17

بهمن

1404


اجتماعی

07 مهر 1404 09:56 0 کامنت

چه سالی وارد آتش‌نشانی شدید و از پوشیدن لباس این حرفه برای اولین بار چه حسی داشتید؟

سال ۱۳۸۳ وارد سازمان آتش‌نشانی شدم و با بیش از ۲۱ سال سابقه خدمت، هنوز همان حس غرور و هیجان روز اول را تجربه می‌کنم. پوشیدن این لباس مقدس همیشه برایم افتخارآفرین بوده و از همان ابتدا با تمرین، عملیات و آماده‌باش دائمی زندگی‌ام گره خورد. در طول این سال‌ها علاوه بر حضور در عملیات‌های خطرناک، افتخار داشتم مربی بدنسازی همکاران عزیزم باشم.

اولین مأموریت شما چگونه بود؟

چند روزی از استخدامم می‌گذشت و تازه وارد ایستگاه شماره ۳ گلشهر شده بودم، ایستگاهی روبروی پمپ بنزین. همان روز انفجاری در کنار پمپ بنزین رخ داد و بلافاصله به محل اعزام شدیم. وقتی رسیدم، دو مرد دچار سوختگی شدید شده بودند و صحنه وحشتناک آن لحظه تا همیشه در ذهنم باقی مانده است. این تجربه، اولین برخورد من با واقعیت‌های خطرناک شغل آتش‌نشانی بود و تلخی و هیجان آن هرگز فراموش نمی‌شود.

در طول این سال‌ها، دشوارترین عملیاتی که داشتید چه بود؟

سخت‌ترین عملیاتی که تا به حال تجربه کرده‌ام، شب از دست دادن همکار عزیزم، شهید اورنگی، بود. آن لحظات پر از استرس و غم، جایی که تلاش بی‌وقفه ما برای نجات جان‌ها با فقدان یکی از بهترین دوستان و همکارانمان همزمان شد، حادثه دیگری که هنوز در یادم مانده، واژگونی کامیون اعزامی به عملیات در چهارراه مطهری بود که همکار عزیزم، شهید مرادزاده، در آن به شهادت رسید.

تلخ‌ترین تجربه شما در این سال‌ها چه بوده است؟

سال ۱۳۸۶ در حادثه تصادف در آب‌گرم گنو، یک مادر با نوزادش در خودرو محبوس شده بودند و پس از رهاسازی، متأسفانه جان خود را از دست دادند.

شما در حادثه شهید رجایی حضور فعال داشتید از آن روز بگویید.

در زمان حادثه شهید رجایی، مسئول پشتبانی بودم. وظیفه من شامل جابجایی و اعزام نیروها هر ۱۰ ساعت یک‌بار و همچنین ارسال به موقع تجهیزات به اسکله بود. تمام نیروها در آماده‌باش کامل بودند و لحظه‌شماری می‌کردند تا دوباره برای کمک به مردم به اسکله اعزام شوند. روحیه همکاران در این مدت واقعاً مثال‌زدنی بود و نشان از تعهد و انگیزه بالای تیم داشت. این عملیات پنج روز کامل طول کشید و تمام این مدت مسئولیت پشتیبانی بر عهده من بود. در این مدت، دخترم به دلیل بیماری بستری بود و متأسفانه نتوانستم کنار او باشم، اما با وجود فشارها و دغدغه‌های شخصی، تمام توانم را برای انجام مسئولیت حرفه‌ای صرف کردم.

در طول خدمت، خاطره‌ای از نجات جان انسان‌ها دارید که باعث شود احساس غرور و شادی واقعی کنید؟

سال ۱۳۹۹، یک نوجوان قصد خودکشی داشت و پدر خانواده به ما اطلاع داد که فرزندش درب منزل را قفل کرده و می‌خواهد حلق‌آویز شود. با کمک همکاران سریع وارد منزل شدیم، طناب را پاره کردیم و او دوباره به زندگی برگشت. دیدن اشک شوق و محبت خانواده و شادی آن‌ها برای نجات فرزندشان، لحظه‌ای فراموش‌نشدنی بود و انرژی زیادی به تیم ما داد. همچنین نجات دختر بچه‌ای که دست و انگشتانش در حادثه‌ای آسیب دیده بود، تجربه‌ای بسیار سخت و در عین حال ارزشمند بود.

لحظه‌ای که مادر کودک می‌دید فرزندش نجات یافته، با تمام تلخی‌ها و استرس‌های عملیات، شیرینی خاصی برای من و همکارانم به همراه داشت. هر نجات جان انسان‌ها، هر لبخند خانواده‌ای که عزیزشان را دوباره می‌بیند، لحظه‌ای شیرین است که ارزش تمام سختی‌ها و خطرها را دارد.

آیا لحظه‌ای از حادثه در ذهن شما نقش بسته است که سال‌ها بعد هنوز شما را تحت تأثیر قرار دهد؟

یکی از خاطراتی که هنوز در ذهنم زنده است، مربوط به حادثه انفجاری در منزل بود. پسر خانواده در این حادثه دچار سوختگی شدید شده بود و تیم ما، او را نجات داد. سال‌ها بعد به طور تصادفی فردی را دیدم و نگاه‌ام به دست آسیب‌دیده همان فرد افتاد؛ وقتی علت را جویا شدم، متوجه شدم همان پسری است که سال‌ها قبل از حادثه نجات داده بودیم. دیدن اینکه با دستانم توانستم یک نفر را دوباره در مسیر زندگی‌اش قرار دهم یکی از خاطرات ماندگارم است.

بیشتر با چه نوع حوادثی روبه‌رو می‌شوید و مقابله با آن‌ها چه چالش‌هایی دارد؟

بیشترین حوادثی که به ما اعلام می‌شود، مربوط به حوادث آسانسور و آتش‌سوزی خودروهاست، اما با این محدودیت‌ها تنها مواجه نمی‌شویم؛ گاهی عملیات شامل آتش‌سوزی منازل، انفجارهای کوچک و بزرگ، حوادث صنعتی یا نجات افراد از مکان‌های خطرناک است. هر عملیات، چالش‌ها و خطرات خاص خود را دارد؛ از جمله استرس شدید، حرارت بالا، احتمال انفجار و گازهای سمی که می‌توانند سلامت و جان ما را تهدید کنند.

با این حال، همه این خطرات با آمادگی کامل قابل کنترل هستند. ما با تجهیزات استاندارد، آموزش‌های عملیاتی مداوم، رعایت پروتکل‌های ایمنی و هماهنگی تیمی، سعی می‌کنیم حتی در پیچیده‌ترین شرایط، مأموریت را با موفقیت به پایان برسانیم.

تجربه نشان داده است که تمرکز، خونسردی و مهارت، همان چیزی است که می‌تواند تفاوت بین موفقیت و فاجعه در عملیات را رقم بزند.

این شغل چه تأثیری بر زندگی خانوادگی شما گذاشته است؟

فشارها و استرس‌های ناشی از حوادث، ناخودآگاه وارد زندگی شخصی و محیط خانه می‌شود. بسیاری از صحنه‌هایی که می‌بینیم، حتی پس از پایان شیفت هم ذهن ما را رها نمی‌کنند و همین موضوع بر روحیه و آرامش خانواده نیز اثر می‌گذارد. البته حمایت خانواده و درک آن‌ها بزرگ‌ترین دلگرمی ماست و کمک می‌کند با وجود سختی‌های کار، بتوانیم به خدمت ادامه دهیم.

به نظر شما، مردم چه تصور نادرستی از آتش‌نشان‌ها دارند؟

گاهی مردم فکر می‌کنند آتش‌نشان‌ها دیر به محل حادثه می‌رسند یا کامیون‌های آتش‌نشانی مجهز نیستند، اما این تصورات همیشه درست نیست. ما با تمام توان و امکانات موجود، حتی در شرایط سخت و پیچیده، سریعاً به محل حادثه اعزام می‌شویم و تجهیزات استاندارد و آماده داریم. اطلاع‌رسانی صحیح و آگاهی مردم از روند عملیات، می‌تواند این سوءتفاهم‌ها را برطرف کند و نشان دهد که حرفه آتش‌نشانی نیازمند تلاش، آمادگی و مهارت بالا است.

اگر بخواهید در یک جمله بگویید، آتش‌نشانی برای شما چه معنایی دارد؟

آتش‌نشانی برای من یعنی ایثار، فداکاری و خدمت به مردم حتی در دل خطر.

ویژگی‌های یک آتش‌نشان حرفه‌ای چیست؟

برای یک آتش‌نشان، شجاعت و آمادگی جسمانی بالا ضروری است، اما این تنها بخشی از ماجراست. نظم، انضباط و علاقه واقعی به خدمت، از ویژگی‌های مهم دیگر هستند.

هر روز کاری ما ۲۴ ساعت طول می‌کشد و شامل تمرین عملیاتی، ورزش منظم، نظافت ابزار و خودروها و آماده‌سازی تجهیزات می‌شود تا همیشه در شرایط بحرانی آماده باشیم. این نظم و آمادگی، تضمین می‌کند که در لحظات حساس، بتوانیم با سرعت و دقت جان مردم را نجات دهیم.

این حرفه چه تاثیری بر زندگی شما گذاشته و چه حسی نسبت به آن دارید؟

سال‌ها خدمت به من یاد داده که آتش‌نشانی تنها شجاعت نمی‌خواهد، صبر، عشق به انسان‌ها و فداکاری هم لازم دارد. هر مأموریت، چه نجات جان یک کودک و چه مقابله با حادثه‌ای بزرگ، برایم یادآور این مسئولیت سنگین و ارزشمند است. هر بار که این لباس مقدس را به تن می‌کنم، یاد همکارانی که در راه خدمت جان خود را فدا کردند در ذهنم زنده می‌شود و همین حس غرور و مسئولیت، انگیزه‌ای است برای ادامه مسیر و مقابله با چالش‌های آینده.

مهم‌ترین توصیه شما به مردم برای پیشگیری از حوادث چیست؟

برای حفظ ایمنی در خانه و محل کار، چند نکته کلیدی بسیار مهم است: نصب اعلام حریق، روشن نگذاشتن اجاق گاز، جدا کردن وسایل برقی از برق پس از استفاده و بستن شیر اصلی گاز و آب هنگام خروج از خانه. اما مهم‌تر از همه، حفظ خونسردی در مواقع اضطراری است.

هنگام آتش‌سوزی یا هر حادثه خطرناک دیگر، اولین اقدام باید تماس با شماره ۱۲۵ باشد تا تیم آتش‌نشانی سریعاً به محل حادثه اعزام شود. رعایت این نکات ساده، می‌تواند جان و مال مردم را نجات دهد و از ایجاد خسارت‌های بزرگ جلوگیری کند.

آموزش کودکان در زمینه ایمنی چقدر اهمیت دارد و چه نکاتی باید به آن‌ها آموزش داده شود؟

آموزش کودکان در زمینه ایمنی حیاتی است. آن‌ها باید با شماره ۱۲۵ آشنا باشند و بدانند در مواقع اضطراری چگونه تماس بگیرند. همچنین باید هنگام تنها بودن از آسانسور و وسایل برقی دوری کنند و با خطرات اجاق گاز و دیگر منابع احتمالی خطر در خانه آشنا شوند. یادگیری این نکات ساده، می‌تواند جان آن‌ها را حفظ کند و در مواقع بحران، رفتار صحیح و ایمن داشته باشند.

پیام پایانی شما به مردم؟

بهترین پیام ما همیشه آموزش و پیشگیری است. اگر مردم نکات ایمنی را رعایت کنند و هشدارها را جدی بگیرند، بسیاری از حوادث قابل پیشگیری است. رعایت این اصول ساده، نه تنها جان افراد را نجات می‌دهد، بلکه به همکاران ما در عملیات‌های امدادی کمک می‌کند تا با اطمینان و تمرکز بیشتری کار خود را انجام دهند.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

کالابرگ دهک‌های اول تا سوم شارژ شد