17

بهمن

1404


اجتماعی

12 آبان 1404 10:47 0 کامنت

کافکا و جهان درون‌زده‌اش

فرانتس کافکا در سال ۱۸۸۳ در پراگ به دنیا آمد، در خانواده‌ای یهودی و در جامعه‌ای میان دو فرهنگ آلمانی و چکی. او در جوانی به تحصیل حقوق پرداخت و بعدها در شرکت بیمه‌ای مشغول به کار شد، کاری که برای او همزمان مایه‌ی اضطراب و الهام بود. کافکا انسانی به‌شدت درون‌گرا، حساس و دچار اضطراب‌های وجودی بود. رابطه‌ی پیچیده و سرکوب‌ گرانه‌اش با پدر، احساس بیگانگی‌اش از جامعه و عشق‌های نافرجامش، همه در آثار او به اشکال گوناگون تکرار می‌شوند. او از جهان پیرامون خود نه در قالب روایت‌های اجتماعی آشکار، بلکه از مسیر استعاره و رویا حرف می‌زند؛ از طریق داستان‌هایی که در مرز بین خواب و بیداری، واقعیت و کابوس حرکت می‌کنند. در این میان پزشک دهکده نقطه‌ی اوج این زبان نمادین و ذهنی است.

ساختار و درون‌مایه‌ی مجموعه

کتاب پزشک دهکده شامل داستان‌هایی همچون در برابر قانون، پزشک دهکده، جکال‌ها و عرب‌ها، یک گزارش برای آکادمی، در گالری، و خانه‌ی پدر است. ساختار این داستان‌ها اغلب کوتاه، موجز و مملو از تصاویر وهمناک است. در ظاهر، هرکدام روایتی مستقل دارند، اما در عمق، همگی حول چند مضمون مشترک می‌چرخند: بی‌قدرتی فرد در برابر نظام، احساس گناه و بی‌‌پناهی، بحران معنا، و تلاش بی‌ثمر برای نجات یا رستگاری. کافکا در این مجموعه از منطق روایی کلاسیک فاصله می‌گیرد. او خواننده را به جهانی می‌برد که در آن زمان مکان و علیت به ‌هم ریخته‌اند. جمله‌ها اغلب کوتاه و ضربه ‌دارند و روایت‌ها مانند کابوسی پیش می‌روند که در آن هیچ نقطه‌ی روشنی از امید وجود ندارد. این ساختار خود بازتابی از ساختار روانی راویان و شخصیت‌هاست: آشفته، مضطرب و درگیر بی‌‌معنایی.

درمانگری که خود بیمار است

داستان اصلی و همنام کتاب، یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال مهمترین متون کافکا به شمار می‌رود. پزشک دهکده در نیمه‌ شب برای درمان بیماری فراخوانده می‌شود، اما هیچ اسبی برای رفتن ندارد. ناگهان از درون طویله دو اسب غول‌پیکر و اسرارآمیز ظاهر می‌شوند، و مردی ناشناس او را به راه می‌اندازد. پزشک به خانه‌ی بیمار می‌رسد، اما درمی‌یابد که بیماری درمان ‌ناپذیر است و مردم دهکده با خشونت و تحقیر با او برخورد می‌کنند. در پایان، او برهنه و بی ‌پناه به سوی خانه بازمی‌گردد، اما هرگز نمی‌رسد. در ظاهر، این داستان حکایتی سورئالیستی از یک سفر درمانی است اما در عمق، می‌ توان آن را تمثیلی از وضعیت انسان درمان‌گر در جهانی بیمار دانست. پزشک در نقش نمادین خود، نماینده‌ی عقل، علم و خیر است، اما در جهانی که همه چیز علیه اوست، قدرت درمان را از دست داده است. او نه تنها نمی‌تواند بیماری جسمی بیمار را درمان کند، بلکه خود دچار فروپاشی روانی و اخلاقی می‌شود. کافکا در این داستان، به شکلی شاعرانه و اضطراب‌آور، بحران اعتماد به علم و انسان‌گرایی را نشان می‌دهد. جهانی که در آن، پزشک (یعنی عقل و انسانیت) دیگر نمی‌تواند نجات‌بخش باشد، چون خود در چرخه‌‌ای از بی‌معنایی گرفتار شده است.

فروپاشی سوژه در برابر بی‌قدرتی

از منظر روانکاوانه، داستان‌های کتاب پزشک دهکده بازتابی از ذهن آشفته‌ی نویسنده و نماد فروپاشی "من" در برابر نیروهای بیرونی و درونی است. در بسیاری از داستان‌ها، شخصیت‌ها در برابر قدرتی نامرئی و غیرقابل فهم قرار دارند؛ چیزی شبیه سوپرایگوی فرویدی که بی‌رحمانه حکم می‌راند و هیچ منطق انسانی ندارد. پزشک دهکده در برابر وظیفه‌‌ی درمان، احساس گناه و ناتوانی می‌کند گویی هر کاری کند باز هم محکوم است. این همان تجربه‌ی بنیادی کافکایی است: گناه بی‌دلیل و مجازات بی‌منطق. اگر بخواهیم با زبان روانکاوی لاکانی سخن بگوییم، جهان داستان در سطح امر واقع حرکت می‌کند جایی که نمادها فرو ریخته‌اند و انسان دیگر نمی‌تواند معنا را سامان دهد. پزشک نه می‌داند چرا در این موقعیت است و نه می‌ تواند از آن خارج شود. او مانند همه‌ی شخصیت‌های کافکا، در جست‌وجوی نظم نمادین است اما هر بار به جای معنا، تنها با خلا روبه‌رو می‌شود.

بی‌قدرتی انسان در ساختار جمعی

از منظر اجتماعی پزشک دهکده تصویری از انسان مدرن در برابر ساختارهای بی‌چهره‌ی قدرت ارائه می‌دهد. اگرچه در این داستان خبری از اداره‌ها و دادگاه‌های بزرگ مانند رمان‌های محاکمه یا قصر نیست، اما همان منطق در مقیاسی کوچکتر در زندگی روزمره جریان دارد. پزشک، نماینده‌ی فرد متخصص و نیکخواه است که جامعه او را می‌طلبد اما در نهایت طردش می‌کند. مردم دهکده از او انتظار معجزه دارند، اما هیچ همدلی و حمایتی نشان نمی‌دهند. او قربانی خواست جمعی بی‌رحمی است که از فرد، بی‌قید و شرط اطاعت و فداکاری می‌خواهد. در این معنا، پزشک دهکده نه تنها روایت بحران فردی است، بلکه بازتاب جامعه‌ای است که انسان را تنها در صورت کارکرد و فایده‌اش می‌پذیرد. وقتی او نتواند درمان کند، حذف می‌شود. کافکا با زبان استعاره، جامعه‌ی مدرن را به هیولایی تبدیل می‌کند که از انسان تغذیه می‌کند، بی‌آنکه به او پناه دهد.

روایت به ‌مثابه کابوس

یکی از ویژگی‌های درخشان کتاب، سبک روایی آن است. کافکا از منطق رویا استفاده می‌کند هر رویدادی به ‌طور ناگهانی رخ می‌دهد بی‌‌آنکه علت روشنی داشته باشد و هیچ نتیجه‌ی مشخصی هم در کار نیست. با این‌حال، در این بی‌نظمی ظاهری، نظمی عمیق از اضطراب وجود دارد. جملات کوتاه و سرد، ریتم تند و بی‌وقفه‌ی روایت، و توصیف‌های سرد از بدن، مرگ و تحقیر، خواننده را در موقعیت روانی شخصیت قرار می‌دهد. به همین دلیل، خواندن داستان‌ها تجربه‌ای است هم ‌زمان ادبی و وجودی: خواننده نه تنها می‌فهمد، بلکه اضطراب را احساس می‌کند.

دیگر داستان‌های مجموعه

در داستان یک گزارش برای آکادمی، میمونِ اسیری به آکادمی گزارش می‌دهد که چگونه برای بقا مجبور شد انسان شود. این داستان طنزآمیز و تلخ، تمثیلی از همان فرآیند اجتماعی‌ شدن اجباری است که انسان را از اصالت حیوانی و طبیعی‌اش جدا می‌کند تا در نظام تمدن بگنجد. در داستان در برابر قانون، مردی سال‌ها پشت در قانون می‌ماند، تا بمیرد و در واپسین لحظه می‌شنود که این در، تنها برای او باز بوده است. این داستان کوتاه اما کوبنده، چکیده‌ی فلسفه‌ی کافکا درباره‌ی دست ‌نیافتنی بودن معنا و عدالت است. همه‌ی این داستا‌ن‌ها در کنار هم، مجموعه‌ای از چشم‌‌اندازهای متفاوت از یک اضطراب واحدند: اضطراب انسان در جهانی بی پناه.

ایجاز در خدمت اضطراب

کافکا استاد ایجاز است. در چند جمله، جهانی را می‌سازد و ویران می‌کند. زبان او نه شاعرانه به معنای کلاسیک بلکه تصویری و ذهنی است؛ هر جمله چون تپش قلبی است در بدن بیمار روایت. او با حذف جزئیات غیرضروری و تمرکز بر لحظات اوج بحران، روایتی می‌سازد که بیش از آن‌که روایتگر باشد، تجربه‌گر است. این ایجاز، هم بازتاب سبک مدرن و هم بازتاب روان انسان مدرن است روانی که توان تحمل شرح و تفصیل ندارد و در فشار لحظه‌ای مداوم زندگی می‌کند. این کتاب تنها یک مجموعه‌ داستان نیست، بلکه نوعی آینه‌ی روان و اجتماع است آینه‌ای که هر خواننده‌ای تصویر خودش را در آن می‌بیند، هرچند به شکلی تحریف‌شده و کابوس‌گونه. کافکا در این اثر، بی‌آنکه موعظه کند یا پاسخ دهد، انسان را در برابر واقعیتی می‌نشاند که در آن، ناتوانی، بخشی از ذات زیستن است. پزشک دهکده، در نهایت، همان انسان مدرن است که می‌خواهد نجات دهد، اما خودش در جستجوی نجات است. او در جهانی می‌دود که دیگر خانه‌ای برای بازگشت ندارد. شاید راز ماندگاری کافکا نیز همین باشد: او از قرنی حرف می‌زند که هنوز تمام نشده است.

دیدگاه ها (0)
img

شکست سنگین حسن یزدانی از آمریکا در فینال تورنمنت کرواسی

عظیمی، نماینده کشتی ایران به مدال طلای تورنمنت کرواسی رسید/ حریف آمریکایی حاضر به مبارزه نشد

رونالدو از فهرست دیدار با الاتحاد خط خورد

رانش زمین در روستای «سلوبلم» موجب تلف شدن ۱۵۰ رأس دام سبک شد

حکم ‌رئیس‌جمهور⁩ برای دبیر شورای دفاع جدید نیست

کشتی رنکینگ زاگرب؛ فرنگی‌کاران کشورمان حریفان خود را شناختند

دریابان‌ شمخانی دبیر شورای دفاع شد

غرق‌شدگی دو دانش‌آموز در استخر کشاورزی روستای چاق‌غربال میناب

قیمت هرکیلو خرمای مضافتی ۳۱۰ هزارتومان شد

رژه سیاره‌ای آسمان، زمین را در پایان فوریه روشن خواهد کرد

نرخ ارز در مرکز مبادله امروز ۱۶ بهمن؛ حواله دلار ۱۳۵ هزار تومان شد

مبادله ریلی ایران و ترکیه سال گذشته به ۸۰۰ هزار تن رسید

استقلال ۳ - ۲ شمس آذر/ داکنز نازون ناجی آبی پوشان شد

اندونزی حریف ایران در فینال شد

ورود سامانه بارشی جدید از جمعه شب؛ بارش باران و وزش باد در هرمزگان و جنوب کشور

خـبر فوری:

کالابرگ دهک‌های اول تا سوم شارژ شد