فرهنگی و هنری
بهر امتحان ای دل گر طلب کنی جان را
آنچنان برافشانم کز طلب خجل مانی
«احتمالا شیخ بهایی»
بهر امتحان: روز امتحان، در جلسهی امتحان
گر طلب کنی: اگر توقیف کنی
جان: کنایه از رقعه تقلب، یادداشت خلاصه الکتاب گزیده الجزوات!
زیر « را» جان ممتحن و غیر ممتحن به آن بسته است.
مصرع دوم ابهام دارد:
۱- فوراً تسلیم میشوم و یادداشتم را تقدیم میکنم تا مراقب خجالت بکشد و گزارش نکند.
۲- چنان رندانه پنهان میکنم و دست خالی ام را نشان میدهم که مراقب از طلب آن شرمنده شود!
مفهوم کلی: از زبان یک دانش آموز متوسل به تقلب یا یک دانشجوی دانشگاه مازاد!( نه آزاد، نه دولتی) بیان میشود [به نظر نگارنده که دستی در این کارها دارد دانشآموز یا کاندیدا! نباید به خاطر چند نمرهی ناقابل خطر کند چرا که در ترم تابستانی که در حکم سیم بُکسل و طناب نجات میان دورهای! است، چه بسا بتواند نمرهی قبولی بگیرد]!
«بچه مرند»
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
همدلی برای روشنایی ایران
بازگشت تدریجی پروازهای خارجی به ایران/ امارات از این هفته، لوفتهانزا از آبان
توافق سطحی یا ریشهای؟
۵۷ گل خورده سهم آسیاییها در مرحله گروهی جام جهانی
گذار از «کیفرگرایی» به «عدالت ترمیمی» در دادگاه اطفال
وقتی اعتماد مردم نشانه میرود
هرمزگان؛ جبهه نبرد با قاچاق
عملیات قاطع موشکی و پهپادی در پاسخ به تجاوزهای آمریکا
سرانجام نامعلوم گوشتهای مدفون
عراقچی عازم بغداد شد
خودرویی که دیگر بهصرفه نیست
ایران از جام جهانی ۲۰۲۶ حذف شد
پارادایم تعاملی
اجتماع امشب مردم بندرعباس؛ بلوارساحلی پارک غدیر (زیرپرچم)
نام نویسی ۹۰ درصدی کلاس اولیها در هرمزگان
آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک