07

تیر

1405


سیاسی

26 اسفند 1404 09:03 0 کامنت

آمریکا در واکنش به مسدود شدن تنگه هرمز به جزیره خارک حمله کرد اما تاسیسات کلیدی نفتی همچنان مورد حمله قرار نگرفتند. هدف اولیه از این حمله چه بوده و واکنش ایران چگونه بوده است؟

عملیات آمریکا در حمله به جزیره خارک یک عملیات کاملاً شکست‌خورده بود. اگر چه مراکز نظامی و دفتر شرکت ملی نفت را در خارک مورد هدف  قرار داد اما  از بیم چند مسئله مهم به تأسیسات نفتی حمله نکرد. در طول این جنگ چیزی که ایران از خودش نشان داد این بود که بلافاصله با هدف گرفتن هر نوع مکان در  ایران با شدت بیشتر از همان نوع اهداف را در منطقه و در اسرائیل مورد هدف قرار می‌دهد.  به‌محض حمله اسرائیل به تأسیسات نفتی و انبارها و پالایشگاه‌های اطراف تهران و کرج، ایران بلافاصله پالایشگاه‌های اسرائیل و حتی نیروگاه‌های برق اسرائیل را با شدت هدف قرار داد. اطلاعاتی هم که از روابط آمریکا و اسرائیل بیرون آمد ظاهراً ایالات‌متحده واکنش تندی نسبت‌به هدف گرفتن زیرساخت‌های ایران توسط اسرائیل داشته بود.

یا در زمان حمله به آب‌شیرین‌کن قشم، ایران آب‌شیرین‌کن دیگری را در منطقه مورد هدف قرار داد. با توجه به این نوع واکنش‌هایی که ایران داشته و جنگ نامتقارنی که ایران پیش می‌برد آمریکا در حمله به خارک این ملاحظه را در نظر گرفت که اگر به تأسیسات کلیدی نفتی خارک حمله کند بلافاصله ایران به تأسیسات نفتی اسرائیل و آمریکا در منطقه حمله می‌کند. تاسیسات نفتی اسراییل در محدوده خودش قرار دارد اما آمریکا در کشورهای عربی منطقه  به‌خصوص در امارات، عربستان و کویت سرمایه‌گذاری‌های بسیار کلانی را در حوزه حساس نفتی داشته است. خیلی از پالایشگاه‌ها در منطقه حتی بیش‌از پنجاه درصد سهام‌شان متعلق به آمریکا و شخصیت‌ها و شرکت‌های  آمریکایی است. لذا آمریکا  در حمله به خارک با توجه به نوع واکنش‌های پیشین ایران در نظر گرفت که اگر به تأسیسات نفتی ایران حمله کند بلافاصله تأسیسات خودش  هدف قرار می‌گیرد. به‌خاطر همین تأسیسات نفتی را در این مرحله برای فشار به ایران برای بازکردن تنگه هرمز مورد هدف قرار نداد. به‌ همین دلیل آن‌چنان فشاری هم بر ایران برای بازکردن تنگه هرمز وارد نشده، به‌خاطر همین است که من معتقدم اساساً این عملیات یک عملیات از پیش شکست‌خورده بود.  حمله به تأسیسات نفتی توسط آمریکا در آخرین مرحله صورت خواهد گرفت که دیگر هیچ راه‌حلی برای فشار بر ایران برای بازکردن تنگه هرمز وجود نداشته باشد.

اما بحث واکنش ایران ناشی از تجربه جنگ دوازده روزه و برنامه‌ریزی‌ای که طی سال‌ها انجام داده بود با توجه به تهدیدات بالقوه‌ای که نسبت‌به ایران وجود داشت، یک نوع جنگ نامتقارن  طراحی شده بود.

در روز‌های اول جنگ  عمده هدف‌هایی را که ایران در کشورهای عربی و اسرائیل قرار داد رادارهای هشدار زودهنگام و سامانه‌های ارتباطی و  ماهواره‌هایشان بود که این هدف‌گیری‌ها باعث شد عملاً چشم دشمن در منطقه کور شود و ایران بتواند خیلی راحت‌تر با هزینه کم‌تر در مدت زمان طولانی‌تر و با دقت بیشتر اهدافش را در منطقه هدف قرار دهد و با توجه به این نوع راهبردی که ایران در پیش گرفت در واکنش‌هایی به حملاتی که در داخل خاک خودش صورت می‌گیرد واکنش‌های حساب‌شده و دقیقی است. یعنی اصطلاحاً می‌گویند چشم دربرابر چشم و همین اتفاق رخ داده‌ است.

آمریکا تهدید کرده احتمال حمله زمینی به جزیره خارک وجود دارد. آیا احتمال وارد شدن جنگ به مرحله زمینی وجود دارد؟ چه سناریو‌هایی پیش روی جنگ در خلیج فارس و تنگه هرمز مطرح است؟

در موضوع حمله زمینی هم دوباره و مثل زدن تأسیسات نفتی کلیدی خارک آخرین مرحله‌ای است که می‌توان در نظر گرفت. اگر ما در یک حوزه برتری مطلق داشته باشیم  بحث نیروی زمینی است و به‌خاطر همین آمریکا خوب این مسئله را در نظر می‌گیرد که حمله زمینی آخرین مرحله باشد. یعنی مرحله‌ای باشه که دیگه هیچ راه‌حلی وجود نداشته باشد و مجبور به حمله زمینی باشد حتی آمریکا تلاش می‌کند از  گروهک‌های تجزیه‌طلب که خارج از ایران هستند برای  تبدیل به پیاده‌نظام خودش استفاده کند و از طریق این گروهک‌ها به ایران حمله زمینی انجام دهد زیرا می‌داند که در حوزه زمینی ایران دست برتر را خواهد داشت. به‌هرحال این جنگ در منطقه ماست و  تعداد نیروها از منظر تعداد نیروی زمینی و انسانی بسیار بیشتر از آمریکا و اسرائیل است.

و نکته بعدی که مطرح است نه‌تنها در حوزه نیروهای زمینی یعنی ارتش، سپاه پاسداران و پلیس تعداد نیرو‌ها خیلی بیشتر است بلکه ایران  نیروهای شبه نظامی هم دارد که هم در کشور و هم در منطقه مثل  گروه‌های مقاومت حضور دارند.  مجموعه این‌ها باعث می‌شود که در کنار  عمق استراتژیک  بالا به دلیل مساحت زیاد، در حوزه زمینی دست بالا داشته باشیم.

بحث احتمال وارد شدن جنگ به مرحله زمینی وجود دارد اما با احتمال بسیار پایین یعنی زیر ده درصد است. اگر جنگ طولانی‌تر شود احتمال دارد شرایط عوض شود و وارد جنگ زمینی هم شود.

این نکته مهم هم وجود دارد که فارغ از مسائل نظامی و استراتژیک و امنیتی، نگاه مکاتب فکری ایران و آمریکا هم در حوزه زمینی و تلفاتش خیلی متفاوت است. در ایران مکتب فکری تشیع و اسلام حاکم است و کشته شدن در راه کشور نه تنها یک امر مذموم و بد نیست، بلکه یک امر مقدس دانسته می‌شود که از آن به‌عنوان شهادت یاد می‌شود. اما در آمریکا این مسئله کاملاً برعکس است. یعنی در آمریکا یک کشته برای افکار عمومی اهمیت دارد. کشته شدن یک سرباز آمریکایی در افکار عمومی آمریکا به‌شدت تأثیرگذار است. همین الان هم می‌بینید  تلفاتی که آمریکا در منطقه دارد با توجه به افکار عمومی داخلی قطره‌چکانی تلفات را اعلام می‌کند. اما مشاهده می‌کنیم که ما ایران صراحتاً تعداد شهدا را هرروز به هر تعدادی که باشد  اعلام می‌کند.

در بحث جنگ در خلیج فارس هم آمریکا از ابتدای جنگ پایگاه‌های دریایی ایران را در خلیج‌فارس، هرمز و مکران  هدف قرار داد که اگر نیاز به ورود به جنگ دریایی شد بتواند یک برتری داشته باشد. اما مسئله‌ای که وجود دارد این است که در حوزه جنگ دریایی هم درحال‌حاضر آمریکا  به چند دلیل تمایلی به ورود جدی ندارد. آمریکا دارای یک ناوگان دریایی فوق پیشرفته است اما  از نوع کلاسیک است. در عین حال جنگ در خلیج‌فارس به دلیل موانع طبیعی جنگ کلاسیک نخواهد بود. با  توجه به محیطی که در خلیج‌فارس وجود دارد یعنی بحث عمق آب و  موانع کره که زیر آب هستند و سایر موارد و بسته بودن خلیج‌فارس به دلیل خلیجی بود آن، جنگ در خلیج فارس از نوع کلاسیک نخواهد بود.

جنگ در خلیج فارس  از نوع جنگ نامتقارن خواهد بود و به‌خاطر همین ناوگان‌هایی که به شکل کلاسیک باشند نمی‌توانند خوب عمل کنند. به‌خاطر همین مسئله و نوع ناوگانی  آمریکا تاکنون وارد جنگ دریایی نشده است.  ناوگان‌های دریایی آمریکا هم تاکنون به سمت آب‌های ایران نیامده‌اند و  در اقیانوس هند مستقر شدند زیرا نزدیک دریاهای ایران در معرض برد موشک‌های ایران قرار می‌گیرند و  با حمله موشکی مواجه می‌شوند. همان‌طور در روزهای اول جنگ هم که در برد موشکی ایران بودند، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و یک  ناو فرماندهی هدف قرار گرفته‌اند. لذا بلافاصله خودشان را از برد موشکی ایران خارج کردند و به اقیانوس هند رفتند. به‌خاطر همین جدای از بحث حملات موشکی چون قدرت مانور ناوگا‌ن‌های کلاسیک در خلیج فارس و هرمز بسیار پایین است فعلاً جنگ دریایی خیلی مطرح نیست. در حال حاضر بیشتر جنگ در حوزه هوایی و فضایی رقم می‌خورد این در شرایطی است که در مقابل و با توجه به شناختی که ایران از محیط کشور خودش داشته  برنامه‌ریزی‌هایی  برای جنگ در خلیج فارس و هرمز و مکران انجام داد‌ه که کاملاً از نوع جنگ‌های نامتقارن است.

دکترین دفاعی ایران در خلیج‌فارس دو نوع هستند که یکی دکترین دفاع موزاییکی است و دیگری استراتژی حمله‌های لانه زنبوری است. لانه زنبوری به این معناست که در ارتش و سپاه در کنار ناوگان‌های کلاسیک ایران که شامل ناوشکن‌ها و ناوها ایران است در طول سال‌های گذشته به شکل انبوه قایق‌های تندرو، اژدرها و مین‌های هوشمند و شناورهای هدایت‌پذیر تولید شده است. ناوگان‌های سبک قدرت مانورپذیری  بالایی در خلیج‌فارس دارند. حالا  اگر ناوگان کلاسیک آمریکا در خلیج‌فارس و   تنگه هرمز باشد حمله لانه‌زنبوری به آن می‌شود. یعنی  صدها قایق تندرو و اژدر به سمت یک ناو حرکت می‌کند. به‌ همین دلیل فعلاً جنگ دریایی از دستورکار خارج است.

آمریکا از کشور‌های دیگر درخواست کرده تا در بازگشایی تنگه هرمز مشارکت کنند. به نظر شما احتمال شکل‌گیری ائتلاف بین‌المللی برای مقابله با ایران در تنگه هرمز وجود دارد؟

آمریکا  تلاش می‌کند که یک ائتلاف بین‌المللی شکل دهد و برای بازکردن تنگه هرمز از آن استفاده کند. اما  سایر کشورها  با احتیاط نسبت‌به این مسئله  برخورد می‌کنند. حتی متحدان دیرین آمریکا مثل انگلیس و فرانسه  خیلی با احتیاط دارند با این مسئله می‌نگرند. تلاش این کشورها بیشتر  مبنی بر این است  که اساساً جنگ پایان یابد تا این‌که بخواهند وارد جنگ شوند.

این هم دوباره برمی‌گردد به نوع واکنش‌هایی که ایران درطول این جنگ داشته است.  ایران واکنش چشم دربرابر چشم را در پیش گرفت و  کشورهای اروپایی و متحدان آمریکا  نگران این مسئله هستند که در صورت ورود جدی‌ به جنگ منافع آنها مورد هدف ایران قرار بگیرد. ایران یک اهرم فشار دیگری هم  به‌نام تنگه باب‌المندب دارد که می‌تواند‌ توسط انصارالله یمن مسدود شود. با توجه به سوابقی که در چند سال اخیر انصارالله نشان داد توانایی بستن تنگه باب‌المندب را دارد که یک شاهراه اقتصادی بسیار مهم  در دنیا تلقی می‌شود.

در طول دو سال گذشته انصارالله مکرر و بی‌محابا کشتی‌های انگلیسی، فرانسوی، اسرائیلی یا آمریکایی را هدف قرار می‌داد لذا با توجه به آن اهرم  ایران می‌تواند در تنگه باب‌المندب مشکل ایجاد کند. با چنین شرایطی فعلا ائتلاف بین‌المللی شکل نخواهد گرفت.

ایران سال‌ها خودش را برای این جنگ آماده کرده بود برنامه‌ریزی‌های این جنگ مربوط به الان یا یک ماه یا دو ماه گذشته نیست بلکه مربوط به سال‌های گذشته است.  ایران دهه‌ها مشغول برنامه‌ریزی برای یک جنگ تمام‌عیار با آمریکا و اسرائیل در منطقه بوده است.

یعنی همیشه پیش‌بینی کرده  که به‌هرحال یک زمانی آمریکا و اسرائیل یک جنگ تمام‌عیار را علیه ایران شروع خواهند کرد. جنگ خردادماه که در سال جاری اتفاق افتاد این مسئله هم به قطعیت رسید. بعد از جنگ خردادماه هم محافل سیاسی و نظامی ایران  این ذهنیت را داشتند که دوره دوم جنگ بسیار نزدیک است. یعنی  همین امسال دوره دوم جنگ رخ می‌دهد و به‌خاطر همین برنامه‌ریزی‌ها دوباره از بعد از جنگ خردادماه بیشتر شد.

لذا ایران دکترین دفاعی خودش را برمبنای یک جنگ تمام‌عیار و با توجه به ظرفیت‌هایی که ایران داشته انجام داد. یعنی ایران در نظر گرفت که در چه حوزه‌هایی خودش و دشمن مقابل نقاط قوت دارند و در چه حوزه‌هایی نقاط ضعف دارند.  تمامی برنامه‌ریزی‌ها به شکلی پیش رفت که ایران بتواند یک جنگ نامتقارن و فرسایشی بلندمدت را علیه آمریکا و اسرائیل در صورت حمله مجدد در منطقه پیش ببرد.

دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال