سیاسی
تحولات نظامی اخیر در منطقه و درگیریهای مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی، برخلاف پیشبینیهای اولیه، باعث انزوای دیپلماتیک ایران در میان همسایگانش نشده است. آنچه در فضای سیاسی منطقه میگذرد، گویای این است که پایتختهای عربی، به جای فاصله گرفتن از تهران، در حال بازنگری در الگوهای امنیتی خود هستند.
تجربه جنگهای اخیر ثابت کرد که حضور پایگاههای نظامی آمریکا و ناوگانهای بیگانه، تضمینکننده امنیت مطلق برای کشورهای منطقه نیست. این موضوع باعث شده تا فرضیه «امنیت درونزا» و همکاریهای دفاعی بومی، دوباره به میز مذاکرات بازگردد. حالا این سوال جدی مطرح است که آیا کشورهای منطقه به جای تکیه بر چتر امنیتی واشینگتن، به سمت تشکیل ائتلافهای جدید با مشارکت قدرتهای منطقهای مثل ایران حرکت خواهند کرد یا خیر؟
ائتلافهای نوین دریایی
خروج رسمی امارات از ائتلاف دریایی تحت رهبری آمریکا (CMF) در می ۲۰۲۳، جدیترین نشانه وقوع شکافی عمیق در نظم امنیتی سنتی خلیج فارس است. این تصمیم راهبردی ابوظبی در کنار چراغ سبز غیررسمی ریاض و مسقط برای بررسی ایده «ائتلاف دریایی منطقهای» با مشارکت ایران، از تغییر بنیادین اولویتها در پایتختهای عربی حکایت دارد. تجربه درگیریهای اخیر و ناتوانی ناوگان پنجم آمریکا در تضمین ثبات خطوط کشتیرانی، علیرغم حضور فیزیکی گسترده، این واقعیت را برای کشورهای منطقه مشخص کرد که هزینههای سیاسی میزبانی از نیروهای فرامنطقهای با ضریب امنیت خروجی آن تناسبی ندارد. حالا در حالی که بیش از ۸۰ درصد انرژی جهان از تنگه هرمز عبور میکند، ایدۀ تشکیل یک «پلیس دریایی بومی» با حضور قدرتهای منطقهای از جمله ایران، قطر و عمان، از یک پیشنهاد دیپلماتیک به یک ضرورت ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ چرا که کشورهای جنوب خلیج فارس به این درک رسیدهاند که امنیت پایدار در پهنه آبی منطقه، در ناوهای هزاران کیلومتر دورتر از خانه یافت نمیشود؛ بلکه این امنیت پایدار از مسیر همکاری مستقیم با همسایگان تأمینشدنی است.
الگوی نوین همگرایی در منطقه
توسعه همکاریهای نظامی میان قطر و پاکستان در سالهای اخیر، به ویژه در حوزههای آموزش نیروهای هوایی و تبادل دانش پدافندی، فراتر از یک تفاهم دوجانبه ساده ظاهر شده است. قطر با سرمایهگذاری سنگین در خرید جنگندههای نسل جدید و پاکستان با دارا بودن یکی از باتجربهترین ارتشهای کلاسیک منطقه، عملاً هسته اولیه یک شبکه دفاعی همسو را شکل دادهاند. برگزاری مانورهای مشترک و استقرار یگانهای فنی پاکستان در دوحه، نشاندهنده شکلگیری یک بلوک امنیتی است که به جای تکیه مطلق بر چتر سنتی غرب، به دنبال تنوعبخشی به شرکای راهبردی خود میگردد. این همکاریها که با چراغ سبز ضمنی قدرتهای منطقهای همراه شده، زیرساخت لازم برای یک چینش امنیتی جدید را فراهم کرده است که در آن، کشورهای کوچکتر منطقه برای حفظ ثبات خود به جای پیمانهای فرامنطقهای، به قدرتهای پیرامونی تکیه میکنند. ورود احتمالی ایران به این معادلات دفاعی، به ویژه در قالب همکاریهای سهجانبه با دوحه و اسلامآباد، موازنۀ قدرت را از حالت پدافندی صرف به «بازدارندگی فعال» تغییر میدهد. مزیت اصلی ایران در این مثلث، پیشرفتهای خیرهکننده در حوزه جنگ الکترونیک، سامانههای پدافند بومی (نظیر باور ۳۷۳) و به ویژه دکترین جنگ پهپادی است که در نبردهای اخیر کارآمدی خود را در برابر پیشرفتهترین تجهیزات غربی به اثبات رسانده است. بر خلاف پیمانهای کلاسیک نظامی که ماهیتی تهاجمی دارند، این الگوی پیشنهادی بر پایه «بازدارندگی جمعی» بنا شده است؛ به این معنا که توان پهپادی و موشکی ایران در کنار نیروی انسانی پاکستان و زیرساختهای پیشرفتۀ قطر، هزینه تجاوز به هر یک از اعضا را برای دشمنان به شدت افزایش میدهد. در واقع، ایران با ارائه بستههای دفاعی ارزانقیمت اما مخرب، خلأهای امنیتی منطقه را که پیشتر با هزینههای گزاف دلاری به شرکتهای تسلیحاتی غربی واگذار میشد، پر خواهد کرد.
شکست آمریکا در تامین امنیت کشورهای میزبان
میزبانی از بزرگترین پایگاههای نظامی فرامنطقهای، از جمله پایگاه هوایی «العدید» در قطر و ناوگان پنجم در بحرین، در سالهای اخیر نتوانست مانع از آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی انرژی در جنوب خلیج فارس شود. هزینههای کلان نظامی و خرید پیشرفتهترین سامانههای پدافندی غربی، عملاً امنیت پایداری برای کشورهای میزبان ایجاد نکرد. و برعکس، حضور این تجهیزات در بزنگاههای تنش، این کشورها را به هدفی در دسترس برای درگیریهای ناخواسته تبدیل کرد. این واقعیت باعث شد تا پایتختهای عربی با بازنگری در دکترینهای دفاعی خود، به این نتیجه برسند که حضور فیزیکی ارتشهای بیگانه، دیگر تضمینکننده ثبات پایدار در برابر تهدیدات نوین و جنگهای نامتقارن نیست.
نقش راهبردی ایران در معماری امنیت پایدار خلیج فارس
تسلط جغرافیایی ایران بر سواحل شمالی خلیج فارس و اشراف کامل بر گلوگاه تنگه هرمز، هرگونه ترتیبات امنیتی بدون مشارکت تهران را به طرحی ناقص و آسیبپذیر تبدیل کرده است. درگیریهای دریایی اخیر و ناتوانی ناوگانهای فرامنطقهای در تضمین امنیت صددرصدی خطوط کشتیرانی، پایتختهای منطقه را به این درک مشترک رسانده است که ثبات در پهنه آبی جنوب، بدون حضور و همراهی ایران چندان ممکن نیست. فعالسازی مرکز هماهنگیهای رادیویی و گسترش گشتهای مشترک دریایی میان ایران، عمان و قطر، گامهای عملیاتی نخستین برای جایگزینی نیروهای بیگانه با یک «ساختار پدافندی بومی» محسوب میشود که در آن، صیانت از جریان آزاد انرژی به عهده ذینفعان اصلی منطقه است.
حضور فعال ایران در سازوکارهای حفظ امنیت کشتیرانی، بیش از آنکه یک مانور دیپلماتیک باشد، ضرورتی فنی برای حذف مداخلات خارجی است. و ایده «پلیس دریایی بومی» با محوریت ایران و همکاری همسایگان، کارآمدترین الگو برای پایان دادن به تنشهای تحمیلی است. این هماهنگیهای ساختارمند ثابت کرد که کشورهای منطقه برای مدیریت بحرانهای دریایی و مقابله با تهدیدات غیرمتقارن، نیازی به واسطههای فرامنطقهای ندارند. در واقع، تثبیت نقش ایران در این سازوکارها، به معنای پذیرش موازنه قدرت جدید است، و مهر پایانی بر بهانههای حضور نظامی غرب در حساسترین شاهراه انرژی جهان تلقی میشود.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
بیل مکانیکی ۳۰۰ میلیارد ریالی قاچاق در هرمزگان توقیف شد
انتقال یارانه تغذیه به کیف پول دانشجویان
آغاز فرایند عرضه خودروهای وارداتی با افتتاح حساب وکالتی
آیین آغاز طرح تردد خودروهای پلاک مناطق آزاد قشم و کیش در هرمزگان برگزار شد
بحرین مدعی حمله پهپادی و موشکی به این کشور شد
پیام معاون اول رئیسجمهوری به تیم ملی فوتبال
قیمت طلا و سکه امروز افزایش یافت؛ سکه ۱۶۶ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان شد
تداوم وقفه در بخشی از خدمات بانک ملی
تمدید مهلت واریز وجه منتخبین طرح فروش ایرانخودرو تا ۱۰ تیر
تورنمنت سه جانبه سهیمه آسیا؛ اعلام اسامی داوران دیدار گلگهر و چادرملو
ثبتنام «خادمین امام شهید» آغاز شد
بندر شهید رجایی، میزبان مرکز لجستیکی قزاقستان میشود
ویرایش حوزه آزمون دستیاری تخصصی از امروز آغاز شد
فروش سایپا دیزل به دلیل اختلال بانکی لغو شد
زمان امتحانات نهایی تغییر نمیکند/ امسال استخدامی نداریم