‌ترین آبراه جهان که سه تاب چوبی کوتاه و بلند آن، نماد «تاب آوری» است. این ساحل که به فستیوال مردمی ش معروف و شناخته می شود قصه های حماسی هزاره اخیر «هرمزگان» و «بندرعباس» را با زبان هنر و موسیقی و هویت و فرهنگ ساحل نشینی تفسیر و بازروایت کرده است. هرمزگانی های امروزی سابقه پنج قرن حکمرانی باشکوه نیاکان خود یعنی «ملوک هرموز» را فراموش نکرده اند ولی بسیاری از ایرانیان نمی دانند که نام تنگه هرمز یادگار کدام سلسله است و نام این آبراه مهم از کجا ریشه گرفته است! بعید می دانم «خواجه کمال الدین عطا» را هم بشناسند؛ شخصیتی حماسی که ۵۲۰ سال پیش در مقابل اشغالگران پرتغالی، ایستاد و نامش به عنوان نخستین قهرمان ایرانی مبارزه با استعمار ثبت شد.

این روزها که بازارهای انرژی جهان در پی نوسانات ناشی از جنگ ایران، در شوک به سر می‌برند، در ساحل خواجه‌عطا، «ارز رایج» نه دلار آمریکاست و نه یوآن چین، بلکه از جنس دیگری است. اگر اقتصاد را علم تخصیص منابع کمیاب بدانیم، امروز «شادمانی» استراتژیک‌ترین منبعی است که مردمان این ساحل برای حفظ و توسعه آن دست به احتکار نزده‌اند؛ بلکه آن را در قالب یک فستیوال مردمی، چهار سال است که به حراج گذاشته‌اند.

در میان ساحل نشینان خلیج فارس، «امید» یک کالای راهبردی است که هیچ تحریمی نمی‌تواند انبار آن را خالی کند. فستیوال مردمی خواجه‌عطا که دی ماه سال ۱۴۰۴ چهارمین دوره فعالیت خود را به جشن نشست هرگز یک تجمع یا دورهمی ساده نبوده؛ بلکه مانوری بزرگ است با پشتوانه ده ها هزار شرکت کننده و هوادار برای روزهای کنونی که آسمان و دریا و ساحل، بوی «باروت» گرفته است. حالا در پنجمین روز فروردین ۱۴۰۵، وقتی دخترک نشسته روی تاب در اوج حرکت قوسی خود به سمت افق پردود متمایل می‌شود، گویی پیامی از سوی تمام دریاورزان، فرهنگوران، شاعران، هنرمندان و کودکان بندرعباس، به سینه جنگ در منطقه آشوبناک تنگه هرمز شلیک می‌کند.

فستیوال خواجه‌عطا به ما آموخت که هویت ایرانی در ساحت خاطره جمعی و فضای عمومی، سنگرِ اول صلح است. وقتی طی چهار سال اخیر، مردمان هرمزگان در ساحل و کرانه دریا در قالب یک سمفونی مشترک برای صیانت از فرهنگ ساحل نشینان ایران پیرامون مفاهیم باارزشی همچون ن وطن، زندگی، شادی و امید، همنوازی، همخوانی و همداستانی نموده اند، در واقع برای چنین روزی تمرین می‌کردند؛ روزی که نگذارند نمادهای اهریمنی همچون «ناامیدی»، «ترس» و «دشمن»، خلیج فارس و تنگه هرمز را از ایرانی ها بگیرد و این جانمایه های هویت ملی آنان را تصاحب کند.

حالا تصویر همین دخترک نشسته روی روی تاب «هرمزگان»، سفیرِ همان جنبشِ مدنی «خواجه عطا» است؛ او نشان می‌دهد که حتی وقتی هواپیمای مسلح و ناوهای جنگی در آنسوی های فارس و تنگه هرمز برای تهاجمی مرگبار صف کشیده‌اند، «حقِ بر وطن» و «حقِ بر شادی»، مذاکره ناپذیر است. جنگ‌ها شاید مرزهای قدرت را جابه‌جا کنند و حاکمان را ترور نموده یا تغییر دهند، اما قدرت نرم شادمانی و حق زندگی نسل آینده ایران، پایدارترین شاخصِ تاب آوری و بقای این سرزمین است.

«صلح پایدار» محصول تدابیر سیاست پیشگان و دیپلمات ها پشت میزهای مذاکره نیست، بلکه در همین زاویه‌ تاب خوردن های یک دخترک ایرانی، نهفته است؛ جایی که او بی‌اعتنا به غرش آهن و آتش، به افق خیره می‌شود و با ذهن خیال آمیز چشمان پرامیدش، دودهای سیاه خشم و جنگ ویرانگر را به ابرهای باران‌زا بدل می‌کند تا در آینده ای نزدیک، بر شانه های ساحل نشینان تنگه هرمز ببارند و طوفانی از میهن دوستی و حماسه پیروزی، بپا کنند.

همچون بهار سال ۱۰۰۱ خورشیدی که سپاه حماسه آفرین ایران، جنگجویان پرتغالی را از تنگه هرمز و خلیج فارس بیرون راند، هرمزگان، امروز هم در جای درست تاریخ ایستاده اند؛ همانگونه که دخترکانش سوار بر تابی چوبی، سرود پیروزیِ «زندگی» بر «مرگ» را نجوا می‌کنند. این روایت، گزارش امیدوارانه یک پژوهشگر و راوی دریانشین از قلب تپنده‌ هرمزگان است؛ «تنگه ایرانی هرمز». جایی که حتی زیر سایه موشک، «زیستن» هنوز سودآورترین سرمایه‌گذاری تاریخ است.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

۱۳ و ۱۴ تیر استان تهران و ۱۵ تیر کل کشور تعطیل است