فرهنگی و هنری
صدای رادیو آنقدر کم بود که چیزی واضح شنیده نمیشد، فقط معلوم بود رادیو روشن است. از راننده پرسیدم «میفهمید چی میگه؟» راننده گفت «نه، نمیخوام هم بفهمم.» گفتم «چرا خاموشش نمیکنید؟» راننده گفت «دوست دارم یه صدایی باشه، عادت کردم.
تو خونه هم همیشه رادیوم روشنه.» پرسیدم «خانمتون اینها اذیت نمیشن؟» راننده گفت «خانمم فوت شده، بچههام هم دوتاشون خارجند، یکی شون هم شهرستانه.» به راننده نگاه کردم. پیر بود. گفتم «یعنی تنها زندگی میکنید؟» راننده گفت«تنها.» پرسیدم «سخت نیست؟» راننده گفت «نه.»بعد گفت «اصلاً ....فقط دلم برای اونهایی که مردند تنگ شده.» بعد لبخندی زد و پرسید «خندهداره آدم تو سن و سال من دلش برای پدر و مادرش تنگ بشه؟» گفتم «نه.» راننده گفت «من دلم برای همه تنگ شده؛ پدرم، مادرم، زنم، عموهام، عمههام،خالهم، داییهام، بچههاشون...» بعد دوباره لبخند زد و گفت «اونور چه خبره.... همه اون ورند.» به پیرمرد که هنوز لبخند به لبش بود نگاه کردم و فهمیدم چرا مادربزرگم از مرگ نمیترسید.
سروش صحت تاکسی سواری نشر چشمه
جدیدترین اخبار
پر کردن صورت با چربی اجساد؛ مد جدید دنیای مد!
افزایش قیمت نفت با تشدید تنشها در تنگه هرمز
کالابرگ دهکهای اول تا سوم شارژ شد
ازدواج آسان ۱۴ زوج جاسکی به مناسبت نیمه شعبان
از صعود به ارتفاعات و قرار گیری در حریم رودخانههای فصلی خودداری کنید
کلنگ ساختمان اداری ناحیه دوم منطقه یک بندرعباس با ۱۸۲ میلیارد اعتبار به زمین زده شد
صدور هشدار هواشناسی سطح نارنجی در استان هرمزگان
رشد ۳۳ درصدی با تمرکز بر پروژههای شاخص و مهار بدهیهای سنواتی
ماجرای ورود غیرمجاز یک کشتی به تنگه هرمز
پناهندگی دیپلمات ایرانی در وین نکذیب شد
اعلام برنامه مسابقات هفتههای آتی لیگ برتر فوتبال+ جزئیات
نتایج استعلام مدارک داوطلبان میاندورهای مجلس فردا اعلام میشود
اطلاعیه قطع ۲۴ ساعته آب شرب در شهر سردشت و روستاهای مسیر جگین
نرخ دلار در بودجه سال آینده: ۱۲۳ هزار تومان
افزایش حقوق کارکنان در بودجه ۱۴۰۵ بهصورت پلکانی ۲۱ تا ۴۳ درصدی اجرا میشود