20

تیر

1405


اقتصادی

03 اردیبهشت 1404 09:00 0 کامنت

سلامت و شفافیت اقتصادی مفاهیمی به‌ظاهر مستقل اما در عمل، درهم‌تنیده و مکمل یکدیگرند. اقتصادی که از سلامت برخوردار باشد، الزاماً دارای ساختارهایی شفاف، پاسخ‌گو و متکی بر اطلاعات صحیح است؛ و از سوی دیگر، هرگاه در یک نظام اقتصادی شفافیت وجود نداشته باشد، بیماری‌هایی چون فساد، رانت، نابرابری و ناکارآمدی در آن رشد خواهد کرد و سلامت آن به خطر می‌افتد. در دنیای امروز، سلامت اقتصادی به‌عنوان معیاری برای سنجش پویایی، عدالت و بهره‌وری در یک کشور شناخته می‌شود. در این مسیر، شفافیت نه‌تنها ابزار بلکه پیش‌شرط رسیدن به سلامت اقتصادی است. اما باید دید که این مفاهیم در عرصه عمل چگونه شکل می‌گیرند، چه شاخص‌هایی دارند، چگونه آسیب می‌بینند و مهم‌تر از آن، چگونه می‌توان سلامت و شفافیت اقتصادی را در جامعه نهادینه کرد؟

در اقتصادهای توسعه‌یافته، سلامت اقتصادی با معیارهایی چون رشد پایدار، توزیع عادلانه منابع، رقابت سالم، بودجه متوازن، سطح اشتغال بالا، ثبات قیمت‌ها و دسترسی برابر به فرصت‌ها سنجیده می‌شود. بااین‌حال، این معیارها تنها در صورتی محقق می‌شوند که زمینه‌های شفافیت اطلاعاتی، دسترسی آزاد به داده‌های اقتصادی، شفافیت بودجه‌ای، نظارت عمومی و گردش آزاد اطلاعات وجود داشته باشد. بدون شفافیت، حتی بهترین سیاست‌های اقتصادی به سرانجام مطلوب نمی‌رسند، زیرا اجرای نادرست، پنهان‌کاری و بی‌اعتمادی اجتماعی مانع اثربخشی آنها می‌شود.

یکی از مهم‌ترین نمودهای عدم شفافیت، پدیده فساد اقتصادی است. فساد، دروازه ورود به تمام بیماری‌های اقتصادی است. زمانی که تصمیمات کلان اقتصادی پشت درهای بسته گرفته می‌شود، زمانی که رانت‌جویان بدون نظارت و پاسخ‌گویی از منابع عمومی استفاده می‌کنند، زمانی که اطلاعات اقتصادی در انحصار گروه‌های خاص قرار دارد، اقتصاد به تدریج بیمار و شکننده می‌شود. در چنین شرایطی، رقابت از بین می‌رود، انگیزه فعالیت‌های مولد کاهش می‌یابد، سرمایه‌گذاری‌های سالم جای خود را به سرمایه‌گذاری‌های رانتی می‌دهد و اعتماد عمومی نسبت به نهادهای اقتصادی از بین می‌رود.

در نقطه مقابل، شفافیت اقتصادی با فراهم آوردن زمینه پاسخ‌گویی، مشارکت عمومی و پیشگیری از فساد، به تقویت سلامت اقتصادی کمک می‌کند. شفافیت نه‌تنها به‌معنای افشای اطلاعات است، بلکه به‌معنای ساختارمند شدن اطلاعات، قابل راستی‌آزمایی بودن آن‌ها، به‌روز بودن داده‌ها و دسترسی همگانی به آن‌هاست. در اقتصادی شفاف، همه بازیگران اقتصادی - اعم از دولت، بخش خصوصی، مردم و نهادهای مدنی - به اطلاعات اقتصادی دسترسی دارند و می‌توانند براساس آن تصمیم‌گیری کنند. این دسترسی آزاد و برابر، رقابت سالم را ممکن می‌سازد، بهره‌وری را افزایش می‌دهد و اعتماد عمومی را تقویت می‌کند.

با بررسی تجربه کشورهای توسعه‌یافته، درمی‌یابیم که دستیابی به سلامت و شفافیت اقتصادی نیازمند اراده سیاسی، نهادسازی کارآمد و فرهنگ‌سازی بلندمدت است. کشورهایی نظیر دانمارک، سوئد، نیوزیلند و فنلاند که همواره در رتبه‌های بالای شاخص شفافیت و سلامت اقتصادی قرار دارند، توانسته‌اند با نهادینه‌کردن فرهنگ پاسخ‌گویی، ایجاد ساختارهای نظارتی مؤثر، شفاف‌سازی بودجه‌های عمومی و مشارکت‌دادن مردم در تصمیم‌گیری‌ها، مسیر توسعه پایدار را هموار سازند. در این کشورها، فساد نه‌تنها جرم قانونی بلکه عملی ضداخلاقی و نابهنجار تلقی می‌شود و همین فرهنگ عمومی، فضای اقتصادی را از آلودگی‌های رفتاری پاک می‌کند.

از منظر نظریه‌های اقتصادی، یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر شفافیت، سطح دموکراسی و آزادی رسانه‌هاست. وجود رسانه‌های مستقل، قوی و حرفه‌ای که بتوانند اطلاعات اقتصادی را تحلیل، بررسی و افشا کنند، سد محکمی در برابر فساد و ناکارآمدی است. رسانه‌ها با ایفای نقش ناظر عمومی، موجب می‌شوند تا نهادهای دولتی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی خود پاسخ‌گو باشند و نتوانند از قدرت خود سوءاستفاده کنند. علاوه بر آن، نهادهای مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد نیز می‌توانند با نظارت اجتماعی، به کنترل و رصد فرآیندهای اقتصادی بپردازند و با آموزش عمومی، مطالبه‌گری اجتماعی را تقویت کنند.

یکی دیگر از عوامل مؤثر در سلامت اقتصادی، ساختار مالیاتی شفاف و عادلانه است. در نظام‌هایی که مالیات به‌درستی و بدون تبعیض دریافت می‌شود، منابع مالی دولت از مسیر قانونی تأمین شده و به‌صورت شفاف در اختیار مردم قرار می‌گیرد. اما در اقتصادهایی که فرار مالیاتی گسترده است، پایه مالیاتی محدود است، و مشوق‌های مالیاتی به گروه‌های خاص داده می‌شود، هم درآمد دولت کاهش می‌یابد، هم نابرابری گسترش می‌یابد و هم فساد در دستگاه‌های اجرایی افزایش پیدا می‌کند. سلامت اقتصادی بدون اصلاح ساختار مالیاتی و شفاف‌سازی درآمد و هزینه‌های دولت ممکن نیست.

در ایران نیز موضوع شفافیت اقتصادی یکی از چالش‌های جدی دهه‌های اخیر بوده است. با وجود تلاش‌هایی در زمینه شفاف‌سازی بودجه، ایجاد سامانه‌های هوشمند مالیاتی، تقویت دیوان محاسبات و نهادهای نظارتی، هنوز هم اقتصاد ایران با پدیده‌هایی چون رانت‌خواری، فرار مالیاتی، فساد سیستماتیک، تخصیص غیربهینه منابع و اطلاعات ناقص اقتصادی مواجه است. یکی از مهم‌ترین موانع شفافیت در اقتصاد ایران، تعدد نهادهای موازی، نبود داده‌های یکپارچه، فقدان شفافیت در شرکت‌های دولتی و خصولتی، و نبود اراده قاطع برای مبارزه با فساد است. علاوه بر آن، اقتصاد ایران به‌شدت به درآمدهای نفتی وابسته بوده که همین امر باعث تضعیف پایه‌های شفافیت، پاسخ‌گویی و سلامت مالی شده است.

برای بهبود سلامت و شفافیت اقتصادی در ایران، باید چند اقدام بنیادین در دستور کار قرار گیرد. نخست، باید نظام اطلاعات اقتصادی کشور یکپارچه، به‌روز و در دسترس عموم قرار گیرد. داده‌های بودجه‌ای، آماری، مالیاتی، بانکی و ارزی باید به‌صورت عمومی منتشر شده و قابل تحلیل باشند. دوم، باید نهادهای نظارتی تقویت شوند، استقلال آنها تضمین شود و ابزارهای مؤثری برای کنترل، حسابرسی و بازرسی در اختیارشان قرار گیرد. سوم، باید فرهنگ پاسخ‌گویی و مطالبه‌گری اجتماعی ترویج شود و مردم بتوانند درباره نحوه هزینه‌کرد منابع عمومی سؤال کنند. چهارم، نظام تصمیم‌گیری اقتصادی باید شفاف، مشارکتی و مبتنی بر منطق کارشناسی باشد، نه ملاحظات سیاسی یا گروهی. پنجم، باید نهادهای خصولتی و شبه‌دولتی که سهم بالایی در اقتصاد دارند، مشمول شفافیت کامل شوند و عملکرد مالی آن‌ها در معرض افکار عمومی قرار گیرد.

همچنین استفاده از فناوری‌های نوین مانند بلاک‌چین، هوش مصنوعی و داده‌کاوی می‌تواند به ارتقای شفافیت اقتصادی کمک کند. با بهره‌گیری از این ابزارها، می‌توان زنجیره جریان مالی، تخصیص منابع، پرداخت‌ها و هزینه‌ها را رصد و کنترل کرد. دولت هوشمند، دولتی است که با استفاده از فناوری، هم از فساد پیشگیری می‌کند و هم کارایی خود را افزایش می‌دهد. اجرای پروژه‌هایی مانند دولت الکترونیک، سامانه شفافیت مالی، پنجره واحد اطلاعات اقتصادی و انتشار عمومی داده‌ها از جمله گام‌های ضروری در این مسیر است.

بنابراین، باید توجه داشت که شفافیت و سلامت اقتصادی، فرآیندی تدریجی و ساختاری است، نه پروژه‌ای کوتاه‌مدت و شعاری. این دو مفهوم نیازمند نهادسازی، قانون‌گذاری مؤثر، مشارکت اجتماعی، شجاعت سیاسی و نیز پایداری در اجرا هستند. کشورهایی که مسیر سلامت اقتصادی را طی کرده‌اند، سال‌ها در این مسیر تلاش کرده‌اند و هزینه‌های آن را نیز پذیرفته‌اند. ازاین‌رو، اگر خواهان اقتصادی سالم، کارآمد، عادلانه و توسعه‌محور هستیم، باید به شفافیت به‌عنوان یک ارزش بنیادی در همه سطوح سیاست‌گذاری، اجرا و نظارت بنگریم و آن را از سطح شعار به سطح عمل بیاوریم.

در پایان باید گفت که اقتصاد بدون شفافیت، همانند بدنی است که در تاریکی حرکت می‌کند؛ برخورد با موانع، افتادن در چاله‌ها و گم‌کردن مسیر، طبیعی‌ترین نتیجه آن خواهد بود. شفافیت، نوری است که مسیر سلامت را روشن می‌کند و جامعه را به‌سمت توسعه، عدالت و پایداری هدایت می‌کند. سلامت اقتصادی بدون شفافیت نه‌تنها ممکن نیست، بلکه در عمل، نوعی فریب‌کاری و بزک‌کردن واقعیت است.

تنها با ایجاد ساختارهایی شفاف، منصفانه، پاسخ‌گو و مبتنی بر اعتماد عمومی است که می‌توان امید داشت اقتصاد کشور در مسیر صحیح و پایدار حرکت کند و رفاه و آسایش را برای مردم به‌ارمغان بیاورد.

دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

فرودگاه‌های هرمزگان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد