اجتماعی
خداوندا چه خوشحالم!
لبم پر خنده، نیشم باز
بدان ای دوست ای همرازنم
زنم زاییده امشب، «در شب سرد زمستانی»
دو طفل ناز مامانی
من از شادی نویسم شعرهای بند تنبانی
همین شعری که میخوانی!
من و صغری- زنم- در انتظار هفتمین فرزندمان بودیم
ولی حتی خیالش را نمیکردیم
که او با هشتمی همراه میآید!
خدا مادربزرگم را بیامرزد که میفرمود:
چه خوشحالم که باید صبح فردا -صبح خیلی زود -
بپوشم کفشهایم را
و با شادی از این دفتر به آن دفتر،
برای «عرض موجودیّت» طفلان دلبندم
دوان باشم
از این ارگان به آن ارگان
روان باشم!
جدیدترین اخبار
انتخابات شوراهای شهر مستقل برگزار میشود
مداخلات خارجی در ایران ثبات منطقه را تهدید میکند
پرچمداران ایران در المپیک ۲۰۲۶ مشخص شدند
صعود نعمتی و خلیلی به فینال
نیویورک و نیوجرسی از دولت ترامپ شکایت کردند
کاهش تولید خودرو در ۱۰ ماهه امسال
با شی جینپینگ درباره ایران گفتوگو کردم
اولویت اصلی بانک مرکزی، مهار تورم است
پژوهشگران ایرانی صاحب دستیار هوش مصنوعی شدند
گفتوگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و عربستان سعودی
محرومان هفته بیستم لیگ برتر فوتبال مشخص شدند
«فعالیتهای آنلاین معلمان در نظر گرفته نشده است»
حریق منزل مسکونی در شهرک توحید بندرعباس مهار شد
حریق منزل مسکونی در خیابان نیایش بندرعباس مهار شد
آمار فوتیهای انفجار گاز در بندرعباس افزایش یافت