19

تیر

1405


اقتصادی

25 خرداد 1404 12:22 0 کامنت

اگر بخواهیم واقع‌بینانه نگاه کنیم، بنادر هرمزگان مانند بندر شهید رجایی، بندر شهید باهنر، بندر جاسک، بندرلنگه، سیریک، چارک، بندر تیاب، و سایر اسکله‌های کوچک و بزرگ موجود، نه‌تنها محل تبادل کالا، بلکه حلقه‌های اتصال ایران به زنجیره جهانی تجارت هستند. در جهانی که اقتصاد در حال جهانی‌شدن و زنجیره تأمین بین‌المللی در حال بازتعریف است، کشورها بیش از پیش به دروازه‌های تجاری مطمئن، زیرساخت‌های بندری مدرن و کریدورهای حمل‌ونقل پایدار نیاز دارند. هرمزگان، با توجه به موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به مسیرهای ترانزیتی بین‌المللی، می‌تواند نقش کلیدی در اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب بازی کند.

اما چرا تاکنون نقش این استان در دیپلماسی اقتصادی ایران کمرنگ بوده است؟ پاسخ را باید در چند لایه بررسی کرد. نخست، نگاه تمرکزگرایانه‌ای که بخش قابل توجهی از تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی را به پایتخت محدود کرده است، مانع از آن شده که ظرفیت‌های واقعی استان‌هایی نظیر هرمزگان شکوفا شود. دوم، زیرساخت‌های پشتیبان بنادر، مانند خطوط ریلی، جاده‌ای، انبارداری، مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، هنوز با استانداردهای جهانی فاصله دارند. سوم، کم‌توجهی به دیپلماسی منطقه‌ای با کشورهای همسایه و خلیج‌فارس موجب شده ایران نتواند نقش فعالی در کریدورهای دریایی بازی کند.با این حال، روندهای جهانی در حال تغییر است. در دوره‌ای که تحریم‌های اقتصادی به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی بدل شده‌اند، اتکا به ظرفیت‌های داخلی و توسعه پیوندهای منطقه‌ای اهمیتی دوچندان یافته است. بنادر هرمزگان، در چنین شرایطی، می‌توانند به عنوان «پل‌های ارتباطی جدید» میان ایران و بازارهای هدف عمل کنند. برای مثال، بندر شهید رجایی که بیش از ۵۰ درصد صادرات و واردات کشور از طریق آن انجام می‌شود، قابلیت تبدیل شدن به قطب ترانزیتی منطقه را دارد؛ به‌شرط آنکه دیپلماسی اقتصادی کشور، توجه خود را به توسعه روابط با کشورهای پیرامونی مانند هند، پاکستان، عمان، امارات، و کشورهای آسیای میانه افزایش دهد.

یکی از مؤلفه‌های مهم دیپلماسی اقتصادی، استفاده از ظرفیت‌های لجستیکی برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه روابط پایدار اقتصادی است. اگر نگاه صرفاً امنیتی به بنادر جای خود را به نگاه توسعه‌محور و اقتصادی بدهد، آنگاه می‌توان از این مناطق به‌عنوان پیشران‌های صادرات مجدد، مراکز لجستیکی منطقه‌ای، و هاب‌های سرمایه‌گذاری بهره گرفت. مثلاً، کشورهای حاشیه خلیج‌فارس با وجود اینکه فاقد عمق بازار داخلی ایران هستند، ولی با استفاده از مزایای بنادر خود و ارتباطات مالی بین‌المللی، توانسته‌اند خود را به گره‌های کلیدی در اقتصاد جهانی تبدیل کنند.از طرفی دیگر، اهمیت دیپلماسی بندری در روابط منطقه‌ای نیز نباید نادیده گرفته شود. دیپلماسی بندری، مفهومی جدید در عرصه روابط بین‌الملل است که کشورها با تکیه بر آن، همکاری‌های بندری را به اهرمی برای تحکیم روابط سیاسی و امنیتی بدل می‌کنند.

ایران نیز می‌تواند از این مفهوم برای ارتقای همکاری با کشورهای همسایه بهره گیرد.

بندر جاسک، به‌عنوان بندری نوظهور در شرق هرمزگان، قابلیت آن را دارد که در آینده‌ای نزدیک به عنوان رقیب بندر گوادر پاکستان در جنوب شرق آسیا ایفای نقش کند، مشروط بر اینکه زیرساخت‌ها و مشوق‌های اقتصادی مناسبی برای سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی فراهم شود.نکته دیگری که نباید مغفول بماند، نقش مردم محلی در پایداری و توسعه این بنادر است.

سیاست‌های کلان، بدون همراهی جوامع محلی، محکوم به شکست خواهند بود. ساکنان سواحل جنوبی، خصوصاً در شهرهایی چون قشم، میناب، جاسک، سیریک، و بندر لنگه، باید سهم خود را از منافع توسعه بندری داشته باشند. اشتغال، آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای، و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های محلی، حلقه مفقوده‌ای است که باید با دقت پر شود تا توسعه پایدار رقم بخورد.

در کنار تمام این‌ها، مسئله تحریم‌ها نیز به‌عنوان متغیر خارجی قابل توجه است. در سال‌های اخیر، فشارهای بین‌المللی موجب کاهش چشمگیر فعالیت‌های دریایی ایران شده است، اما همین فشارها، فرصتی برای تغییر رویکرد نیز ایجاد کرده‌اند. اینکه ایران به‌جای نگاه به غرب، تمرکز خود را بر کشورهای همسو، مانند چین، روسیه، هند و برخی کشورهای آفریقایی بگذارد، می‌تواند تحولی مثبت در دیپلماسی اقتصادی از طریق بنادر به دنبال داشته باشد. برای مثال، حضور پررنگ‌تر در سازمان همکاری شانگهای یا پیمان بریکس، زمانی مؤثر خواهد بود که بتوان زیرساخت‌های حمل‌ونقلی و بندری متناسب با نیازهای این کشورها فراهم کرد.

نکته کلیدی دیگر در این میان، توجه به فناوری و دیجیتالی‌سازی فرایندهای بندری است. بنادر هرمزگان باید از مدل سنتی به مدل هوشمند و فناورانه تغییر مسیر دهند. این تحول نه‌تنها به کاهش زمان و هزینه عملیات کمک می‌کند، بلکه به شفافیت، کارآمدی، و مقابله با فساد نیز منجر می‌شود؛ مولفه‌هایی که برای سرمایه‌گذار خارجی و شریک تجاری از اهمیت بالایی برخوردار است.

توسعه مناطق ویژه اقتصادی در اطراف بنادر نیز یکی دیگر از فرصت‌هایی است که می‌تواند در خدمت دیپلماسی اقتصادی قرار گیرد. این مناطق با برخورداری از قوانین خاص، تسهیلات مالیاتی، و امکان فعالیت آزادتر، بستر مناسبی برای جذب شرکت‌های خارجی و توسعه صادرات غیرنفتی فراهم می‌آورند. در استان هرمزگان، مناطق ویژه‌ای چون قشم، کیش، بندر شهید رجایی و جاسک ظرفیت‌های قابل‌توجهی دارند که اگر به صورت هماهنگ مدیریت شوند، می‌توانند سهم مهمی در تولید ناخالص داخلی ایفا کنند.نقش دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، و نهادهای محلی در سیاست‌گذاری بندری و دریایی نیز نباید فراموش شود. پژوهش‌های کاربردی در زمینه لجستیک دریایی، مدیریت سواحل، دیپلماسی بندری و تجارت بین‌الملل می‌تواند پشتوانه علمی و کارشناسی برای تصمیم‌گیران فراهم آورد. پیوند میان علم و سیاست‌گذاری، حلقه گمشده‌ای است که جبران آن، می‌تواند بنادر هرمزگان را به قلب تپنده دیپلماسی اقتصادی ایران تبدیل کند.در مجموع، باید به این واقعیت توجه داشت که بدون تقویت نقش مردم، بدون تمرکززدایی واقعی و بدون راهبردی بلندمدت، استفاده از ظرفیت‌های بندری در دیپلماسی اقتصادی، در حد شعار باقی خواهد ماند. بنادر هرمزگان می‌توانند ایران را به شاهراه ترانزیت کالا در منطقه بدل کنند، اما این امر مستلزم انسجام نهادی، هماهنگی بین‌دستگاهی، شفافیت در برنامه‌ریزی و اعتمادسازی میان مردم و دولت است. هرمزگان، اگر با نگاهی راهبردی نگریسته شود، نه فقط بندر ایران، بلکه بندر منطقه خواهد بود.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تعویق امتحانات نهایی منتفی شد؛ دانش‌آموزان طبق برنامه آماده شوند