20

بهمن

1404


اجتماعی

20 بهمن 1404 09:37 0 کامنت

فرسایش سبد خرید

تورم، نخستین و ملموس‌‌ترین حمله خود را به سبد خرید خانوار وارد می‌سازد. اما این تغییر فرآیندی منفعلانه و خطی نیست. بر اساس داده‌های هزینه و درآمد خانوار، سهم هزینه‌های خوراکی از کل هزینه‌ها برای دهک‌های میانی و پایین افزایشی معنادار یافته است، در حالی که سهم هزینه‌های غیرخوراکی مانند پوشاک، بهداشت و آموزش کاهش یافته است. این فقط به معنای خرید گوشت کمتر نیست و نشان‌‌دهنده یک فروکاهش کیفی پیچیده است: جایگزینی برندهای داخلی با محصولات بی‌نام‌ و نشان، حذف میوه‌های متنوع، کاهش مصرف پروتئین حیوانی و روی‌آوردن به کربوهیدرات‌های ارزان‌تر. از منظر جامعه ‌شناختی، سبد خرید تنها مجموعه‌ای از کالاها نیست و بازتابی از طبقه اجتماعی، سبک زندگی و حتی هویت فردی است. زمانی که خانواده‌ای مجبور می‌شود به دلیل فشار تورم، از خرید یک برند خاص صرف‌نظر کند یا غذای سنتی خاصی را از سفره حذف کند، در حال تجربه یک تحقیر خاموش و زوال بخشی از هویت مصرفی خود است. این جا به‌ جایی‌‌ها، تدریجا مرزهای بین طبقات را مخدوش کرده و سبک زندگی گروه‌های متوسط را به سمت الگوهای دهک‌‌های پایین‌تر سوق می‌دهد، پدیده‌ای که می‌توان آن را همگونی اجباری به سمت پایین نامید.

حذف آینده و فقر زمان

یکی از عمیق‌ترین و نگران‌کننده‌ترین تاثیرات تورم، حمله به مصرف فرهنگی است. در بودجه خانواده‌های تحت فشار، نخستین اقلامی که حذف می‌شوند، کالاها و خدمات فرهنگی هستند: کتاب، روزنامه، بلیت سینما و تئاتر، عضویت در سالن‌های ورزشی، سفرهای حتی داخلی و دوره‌های آموزشی فوق‌برنامه. برآوردها نشان می‌دهد هزینه‌های مربوط به تفریح و فرهنگ در سبد هزینه‌ای بسیاری از خانوارها به حداقل ممکن رسیده یا حذف شده است. این حذف، یک فقر تک‌بعدی نیست یک قحطی چندبعدی است. از نظر روانشناسی اجتماعی، این کالاها صرفا برای سرگرمی نیستند؛ آنها ابزارهای سرمایه‌گذاری فرهنگی و تولید اجتماعی هستند. کتاب و سینما امکان تخیل، اندیشه و گریز سازنده از روزمرگی را فراهم می‌کنند. سفر، افق دید را گسترش می‌دهد. وقتی این دریچه‌ها بسته می‌شوند، خانواده در یک حال ایستا محبوس می‌شود. فضای گفتگو محدود به مسائل معیشتی می‌شود و فقر زمان آشکار می‌گردد زمانی که صرفا برای بقا صرف می‌شود و فرصتی برای غنابخشی روابط یا رشد فردی باقی نمی‌گذارد. این روند، به مرور، جامعه را به سوی فقر فرهنگی ساختاری سوق می‌دهد که ترمیم آن به مراتب دشوارتر از جبران قدرت خرید از دست رفته است.

میهمان ناخوانده سفره‌های ایرانی

تورم یک شوک مقطعی نیست یک وضعیت مداوم و پیش‌رونده است. همین تداوم، آن را به یک منبع قدرتمند استرس مزمن اقتصادی تبدیل می‌کند. بر اساس مطالعات روانشناسی سلامت، ناامنی مالی مداوم با افزایش سطح هورمون‌های استرس مانند کورتیزول مرتبط است که به نوبه خود خطر ابتلا به اختلالات اضطرابی، افسردگی، بی‌خوابی، مشکلات گوارشی و حتی بیماری‌های قلبی-عروقی را افزایش می‌دهد. این استرس، به شکلی دمادم و نامرئی، در فضای خانه حضور دارد. هنگام برنامه ‌ریزی برای خرید ماهانه، هنگام پرداخت قبوض، هنگام پاسخگویی به درخواست‌های کودکان. این فشار دائمی، سازگاری را تخلیه می‌کند و آستانه تحمل افراد را پایین می‌آورد. از منظر جامعه ‌شناختی، این استرس جمعی می‌تواند به افزایش تنش‌های درون‌خانوادگی، کاهش سرمایه اجتماعی مانند اعتماد به دیگران و نهادها و گرایش به انزوا منجر شود. خانواده به جای آن که پناهگاه امنی در برابر ناملایمات بیرونی باشد خود به عرصه‌ای از نگرانی و تنش تبدیل می‌شود. والدین به ویژه مردان به عنوان تامین‌کنندگان سنتی، ممکن است احساس شکست و بی‌کفایتی کنند، حالتی که عزت نفس را تحلیل برده و می‌تواند به بروز پرخاشگری یا انفعال بیانجامد.

تغییر قرارداد اجتماعی

یکی از بدیع‌ترین تاثیرات تورم ساختاری، تغییر در قرارداد بین‌نسلی است. در شرایط عادی، انتظار می‌رود با ورود جوانان به بازار کار، وابستگی اقتصادی آنان به خانواده کاهش یابد و استقلال شکل گیرد. اما تورم لگام ‌گسیخته، به همراه بیکاری ساختاری و بی‌ثباتی شغلی، این روند را معکوس کرده است. هزینه‌های سرسام‌‌آور مسکن، ازدواج، خودرو و حتی معیشت روزمره، عملا استقلال اقتصادی جوانان را به تعویق انداخته یا ناممکن ساخته است. بر اساس سرشماری‌ها، درصد جوانان مجردی که در خانه والدین زندگی می‌کنند روندی افزایشی داشته است. این وابستگی اجباری پیامدهای جامعه‌شناختی پیچیده‌ای دارد. از یک سو، فشار مضاعفی بر والدین میانسال وارد می‌آورد که باید منابع مالی خود را برای دورانی طولانی‌تر بین اعضای بیشتری تقسیم کنند و در نتیجه، از اندوخته دوران بازنشستگی خود می‌کاهند. از سوی دیگر برای جوانان، این وضعیت می‌تواند حس بلوغ تعلیق ‌یافته و ناامیدی ایجاد کند، احساسی که میل به ازدواج و تشکیل خانواده را کاهش داده و حتی می‌تواند به بحران معنا بینجامد. این پدیده، ضمن تقویت شکل خانواده گسترده زیر یک سقف ممکن است به قیمت از دست رفتن استقلال فردی و ایجاد تنش‌‌های ناشی از تفاوت ارزش‌های نسل‌ها تمام شود.

تورم در ایران امروز را نمی‌توان صرفا با شاخص‌های عددی سنجید. آنچه در پشت این ارقام رخ می‌دهد، یک دگرگونی عمیق اجتماعی-روانی است. تورم، همچون اسیدی که بر فلز می‌ریزند، به آرامی اما پیوسته، ساختارهای زندگی روزمره، آرزوها، روابط و سلامت روان جامعه را دچار فرسایش می‌کند. از فروکاهش کیفی سبد خرید و حذف کالاهای فرهنگی تا استرس مزمن و بازتعریف رابطه نسل‌ها، همگی نشان‌دهنده ابعاد چندگانه این پدیده هستند. این فشار نامرئی، نه تنها فقر مادی که فقر امکان می‌آفریند امکان زندگی با کیفیت، امکان رشد فرهنگی، امکان برنامه‌ریزی برای آینده و امکان استقلال فردی. درک این ابعاد پیچیده برای هرگونه سیاست‌‌گذاری اجتماعی یا اقتصادی ضروری است. غلبه بر تورم، تنها به معنای کنترل نرخ‌ها نیست، بلکه به معنای ترمیم بافت آسیب‌دیده اجتماعی، بازگرداندن امنیت روانی و احیای آینده‌پذیری برای شهروندان است. بدون این نگاه همه‌جانبه‌نگر، هر راه‌حل اقتصادی ممکن است ناقص و ناپایدار باقی بماند، چرا که با واقعیت زنده و پیچیده جامعه ایرانی درگیر نشده است.

دیدگاه ها (0)
img

نتایج نهایی آزمون دکتری تخصصی رشته های علوم پزشکی اعلام شد

ریزش ۹۴ هزار واحدی شاخص کل بورس

ورود قاطع دیوان محاسبات به صدور غیرقانونی بیش از ۳۵ هزار کارت بازرگانی

جزئیات جلسه غیرعلنی مجلس با حضور عراقچی و سرلشگر موسوی

بهره‌برداری از مدرسه ۱۲ کلاسه شهید عسکر حسین‌پور در بندرعباس همزمان با دهه فجر

مدیریت مرزها با دستور رئیس‌جمهور به گمرک واگذار شد

بهره برداری رسمی از طرح ملی صدور آنی کارت هوشمند سوخت

ظرفیت‌های قانون اساسی و انسجام نهادی، موتور محرک توسعه کشور است

مزایده ۲۱ هزار میلیارد ریالی اموال تملیکی در هرمزگان برگزار می شود

افتتاح ۱۷ پروژه بهداشتی در استان هرمزگان

هوادار مقابل پالایش نفت بندرعباس حرفی برای گفتن نداشت

مبتلایان یبوست مستعد ابتلا به سرماخوردگی و بیماری‌های عفونی

روند صعودی قیمت طلای جهانی ادامه دارد

حق مسکن کارگران در شورای عالی کار افزایش یافت

راه‌اندازی نخستین صندوق پروژه گردشگری کشور در هرمزگان

خـبر فوری:

آمادگی ۵ هزار داوطلب عراقی برای دفاع از ایران مقابل آمریکا