فرهنگی و هنری
حالا دیگر بیشتر روزها و بیشتر ساعتها ترافیک است. دیگر قبول کردهایم، اما هنوز عادت نکردهایم. چند قطره باران آمده بود و ترافیک از همیشه سنگینتر شده بود. ماشینها تکان نمیخوردند. ما در تاکسی نشسته بودیم و اسیر ترافیک بودیم. سلولی بین سلولهای دیگر. به راننده نگاه کردم. آرام نشسته بود و از پنجره به بیرون خیره شده بود. پرسیدم «شما چه جوری تحمل میکنید همهش تو ترافیک باشید؟» راننده گفت «برای خودم قصه تعریف میکنم.» پرسیدم «یعنی چی؟» گفت «به بقیهی ماشینها نگاه میکنم، به آدمهایی که توی ماشینها هستند، بعد با خودم میگم این آدمها کیاند؟ زندگی هر کدومشون چهجوریه؟ اونهایی که تنها تو ماشین نشستهند چرا تنها هستند؟ اونهایی که ناراحتند از چی ناراحتند؟ اونهایی که میخندند به چی میخندند؟ تو دلشون چه خبره؟ اگه تو فکرند به چی دارند فکر میکنند؟ اگه به بیرون خیره شدند، نگاهشون به کجاست؟ اگه با موبایل حرف میزنند، با کی دارند حرف میزنند؟ چی میگن؟ زندگیهاشون چه جوریه؟ کدومشون خوشبختند و کدومشون ناراضیاند... چرا؟ این ماشینها هر کدوم عین یه کتابند..»
به راننده نگاه کردم و لبخند زدم. راننده پرسید «به چی میخندید؟» گفتم «زندون من کتابخونهی شماست....»
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
فهرست وسایل موردنیاز برای سفر و حضور در مراسم وداع و تشییع رهبر شهید
فعالیت داروخانههای سراسر کشور در مراسم تشییع رهبر شهید
آخرین اخبار سود سهام عدالت 1405؛ زمان واریز و مبلغ سود برای مشمولان
فهرست زائرشهرهای نزدیک به مصلی امام خمینی (ره) + آدرس
جزئیات نحوه محاسبه متناسبسازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی اعلام شد
کالابرگ 15 تیر شارژ میشود
میلیونها عراقی آماده حضور در مراسم تشییع رهبر شهید هستند
نماز آخر؛ ایران با اشک رهبر شهید را بدرقه کرد
برق مشترکان بدهکارِ استفادهکننده از برق غیرمجاز قطع میشود
۷ فایده علمی اثباتشده برای سلامتی با یک فنجان قهوه روزانه
ممنوعیت پیشفروش خودروهای وارداتی در مناطق آزاد
دیدار نماینده ویژه رئیس پارلمان لبنان با عراقچی
تمامی اصناف به جز دوشنبه باز هستند
دو طایفه از هرمزگان و کرمان پس از ۲۰ سال اختلاف به صلح رسیدند
مراکز شمارهگذاری وتعویض پلاک کشور فردا تعطیل شد/انتقال خودکار نوبتها به روز چهارشنبه