اجتماعی
صبح روز ششم اردیبهشت ۱۴۰۴، اسکلهی شهید رجایی بندرعباس با انفجاری مهیب لرزید. ابرهای دودی آسمان را پوشاندند و صدای فریاد کارگران در میان آوار گم شد. بیش از چهل نفر، عمدتاً کارگرانی از طبقات پایین، جان خود را از دست دادند و صدها نفر زخمی شدند.
اما برای بازماندگان، کسانی که دوباره به همان محیط کار بازگشتهاند، زخمها عمیقتر از جراحتهای جسمانی است. آنها هر روز با اضطراب، ترس از تکرار فاجعه و سایهی سنگین خاطرات همکاران از دست رفته به کار باز میگردند. در واقع، بعضی زخمها به چشم نمیآیند نه چون سطحیاند، بلکه چون آنقدر عمیقاند که در جان تهنشین شدهاند. بعد از انفجار مهیب در بندر شهید رجایی، سازهها در حال بازسازی هستند، سقفهایی که ریخته بودند، دیوارهایی که سوخته بودند، حتی سولههایی که خاکستر شده بودند، به زودی سرپا خواهند شد. اما آنچه بازسازی نشد، روان انسانهایی بود که باید در همان محیط دوباره بایستند، نفس بکشند، کار کنند و سکوت کنند. کارگران و کارمندانی که امروز به بندر بازگشتهاند، نه فقط بار شغلی که بار روانی سنگینی را بر دوش میکشند. حادثه برای آنان، همان لحظه تمام نشد. ذهن و بدن آنها هنوز درگیر لحظهای است که صدا در هم شکست، زمین لرزید، دود سیاه همه جا را فرا گرفت و همکار یا دوستی که کنارشان ایستاده بود، به آسمان پر کشید.
کار در سایهی حادثه انفجار
تصور کنید هر روز صبح به محیطی قدم میگذارید که چندی پیش در آن فاجعهای مرگبار رخ داده است. برای کارگران اسکلهی شهید رجایی، این نه یک تصور، بلکه واقعیتی روزمره است. روانشناسی تروما نشان میدهد که مواجهه با حوادث فاجعهبار مانند انفجار میتواند به اختلال استرس پس از سانحه منجر شود. روانشناسی از اصطلاح «تروما» برای تجربههایی استفاده میکند که ظرفیت روانی ما را درهم میشکنند؛ تجربههایی که آنقدر ناگهانی، پرتنش و پرخسارتاند که بدن و روان انسان نمیتواند آن را جذب یا پردازش کند. برای بسیاری از کارکنان بندر، صدای آژیر یا حتی سکوت کشندهی بندر در صبح، میتواند ماشهی بازگشت ذهنی به لحظهی فاجعه باشد. در ظاهر، همه چیز عادی است، کسی نمی داند که یکی از کارگران هنوز شبها با کابوس از خواب میپرد. کسی نمیداند آن سرپرستی که هر روز با جدیت کارها را پیش میبرد، گاهی در خلوت خودش گریه میکند. روانهای زیادی، خاموش و بیصدا در حال فرسایشاند. از منظر روانشناختی، این اضطراب تنها به لحظهی حادثه محدود نمیشود. کارگران با «اضطراب پیشبینانه» زندگی میکنند، یعنی ترس مداوم از اینکه فاجعهای دیگر در راه است. این نوع اضطراب، بهویژه در محیطهایی که ایمنی بهطور کامل بازسازی نشده، تشدید میشود. گزارشها نشان میدهد که پس از انفجار، برخی تعمیرات اولیه انجام شده، اما کارگران همچنان از نبود تجهیزات ایمنی کافی و نظارت دقیق شکایت دارند. این ناامنی، حس کنترل بر زندگی را از آنها سلب کرده و به فرسودگی روانی بیشتر منجر شده است.
سوگ ناتمام و زیستن با ارواح
در آن حادثه، همکارانی جان باختند که بیشترشان دوستان نزدیک بسیاری از پرسنل بودند. اما آیا فرصتی برای سوگواری واقعی ایجاد شد؟ آیا مراسمی برگزار شد که به کارکنان اجازه دهد در امنیت احساسی، اندوهشان را تجربه و ابراز کنند؟ متاسفانه خیر. اغلب تنها چیزی که شنیده شد، جملهی کوتاه «باید ادامه داد» بود. سوگ ناتمام اندوهی است که در روان باقی میماند، نهفته میماند و بعدتر به اشکال مختلف، گاه به شکل افسردگی، اضطراب یا خشم بروز میکند. آن چه این کارگران و کارمندان تجربه کردند، غم مشترک یک جمع بود، جمعی که مجال گریستن نداشت. برای بسیاری از کارگران بازگشت به اسکله یعنی روبهرو شدن با فقدان. «اسماعیل محمدزاده»، کارگر فعال و نمایندهی کارگران، یکی از مفقودان حادثه بود. مادرش هنوز بیمارستانها و مراکز امدادی را برای یافتن اثری از او زیر پا میگذارد. کارگرانی که با اسماعیل و دیگران کار کردهاند، هر روز در محیط کار با خاطرات آنها مواجه میشوند. یکی از کارگران میگوید: «هر گوشهی اسکله، یه خاطره از یکی از بچههاست. انگار دارن هنوز اینجا کار میکنن، ولی نیستن. گاهی فکر میکنم صداشونو میشنوم.» در روانشناسی، این پدیده بهعنوان «سوگ پیچیده» شناخته میشود، جایی که فقدان عزیزان با فقدان حس امنیت و اعتماد به محیط کار گره میخورد. کارگران نهتنها برای ازدسترفتن دوستانشان سوگواری میکنند بلکه برای ازدسترفتن حس کنترل بر زندگی خود نیز غمگیناند. آنها در محیطی کار میکنند که هر لحظه ممکن است فاجعه دیگری رخ دهد، و این احساس درماندگی، روان آنها را فرسوده میکند. مطالعات روانشناختی نشان میدهد که سوگ پیچیده میتواند به افسردگی، انزوای اجتماعی، و کاهش عملکرد شغلی منجر شود. اما برای کارگران و کارمندان اسکله، توقف کار و تمرکز بر بهبودی روانی، گزینهای ممکن نیست. سوگ کارگران در بستر روابط نابرابر تولید معنا مییابد. کارگران، که اغلب تنها منبع درآمد خانوادههایشان هستند، مجبورند این غم را در سکوت تحمل کنند و به کار ادامه دهند. آنها حق مرخصی طولانی یا دسترسی به خدمات روانشناختی کافی ندارند، چرا که در منطق سرمایهداری، توقف کار یعنی توقف سود. این فشار، کارگران را در چرخهای از استثمار عاطفی و روانی گرفتار میکند، جایی که حتی سوگشان به حاشیه رانده میشود. کارگری که همکارش را در انفجار از دست داده، میگوید: «نمیتونم به خانوادم بگم چقدر حالم بده. اونا به پول من نیاز دارن و این منم که باید قوی باشم.» این اجبار به «قوی بودن» در برابر رنج، یکی از تلخترین نمودهای استثمار سرمایهداری جهانی است.
امنیت گمشده
بندر همیشه محل رفتوآمد بار و کالا و کشتی و انسان بوده، اما از آن روز به بعد، برای برخی دیگر امن نیست. هر صدای ناگهانی، هر بوی ناشناس از انبار، هر لرزش دیوار میتواند زنگ هشدار درون آنان را به صدا درآورد. در چنین محیطی، نمیتوان فقط از کارایی و نظم سخن گفت. سلامت روان بخشی جداییناپذیر از بازسازی واقعی است. هر چند سولهها دوباره بنا شده باشند، اگر آدمها هنوز در ترس و اضطراب زندگی کنند، آن بندر، هنوز زخمیست.
فریادی برای شنیده شدن
کارگران اسکلهی شهید رجایی، در میان دود و خاکستر، نهتنها برای بقای جسمانی، بلکه برای سلامت روانی خود میجنگند. اضطراب، ترس و خاطرات از دست رفتگان، بخشی از واقعیت روزمره آنهاست. این رنجها نه تنها فردی، بلکه محصول سیستمی است که جان و روان کارگر را فدای سود می کند.
برای تغییر این وضعیت، به چیزی فراتر از مرهمهای موقت نیاز است: اصلاحات ساختاری در ایمنی محیط کار، دسترسی به خدمات روانشناختی و مهمتر از همه، بهرسمیت شناختن کرامت انسانی کارگران. کارفرمایان باید مسئولیت سهلانگاریهای گذشته را بپذیرند و برنامههای جامعی برای حمایت از کارگران اجرا کنند. این برنامهها میتوانند شامل مشاورههای روانشناختی رایگان، جلسات گروهی برای پردازش تروما، و بازرسیهای منظم ایمنی باشند. علاوه بر این، کارگران باید در تصمیمگیریهای مربوط به ایمنی محیط کار مشارکت داشته باشند، چرا که آنها بیش از هر کس دیگری از خطرات آگاهاند. ترمیم روان آدمها، نیاز به سیاستهای انسانی، توجه، و زمان دارد. نمیتوان از کارگری که عزیزش را در حادثه از دست داده و هر روز از کنار همان سوله عبور میکند، انتظار داشت «مثل قبل» کار کند.
ترمیم روانهای خاموش در دل بندر
بازسازی روانی، فقط وظیفه روانشناس یا مشاور نیست؛ یک فرایند جمعی، سازمانیافته و انسانیست که از دل همدلی، آموزش و سیاستهای حمایتی میگذرد. بندر شهید رجایی، امروز بیش از بازسازی فیزیکی، به بازسازی روانی نیاز دارد نهفقط برای رهایی از آسیب بلکه برای بازگشت معنا، امنیت و امید. نخستین گام، حضور دائمی تیمهای روانشناسی در محیط بندر است؛ نه برای ارزیابیهای سرد و رسمی، بلکه برای شنیدن بیقضاوت، برای بودن و برای همراهی. گام بعد، ایجاد حلقههای گفتوگو است؛ فضای امنی که کارگران بتوانند درباره احساس گناه، ترس یا اندوه خود حرف بزنند، بدون ترس از ضعیف شناخته شدن. این حلقهها نه تنها کمک به تخلیه هیجانی میکنند، بلکه حس تعلق و حمایت متقابل را هم تقویت میسازند. نباید از سوگواری جمعی و یادبود قربانیان غافل شد. آیینهایی که به کارگران اجازه میدهد با فقدان مواجه شوند، احساسات خود را ابراز کنند و عزاداری را بهعنوان بخشی از فرایند روانی بپذیرند. در کنار همه اینها، روایتگری درست از تجربه کارگران، میتواند جامعه را به سوی مسئولیتپذیری بیشتر سوق دهد. رنج، اگر دیده شود، راهی برای ترمیم باز میکند.
بندر رجایی، هنوز میتپد
با همه اینها، هنوز روزنههایی هست. در همدلی بیکلام کارگری که فلاسک چایاش را بین سه نفر میگرداند.
در دوستی که نگاهش پر از فهم است، حتی اگر حرفی نزند و در لحظاتی که سکوت میان دو نفر، به معنای «میدانم چه میکشی» است. ترمیم، گاهی از همین جا شروع میشود. از دیدن و شنیدن رنجی که به رسمیت شناخته شود. از بازسازی روان، هم زمان با بازسازی دیوار. حادثه بندر شهید رجایی، تنها یک واقعه صنعتی نبود. یک زخم اجتماعی و روانی بود. اگر بخواهیم آیندهای سالمتر و انسانیتر بسازیم، باید به روان آن هایی که هر روز صبح دوباره به محل حادثه برمیگردند، توجه کنیم. ما گذشته را عوض نمیکنیم، اما میتوانیم حال را انسانیتر و آینده را امنتر بسازیم. این مسئولیت فقط فنی نیست، انسانی است.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
هیچ ماده هسته ای از خاک ایران خارج نخواهد شد
کانون سه راه برق بر سکوی قهرمانی ایستاد
نشست هماندیشی رئیس فدراسیون ووشو با رؤسای هیئتهای استانی
بیش از ۱۱۰ هزار نفر کارت آزمون دکتری سال ۱۴۰۵ دریافت کردند
داروی خارجی بیماران پیوند کلیه از پوشش بیمه خارج شد
شناسایی منشا انتشار بوی گاز در غرب بندرعباس دشوار است
جزئیات زمانبندی و شرایط ثبتنام داوطلبان انتخابات شورای اسلامی روستا
آسانی رئیس جدید استقلال را معرفی کرد
مبلغ مالیات هر واحد مسکن مهر اعلام شد
طرح ملی توسعه هوش مصنوعی اصلاح شد
استخدام جدید نخبگان در ۱۴۰۰ «ردیف شغلی»
تکمیل ۳ کانون رفاهی در محور حیاتی بندرعباس–سیرجان
افتتاح دفتر پلیس مهاجرت و گذرنامه ویژه سرمایهگذاران خارجی در هرمزگان
نتایج نهایی آزمون دکتری تخصصی رشته های علوم پزشکی اعلام شد
ریزش ۹۴ هزار واحدی شاخص کل بورس